فارن پالسی:

معادلات امنیتی خلیج فارس در حال تغییر است؛ فاصله‌گیری تدریجی از واشنگتن

بررسی فارن پالسی نشان می‌دهد کشورهای حوزه خلیج فارس همچنان برای توان نظامی به آمریکا تکیه دارند، اما همزمان در حال گسترش همکاری‌های امنیتی و دفاعی خود با دیگر کشورها هستند؛ روندی که می‌تواند معادلات امنیتی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
معادلات امنیتی خلیج فارس در حال تغییر است؛ فاصله‌گیری تدریجی از واشنگتن
صفحه سیاست-

مجله فارن پالسی در گزارشی به تغییر رویکرد کشورهای حوزه خلیج فارس در قبال آمریکا پرداخته و نوشته است که این کشورها همچنان به همکاری با واشنگتن، به‌ویژه در حوزه نظامی، ادامه می‌دهند، اما همزمان تلاش می‌کنند روابط امنیتی و دفاعی خود را متنوع‌تر کنند.

بر اساس این گزارش، طولانی شدن جنگ و افزایش هزینه‌های اقتصادی، مادی و انسانی آن می‌تواند کشورهای خلیج فارس را به سمت بازنگری در مناسبات امنیتی خود سوق دهد. فارن پالسی با اشاره به افزایش نارضایتی در میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس از واشنگتن، به نقل از یک مقام عرب حوزه خلیج فارس نوشته است که کشورهای این منطقه هزینه‌های درگیری را پرداخت می‌کنند، در حالی که تصمیم آغاز جنگ از سوی آمریکا گرفته شده است.

این گزارش می‌افزاید کشورهای خلیج فارس تا زمانی که توانمندی‌های موشکی و پهپادی کافی در اختیار نداشته باشند، همچنان به حمایت نظامی آمریکا نیاز دارند؛ با این حال، طولانی شدن درگیری‌ها باعث شده رویکرد آنها از تکیه صرف بر واشنگتن فاصله بگیرد و به سمت ایجاد مجموعه‌ای متنوع‌تر از روابط امنیتی حرکت کند.

عربستان؛ نمونه‌ای از تغییر محاسبات امنیتی

فارن پالسی عربستان سعودی را یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این روند معرفی کرده است. ریاض پیش از جنگ علیه ایران به دنبال دستیابی به یک معاهده نظامی رسمی با آمریکا در سطحی مشابه پیمان‌های دفاعی متقابل بود؛ توافقی که می‌توانست واشنگتن را در صورت حمله به عربستان ملزم به حمایت از این کشور کند.

عربستان همچنین خواهان دستیابی به سامانه‌های تسلیحاتی پیشرفته، اشتراک‌گذاری اطلاعات و ترتیبات پایگاهی برای مقابله با تهدیدهای مورد ادعای خود از سوی ایران بود. در نهایت، بر اساس توافق نظامی راهبردی نوامبر ۲۰۲۵، ریاض به توافقی با تعهدات کمتر دست یافت و در مقابل، تأیید فروش جنگنده‌های پیشرفته اف-۳۵ را دریافت کرد.

بر اساس این تحلیل، آغاز جنگ شرایط متفاوتی را برای عربستان رقم زد و ریاض با متحدی مواجه شد که در برخی موارد از مشورت با آن پرهیز می‌کرد و درباره اهداف و راهبرد جنگ نیز ابهاماتی وجود داشت. این گزارش همچنین مدعی شده است که آمریکا درخواست‌های عربستان برای حملات هوایی مستقیم علیه انصارالله یمن را نپذیرفت.

با وجود این، ریاض همچنان همکاری نظامی خود با واشنگتن را ادامه داده و بنا بر این گزارش، در زمینه تبادل اطلاعات مشارکت داشته و حتی در اواخر ژوئیه در یک عملیات مشترک علیه نیروهای مقاومت عراق حضور داشته است.

گسترش همکاری‌های دفاعی در منطقه

فارن پالسی در ادامه به اقدامات کشورهای منطقه برای ایجاد مسیرهای جایگزین اشاره کرده است. بر اساس این گزارش، عربستان در پی تشدید حملات یمن در دریای سرخ، در ژوئیه یک ائتلاف نظامی دریایی چندملیتی با مشارکت ۱۳ شریک منطقه‌ای اعلام کرد و پس از آن نیز با پاکستان و ترکیه توافق دفاعی امضا کرد.

