جنگ ایران معادلات امنیتی خلیج فارس را تغییر داد؛ نگاه تازه اعراب به آمریکا و اسرائیل

کشورهای حاشیه خلیج فارس پیش از جنگ در تلاش برای متنوع‌سازی اقتصاد خود فراتر از نفت بودند و روی اندک‌ثباتِ خاورمیانه حساب می‌کردند. اما عضو ارشد مؤسسه سلطنتی خدمات متحد (روسی) اچ.ای. هلیِر در یادداشتی در نشریه تایم نوشت که تصمیم رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ برای آغاز جنگ علیه ایران با وجود مخالفت کشورهای منطقه، شکنندگی این رویکرد را آشکار کرد. هزینه‌های بیمه سر به فلک کشید و ایران در پاسخ به تجاوزات، پایگاه‌های آمریکا در این کشورها را هدف قرار داد. این جنگ همگرایی استراتژیک غیرمعمولی میان پادشاهی‌های خلیج‌فارس ایجاد کرد. اکنون به‌طور گسترده پذیرفته شده است که چارچوب امنیتی موجود در منطقه شکست خورده است. هلیر افزود که مقامات منطقه به‌طور کلی بر سه نکته توافق دارند. آن‌ها همچنان علیه ایران موضع می‌گیرند؛ فهمیده‌اند که چتر امنیتی آمریکا دیگر قابل اتکا نیست و درک کرده‌اند که ثبات منطقه‌ای به یک اولویت وجودی تبدیل شده است. اما آن‌ها اکنون اسرائیل را نیز به عنوان یک چالش جدی می‌بینند، اسرائیلی که بر «برتری منطقه‌ای» اصرار دارد. با این حال، رقابت‌های موجود میان اعراب، به‌ویژه عربستان و امارات، به این معناست که همگرایی یک واقعیت تثبیت‌شده نیست، بلکه همچنان یک روند است. به گفته تحلیلگر، کشورهای حاشیه خلیج فارس چند مسئله را به‌خاطر جنگ درک کرده‌اند. چتر امنیتی غیرقابل اتکای آمریکا جنگ، محاسبات دولت‌های منطقه را تغییر داد و یک شوک غیرمنتظره به آن‌ها وارد کرد. این جنگ نشان داد که آمریکا مایل است که برخلاف اعتراض کشورهای حاشیه خلیج فارس، در کنار اسرائیل یک جنگ منطقه‌ای را آغاز کند و سپس ثابت کرد که قادر یا مایل به مدیریت پیامدهای آن نیست. کشورهای حوزه خلیج فارس مدت‌هاست فهمیده‌اند که واشنگتن راهبردی منسجم و کارآمدی در قبال ایران ندارد، اما وقوع جنگ ابعاد تازه‌ای به این وضعیت بخشید. اهدافِ طرف آمریکایی مدام تغییر می‌کرد و شتابِ واشنگتن برای خروج از منطقه، درست در زمانی که ایران تنگه هرمز را بسته بود، این احساس را در کشورهای عربی ایجاد کرد که بدون هیچ‌گونه هشدار، مشورت یا تضمینِ امنیتی، به ورطه جنگ کشیده شده‌اند. در ادامه، بیشتر کشورهای حاشیه خلیج فارس به راهبرد قبلی خود بازگشتند و به کاهش تنش به جای رویارویی با ایران روی آوردند. قطر و عمان، واشنگتن را به سمت یادداشت تفاهم با تهران سوق دادند. عربستان سعودی از میانجی‌گری پاکستان حمایت کرد، امارات، کویت و بحرین می‌خواستند به جنگ ادامه دهند، اما در عرض چند هفته به جریان حامی مذاکرات پیوستند. اما حتی همان توافق نیز محدودیت نفوذ کشورهای حاشیه خلیج فارس را برجسته کرد. این توافق امکان ایجاد صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای ایران را مطرح کرد که توسط «شرکای منطقه‌ای» تأمین مالی می‌شود، شرکایی که با آن‌ها درباره جنگ مشورت نشده بود. به نوشته تحلیلگر، اعراب درباره چگونگی مدیریت وضعیت آینده منطقه که در طول زمان شاهد تسلط کمتر آمریکا خواهد بود، به یک نتیجه واحد نمی‌رسد، اما همه آن‌ها در نهایت انتظار یک معماری امنیتی منطقه‌ای جدید را دارند. آرایش‌های قدیمی و جدید در خلیج فارس آرایش‌های استراتژیک درون شورای همکاری خلیج فارس بارها تغییر کرده است. محاصره قطر توسط عربستان، امارات و بحرین که در ۲۰۱۷ اعمال شد، تا حد زیادی جای خود را به آرایشی متفاوت داده است، به‌طوری که ریاض اکنون به دوحه و مسقط نزدیک‌تر از ابوظبی است. کشورهای حاشیه خلیج فارس اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که هیچ ضامن خارجی واحدی به‌تنهایی قابل اعتماد نیست، بنابراین مسیر امن‌تر آن است که به‌جای تعهد به یک رویکرد واحد، همزمان چند سیاست مختلف را دنبال کنند. امارات متحده عربی این کار را به وضوح انجام می‌دهد و در کنار اقدام علنی علیه ایران، در صورت لزوم با آن تجارت می‌کند و همزمان بدون مشورت با ریاض از اوپک خارج شده است. عربستان سعودی از اقدام زودهنگام و یکجانبه امارات متحده عربی به جای انتظار برای حل و فصل اوضاع ناراضی است. شکاف بین ریاض و ابوظبی واضح‌ترین نشانه است که کشورهای خلیج فارس همچنان فاصله قابل توجهی با انسجام استراتژیک واقعی دارند. تنگه هرمز، اهرم فشاری که در اختیار ایران باقی خواهد ماند اما واقعیت‌های جغرافیایی هرگونه استراتژی را در منطقه محدود می‌کند. ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس مشترکاً از تنگه هرمز استفاده می‌کنند،‌ آبراهی که یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند. چند دهه بدگمانی از یکدیگر هرگز وابستگی اقتصادی متقابل کشورهای منطقه را قطع نکرده است. قطر و ایران همچنان به‌طور مشترک از بزرگ‌ترین میدان گازی جهان بهره‌برداری می‌کنند. هیچ‌یک از این‌ها اعتمادآور نیست، اما مانع انفعال محض می‌شود. تهران نیز در این جنگ از نوع جدیدی از اهرم فشار استفاده کرد و نشان داده است که کنترل بر هرمز یک اهرم استراتژیک بزرگ محسوب می‌شود. تحلیلگر افزود که اهرم فشار تهران بر هرمز پایدار خواهد ماند. کارشناس اندیشکده روسی تأکید کرد که ایران را نمی‌توان با آرزو و خیال‌پردازی از معادلات حذف کرد. از سوی دیگر، اسرائیل بر مشکلات منطقه افزوده است. رژیم صهیونیستی هیچگاه به آتش‌بس پایبند نماند و در تمام مدت مذاکرات به لبنان حمله می‌کرد. واشنگتن نیز از اسرائیل حمایت کرد و در ادامه آتش‌بس از هم پاشید. اسرائیل حتی توافق‌هایی که واشنگتن مذاکره می‌کند را نادیده می‌گیرد و این موضوع، آن را به یک مشکل استراتژیک فوری برای کشورهای حاشیه خلیج فارس تبدیل می‌کند.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
جنگ ایران معادلات امنیتی خلیج فارس را تغییر داد؛ نگاه تازه اعراب به آمریکا و اسرائیل
صفحه سیاست-

