توافق دفاعی سهجانبه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در مکه را نمیتوان صرفاً یک پیمان نظامی میان سه کشور تلقی کرد. اهمیت این توافق بیش از آنکه در مفاد رسمی آن خلاصه شود، در شرایطی است که این پیمان در آن شکل گرفته است؛ شرایطی که نظم امنیتی سنتی خاورمیانه با پرسشهای جدی مواجه شده و کشورهای منطقه بیش از گذشته به دنبال یافتن سازوکارهایی برای کاهش آسیبپذیری خود هستند.
محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، در این توافق بر اصل دفاع جمعی تأکید کردهاند؛ به این معنا که حمله مسلحانه به یکی از اعضا، تهدیدی علیه همه اعضا تلقی شود.
در ظاهر، این فرمول یادآور ماده پنجم پیمان ناتو است؛ اما تفاوت مهمی وجود دارد. توافق مکه هنوز فاقد ساختار فرماندهی مشترک، بودجه دفاعی مشترک و سازوکارهای اجرایی یکپارچهای است که یک پیمان نظامی کلاسیک به آن نیاز دارد. بنابراین، دستکم در مقطع فعلی، باید آن را بیشتر یک تعهد سیاسی ـ امنیتی و چارچوبی برای همکاری راهبردی دانست تا یک اتحاد نظامی تمامعیار.
چرا ریاض به دنبال یک ترتیبات امنیتی جدید است؟
یکی از مهمترین پرسشها این است که چرا عربستان در مقطع کنونی به سمت چنین توافقی حرکت کرده است؟
پاسخ را باید در تغییر محاسبات امنیتی ریاض جستوجو کرد. عربستان طی دهههای گذشته بخش قابل توجهی از امنیت خود را بر همکاری راهبردی با آمریکا بنا کرده است. اما تحولات سالهای اخیر، بهویژه افزایش تهدیدات علیه زیرساختهای حیاتی منطقه، این تصور را تقویت کرده که اتکای کامل به یک قدرت خارجی نمیتواند برای همیشه تضمینکننده امنیت باشد.
در چنین شرایطی، ریاض به دنبال تنوعبخشی به منابع قدرت و تضمینهای امنیتی خود است. توافق با ترکیه و پاکستان را میتوان بخشی از همین راهبرد دانست؛ راهبردی که در آن عربستان میخواهد به جای تکیه بر یک ستون، چندین ستون امنیتی در اطراف خود ایجاد کند.
این تغییر البته به معنای قطع رابطه امنیتی با واشنگتن نیست. برعکس، یکی از اهداف پنهان چنین توافقهایی میتواند افزایش قدرت چانهزنی عربستان در برابر آمریکا باشد.
پیام ریاض به واشنگتن؛ «گزینههای دیگری هم داریم»
مهمترین پیام سیاسی توافق مکه شاید نه در جهت مقابله مستقیم با آمریکا، بلکه در تعامل با این کشور قابل فهم باشد.
ریاض با نزدیک شدن به آنکارا و اسلامآباد نشان میدهد که برای تأمین امنیت خود صرفاً به یک شریک خارجی وابسته نیست. این پیام میتواند در مذاکرات امنیتی آینده، بهویژه در موضوع تضمینهای دفاعی، فروش تسلیحات و ترتیبات امنیتی منطقهای، قدرت مانور بیشتری در اختیار عربستان قرار دهد.
به بیان دیگر، توافق مکه میتواند همزمان دو کارکرد داشته باشد: ایجاد یک لایه امنیتی جدید برای عربستان و افزایش فشار سیاسی بر واشنگتن برای ارائه تضمینهای بیشتر.
از این منظر، توافق مکه لزوماً جایگزین چتر امنیتی آمریکا نیست؛ بلکه میتواند ابزاری برای بازتعریف رابطه امنیتی ریاض با واشنگتن باشد.
مثلث عربستان، ترکیه و پاکستان؛ سه ظرفیت متفاوت
یکی دیگر از دلایل اهمیت توافق، ترکیب سه کشوری است که هرکدام از ظرفیت متفاوتی برخوردارند.
عربستان از منابع مالی، انرژی و قدرت سرمایهگذاری گسترده برخوردار است. ترکیه دارای توان نظامی قابل توجه، تجربه عملیاتی و صنعت دفاعی رو به رشد است و پاکستان نیز به عنوان یک قدرت هستهای، از ظرفیتهای نظامی و ژئوپلیتیکی خاص خود برخوردار است.
ترکیب این سه ظرفیت میتواند از نظر سیاسی و روانی وزن قابل توجهی ایجاد کند.
اما همینجا باید میان ظرفیت بالقوه و توان عملیاتی تفاوت قائل شد. اینکه سه کشور از مجموع توانمندیهای قابل توجهی برخوردارند، الزاماً به این معنا نیست که در صورت وقوع بحران، حاضر یا قادر به ورود مستقیم به یک جنگ منطقهای خواهند بود.
این همان نقطهای است که آینده توافق مکه را تعیین خواهد کرد.
ریاض به دنبال رهبری یک معماری امنیتی منطقهای است
میزبانی عربستان از توافق و پیشبینی استقرار دبیرخانه آن در این کشور نیز معنای مهمی دارد.
ریاض طی سالهای اخیر تلاش کرده است خود را از جایگاه یک بازیگر صرفاً نفتی و مالی خارج کرده و به یکی از مراکز تصمیمسازی سیاسی منطقه تبدیل کند. توافق مکه میتواند بخشی از همین پروژه باشد.