در مورد امارات نیز این مجله به گزارش‌هایی در اواخر آوریل اشاره کرده که بر اساس آن، ابوظبی به صورت محرمانه با رژیم صهیونیستی برای استقرار یک آتشبار پدافند هوایی گنبد آهنین در خاک امارات هماهنگ کرده بود.

با این حال، این گزارش تأکید می‌کند که راهبردهای مختلف کشورهای خلیج فارس نیز محدودیت‌هایی دارند. تجربه قطر و امارات از مذاکرات پشت‌پرده نشان داده است که همکاری گزینشی با طرف‌های مختلف لزوماً تضمینی برای مصون ماندن از حملات به تأسیسات نظامی آمریکا در این کشورها ایجاد نمی‌کند.

در پایان این تحلیل آمده است که با ادامه درگیری و افزایش نگرانی درباره خسارت‌های بیشتر در منطقه و همچنین فشار بر ذخایر مهمات آمریکا، رویکرد واشنگتن بیش از گذشته از اقدامات نظامی به سمت فشار اقتصادی متمایل شده است؛ شرایطی که از نگاه فارن پالسی، کشورهای متحد آمریکا در خلیج فارس را با چشم‌انداز یک درگیری طولانی و بدون پایان روشن مواجه کرده است.

 
 
 
 

 

منبع: ايسنا
اخبار مرتبط
  • پس از بیانیه قرارگاه مرکزی حضرت خاتم‌الانبیا(ص) درباره افشای یک نشست مشترک آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای منطقه، گزارش‌ها از برگزاری جلسه‌ای با حضور فرماندهان نظامی این کشورها در آلمان حکایت دارد.