اچ.ای. هلیِر، عضو ارشد مؤسسه سلطنتی خدمات متحد انگلیس، در یادداشتی با بررسی پیامدهای جنگ علیه ایران نوشت تصمیم دونالد ترامپ برای آغاز جنگ، با وجود مخالفت کشورهای منطقه، شکنندگی چارچوب امنیتی موجود در خلیج فارس را آشکار کرد.

به نوشته این تحلیلگر، افزایش هزینه‌های بیمه و هدف قرار گرفتن پایگاه‌های آمریکا در کشورهای منطقه در واکنش به حملات علیه ایران، محاسبات کشورهای عربی را تغییر داد و همگرایی استراتژیک کم‌سابقه‌ای را میان برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس ایجاد کرد.

هلیِر معتقد است در حال حاضر این دیدگاه در منطقه تقویت شده است که چارچوب امنیتی موجود کارآمد نیست. به گفته او، مقام‌های کشورهای منطقه در سه موضوع اشتراک نظر بیشتری پیدا کرده‌اند؛ ادامه موضع‌گیری علیه ایران، کاهش اعتماد به چتر امنیتی آمریکا و تبدیل ثبات منطقه‌ای به یک اولویت اساسی.

1

کاهش اعتماد به چتر امنیتی آمریکا

این تحلیلگر با اشاره به تجربه جنگ اخیر نوشت کشورهای حاشیه خلیج فارس دریافتند آمریکا ممکن است برخلاف نظر آنها وارد یک جنگ منطقه‌ای شود، اما در ادامه توانایی یا تمایل لازم برای مدیریت پیامدهای آن را نداشته باشد.