عربستان با ایجاد پیوندهای امنیتی با ترکیه و پاکستان، در واقع تلاش میکند شبکهای از روابط راهبردی چندلایه ایجاد کند؛ شبکهای که علاوه بر امنیت، حوزههای انرژی، تجارت، سرمایهگذاری و ترانزیت را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
در این چارچوب، توافق مکه را میتوان بخشی از رقابت گستردهتر برای شکلدهی به نظم جدید خاورمیانه دانست؛ نظمی که در آن کشورهای منطقه تلاش میکنند نقش بیشتری در تعیین قواعد امنیتی خود داشته باشند.
اما یک سؤال کلیدی باقی میماند؛ این پیمان در میدان چه میکند؟
بزرگترین چالش توافق مکه، فاصله میان بازدارندگی روی کاغذ و بازدارندگی در میدان است.
اصل دفاع جمعی زمانی میتواند بازدارنده باشد که طرف مقابل باور کند حمله به یک عضو، واقعاً واکنش مشترک سایر اعضا را به دنبال خواهد داشت.
در غیر این صورت، این اصل بیشتر یک پیام سیاسی خواهد بود تا یک ضمانت نظامی.
ترکیه و پاکستان نیز برای ورود مستقیم به منازعات پیچیده منطقهای با محدودیتهای جدی مواجه هستند. آنکارا درگیر محاسبات امنیتی خود در سوریه، عراق، شرق مدیترانه و روابطش با قدرتهای مختلف است و اسلامآباد نیز با چالشهای امنیتی و اقتصادی خاص خود مواجه است.
بنابراین، اینکه این دو کشور در شرایط بحرانی تا چه اندازه حاضر به پرداخت هزینه برای دفاع مستقیم از عربستان باشند، پرسشی است که پاسخ آن هنوز روشن نیست.
ائتلاف مکه؛ سپر واقعی یا پوشش سیاسی؟
از همین منظر، میتوان توافق مکه را در مرحله کنونی نوعی «بازدارندگی سیاسی» دانست؛ توافقی که بیش از آنکه یک سپر نظامی یکپارچه ایجاد کرده باشد، تلاش میکند هزینه تهدید علیه اعضا را از طریق ایجاد ابهام درباره واکنش احتمالی آنها افزایش دهد.
این ابهام خود میتواند ارزش بازدارندگی داشته باشد؛ اما تا زمانی که سازوکار فرماندهی مشترک، برنامه عملیاتی، تقسیم مسئولیت و تعهدات مشخص نظامی شکل نگیرد، نمیتوان آن را با یک پیمان دفاعی کامل مقایسه کرد.
در واقع، موفقیت توافق مکه نه در مراسم امضا، بلکه در نخستین بحران جدی سنجیده خواهد شد.
اگر در یک بحران واقعی، ترکیه و پاکستان حاضر به ارائه حمایت عملی، اطلاعاتی، لجستیکی یا حتی نظامی از عربستان باشند، این توافق میتواند به تدریج از یک تعهد سیاسی به یک معماری امنیتی واقعی تبدیل شود. در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که پیمان مکه در سطح یک ابتکار دیپلماتیک باقی بماند.
رقابت برای نظم امنیتی آینده خاورمیانه
اهمیت اصلی توافق مکه در نهایت به یک مسئله بزرگتر بازمیگردد: خاورمیانه در حال تجربه دورهای از بازتعریف ترتیبات امنیتی است.
کشورهای منطقه از یک سو همچنان به قدرتهای فرامنطقهای نیاز دارند و از سوی دیگر نمیخواهند امنیت خود را به طور کامل به تصمیمات واشنگتن یا دیگر بازیگران خارجی گره بزنند.
عربستان در چنین فضایی تلاش میکند میان روابط خود با آمریکا، ترکیه، پاکستان و سایر قدرتهای منطقهای تعادل ایجاد کند. این سیاست به ریاض امکان میدهد در برابر تغییرات احتمالی نظم منطقهای، گزینههای بیشتری در اختیار داشته باشد.
از این منظر، توافق مکه را نباید تنها یک پیمان علیه یک تهدید مشخص دانست؛ بلکه باید آن را تلاشی برای بیمه کردن عربستان در برابر آیندهای نامطمئن ارزیابی کرد.
جمعبندی
توافق دفاعی عربستان، ترکیه و پاکستان در مکه را میتوان یکی از نشانههای مهم حرکت خاورمیانه به سمت ترتیبات امنیتی چندلایه دانست. ریاض با این توافق، هم به دنبال تقویت بازدارندگی خود است، هم میخواهد ظرفیتهای امنیتی و سیاسی ترکیه و پاکستان را در کنار منابع مالی و انرژی خود قرار دهد و هم پیام روشنی به واشنگتن ارسال کند: امنیت عربستان دیگر الزاماً به یک مسیر واحد محدود نخواهد بود.
با این حال، نباید میان امضای یک توافق و شکلگیری یک اتحاد نظامی واقعی فاصله موجود را نادیده گرفت. نبود ساختار فرماندهی مشترک و مشخص نبودن میزان تعهد عملی اعضا، مهمترین محدودیت توافق مکه در شرایط کنونی است.
به همین دلیل، ارزش واقعی این پیمان نه در مفاد بیانیهها، بلکه در نخستین آزمون امنیتی جدی آن مشخص خواهد شد. اگر سه کشور بتوانند تعهدات سیاسی خود را به سازوکارهای عملی تبدیل کنند، توافق مکه میتواند به یکی از پایههای معماری امنیتی جدید منطقه تبدیل شود؛ اما اگر همکاریها در سطح بیانیه، مانور و هماهنگی سیاسی باقی بماند، این توافق بیش از آنکه یک «ناتو در خاورمیانه» باشد، ابزاری برای مدیریت ریسک و افزایش قدرت چانهزنی سه کشور، بهویژه عربستان، خواهد بود.