  • کشورهای حاشیه خلیج فارس پیش از جنگ در تلاش برای متنوع‌سازی اقتصاد خود فراتر از نفت بودند و روی اندک‌ثباتِ خاورمیانه حساب می‌کردند. اما عضو ارشد مؤسسه سلطنتی خدمات متحد (روسی) اچ.ای. هلیِر در یادداشتی در نشریه تایم نوشت که تصمیم رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ برای آغاز جنگ علیه ایران با وجود مخالفت کشورهای منطقه، شکنندگی این رویکرد را آشکار کرد. هزینه‌های بیمه سر به فلک کشید و ایران در پاسخ به تجاوزات، پایگاه‌های آمریکا در این کشورها را هدف قرار داد. این جنگ همگرایی استراتژیک غیرمعمولی میان پادشاهی‌های خلیج‌فارس ایجاد کرد. اکنون به‌طور گسترده پذیرفته شده است که چارچوب امنیتی موجود در منطقه شکست خورده است. هلیر افزود که مقامات منطقه به‌طور کلی بر سه نکته توافق دارند. آن‌ها همچنان علیه ایران موضع می‌گیرند؛ فهمیده‌اند که چتر امنیتی آمریکا دیگر قابل اتکا نیست و درک کرده‌اند که ثبات منطقه‌ای به یک اولویت وجودی تبدیل شده است. اما آن‌ها اکنون اسرائیل را نیز به عنوان یک چالش جدی می‌بینند، اسرائیلی که بر «برتری منطقه‌ای» اصرار دارد. با این حال، رقابت‌های موجود میان اعراب، به‌ویژه عربستان و امارات، به این معناست که همگرایی یک واقعیت تثبیت‌شده نیست، بلکه همچنان یک روند است. به گفته تحلیلگر، کشورهای حاشیه خلیج فارس چند مسئله را به‌خاطر جنگ درک کرده‌اند. چتر امنیتی غیرقابل اتکای آمریکا جنگ، محاسبات دولت‌های منطقه را تغییر داد و یک شوک غیرمنتظره به آن‌ها وارد کرد. این جنگ نشان داد که آمریکا مایل است که برخلاف اعتراض کشورهای حاشیه خلیج فارس، در کنار اسرائیل یک جنگ منطقه‌ای را آغاز کند و سپس ثابت کرد که قادر یا مایل به مدیریت پیامدهای آن نیست. کشورهای حوزه خلیج فارس مدت‌هاست فهمیده‌اند که واشنگتن راهبردی منسجم و کارآمدی در قبال ایران ندارد، اما وقوع جنگ ابعاد تازه‌ای به این وضعیت بخشید. اهدافِ طرف آمریکایی مدام تغییر می‌کرد و شتابِ واشنگتن برای خروج از منطقه، درست در زمانی که ایران تنگه هرمز را بسته بود، این احساس را در کشورهای عربی ایجاد کرد که بدون هیچ‌گونه هشدار، مشورت یا تضمینِ امنیتی، به ورطه جنگ کشیده شده‌اند. در ادامه، بیشتر کشورهای حاشیه خلیج فارس به راهبرد قبلی خود بازگشتند و به کاهش تنش به جای رویارویی با ایران روی آوردند. قطر و عمان، واشنگتن را به سمت یادداشت تفاهم با تهران سوق دادند. عربستان سعودی از میانجی‌گری پاکستان حمایت کرد، امارات، کویت و بحرین می‌خواستند به جنگ ادامه دهند، اما در عرض چند هفته به جریان حامی مذاکرات پیوستند. اما حتی همان توافق نیز محدودیت نفوذ کشورهای حاشیه خلیج فارس را برجسته کرد. این توافق امکان ایجاد صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای ایران را مطرح کرد که توسط «شرکای منطقه‌ای» تأمین مالی می‌شود، شرکایی که با آن‌ها درباره جنگ مشورت نشده بود. به نوشته تحلیلگر، اعراب درباره چگونگی مدیریت وضعیت آینده منطقه که در طول زمان شاهد تسلط کمتر آمریکا خواهد بود، به یک نتیجه واحد نمی‌رسد، اما همه آن‌ها در نهایت انتظار یک معماری امنیتی منطقه‌ای جدید را دارند. آرایش‌های قدیمی و جدید در خلیج فارس آرایش‌های استراتژیک درون شورای همکاری خلیج فارس بارها تغییر کرده است. محاصره قطر توسط عربستان، امارات و بحرین که در ۲۰۱۷ اعمال شد، تا حد زیادی جای خود را به آرایشی متفاوت داده است، به‌طوری که ریاض اکنون به دوحه و مسقط نزدیک‌تر از ابوظبی است. کشورهای حاشیه خلیج فارس اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که هیچ ضامن خارجی واحدی به‌تنهایی قابل اعتماد نیست، بنابراین مسیر امن‌تر آن است که به‌جای تعهد به یک رویکرد واحد، همزمان چند سیاست مختلف را دنبال کنند. امارات متحده عربی این کار را به وضوح انجام می‌دهد و در کنار اقدام علنی علیه ایران، در صورت لزوم با آن تجارت می‌کند و همزمان بدون مشورت با ریاض از اوپک خارج شده است. عربستان سعودی از اقدام زودهنگام و یکجانبه امارات متحده عربی به جای انتظار برای حل و فصل اوضاع ناراضی است. شکاف بین ریاض و ابوظبی واضح‌ترین نشانه است که کشورهای خلیج فارس همچنان فاصله قابل توجهی با انسجام استراتژیک واقعی دارند. تنگه هرمز، اهرم فشاری که در اختیار ایران باقی خواهد ماند اما واقعیت‌های جغرافیایی هرگونه استراتژی را در منطقه محدود می‌کند. ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس مشترکاً از تنگه هرمز استفاده می‌کنند،‌ آبراهی که یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند. چند دهه بدگمانی از یکدیگر هرگز وابستگی اقتصادی متقابل کشورهای منطقه را قطع نکرده است. قطر و ایران همچنان به‌طور مشترک از بزرگ‌ترین میدان گازی جهان بهره‌برداری می‌کنند. هیچ‌یک از این‌ها اعتمادآور نیست، اما مانع انفعال محض می‌شود. تهران نیز در این جنگ از نوع جدیدی از اهرم فشار استفاده کرد و نشان داده است که کنترل بر هرمز یک اهرم استراتژیک بزرگ محسوب می‌شود. تحلیلگر افزود که اهرم فشار تهران بر هرمز پایدار خواهد ماند. کارشناس اندیشکده روسی تأکید کرد که ایران را نمی‌توان با آرزو و خیال‌پردازی از معادلات حذف کرد. از سوی دیگر، اسرائیل بر مشکلات منطقه افزوده است. رژیم صهیونیستی هیچگاه به آتش‌بس پایبند نماند و در تمام مدت مذاکرات به لبنان حمله می‌کرد. واشنگتن نیز از اسرائیل حمایت کرد و در ادامه آتش‌بس از هم پاشید. اسرائیل حتی توافق‌هایی که واشنگتن مذاکره می‌کند را نادیده می‌گیرد و این موضوع، آن را به یک مشکل استراتژیک فوری برای کشورهای حاشیه خلیج فارس تبدیل می‌کند.

  • رایزنی‌های ایران و آمریکا در نیویورک در حالی ادامه دارد که گزارش‌ها از بررسی یک توافق مرحله‌ای برای پایان جنگ حکایت دارد؛ همزمان تحولات نظامی و نفتی در منطقه نیز ادامه یافته است.

ارسال نظر