به نوشته هلیِر، تغییر مداوم اهداف آمریکا و تلاش واشنگتن برای کاهش حضور خود در منطقه، هم‌زمان با بسته شدن تنگه هرمز، این احساس را در برخی کشورهای عربی ایجاد کرد که بدون هشدار، مشورت یا تضمین امنیتی کافی وارد یک درگیری شده‌اند.

پس از آن، بخش عمده کشورهای حاشیه خلیج فارس بار دیگر به سمت کاهش تنش با ایران حرکت کردند. قطر و عمان برای سوق دادن واشنگتن به سمت تفاهم با تهران تلاش کردند و عربستان سعودی نیز از میانجی‌گری پاکستان حمایت کرد.

امارات، کویت و بحرین که در ابتدا مواضع متفاوتی درباره ادامه جنگ داشتند، طی چند هفته به جریان حامی مذاکرات پیوستند.

2

رقابت عربستان و امارات مانع همگرایی کامل

هلیِر در عین حال تأکید کرد همگرایی میان کشورهای عربی منطقه هنوز به یک واقعیت تثبیت‌شده تبدیل نشده است و رقابت‌های موجود، به‌ویژه میان عربستان سعودی و امارات، همچنان مانع شکل‌گیری یک انسجام استراتژیک کامل است.

او با اشاره به تحولات شورای همکاری خلیج فارس نوشت آرایش‌های منطقه‌ای در سال‌های اخیر تغییر کرده‌اند و روابط ریاض با دوحه و مسقط در مقاطعی به همکاری بیشتری نسبت به روابط عربستان و ابوظبی منجر شده است.

به گفته این تحلیلگر، کشورهای حاشیه خلیج فارس اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که اتکا به یک ضامن خارجی واحد نمی‌تواند امنیت آنها را تضمین کند و به همین دلیل ترجیح می‌دهند هم‌زمان چند مسیر متفاوت را دنبال کنند.

تنگه هرمز

تنگه هرمز؛ اهرم مهم ایران در معادلات منطقه

در بخش دیگری از این تحلیل، تنگه هرمز به عنوان یکی از عوامل محدودکننده هرگونه راهبرد امنیتی در منطقه مورد توجه قرار گرفته است.

هلیِر با اشاره به وابستگی متقابل ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس به این آبراه نوشت تنگه هرمز مسیر عبور بخش قابل توجهی از انرژی جهان است و اختلافات سیاسی نتوانسته وابستگی اقتصادی کشورهای منطقه به یکدیگر را از بین ببرد.

او همچنین به همکاری ایران و قطر در بهره‌برداری از میدان گازی مشترک اشاره کرد و نوشت این وابستگی‌ها اگرچه به معنای وجود اعتماد میان کشورهای منطقه نیست، اما مانع از انفعال کامل آنها می‌شود.

به نوشته هلیِر، ایران در جریان جنگ اخیر نشان داد کنترل و تأثیرگذاری بر تنگه هرمز می‌تواند یک اهرم راهبردی مهم باشد و این اهرم همچنان در محاسبات منطقه‌ای باقی خواهد ماند.

اسرائیل؛ چالش تازه برای کشورهای خلیج فارس

این تحلیلگر در ادامه، رفتار اسرائیل را یکی دیگر از عواملی دانست که بر پیچیدگی‌های امنیتی منطقه افزوده است.

به نوشته هلیِر، حملات اسرائیل در جریان مذاکرات و تداوم حمایت واشنگتن از این رژیم، نگرانی کشورهای منطقه درباره قابل پیش‌بینی بودن تحولات امنیتی را افزایش داده است.

او معتقد است کشورهای حاشیه خلیج فارس اکنون اسرائیل را نیز به عنوان یک چالش جدی در معادلات منطقه‌ای می‌بینند؛ به‌ویژه با توجه به اصرار این رژیم بر حفظ «برتری منطقه‌ای».

در مجموع، این تحلیل بر این دیدگاه استوار است که جنگ علیه ایران محاسبات امنیتی کشورهای حاشیه خلیج فارس را تغییر داده و آنها را به سمت جست‌وجوی یک معماری امنیتی جدید سوق داده است؛ معماری‌ای که در آن اتکا به آمریکا به عنوان تنها ضامن امنیت منطقه کاهش خواهد یافت.

 

 

منبع: فارس
اخبار مرتبط
ارسال نظر