صفحه سیاست گزارش می‌دهد؛

معادله ناهمگون تنگه هرمز و تقویم سیاسی؛ چرا غرب در محاسبات بازدارندگی فرومانده است؟

اصرار رسانه‌ها و اتاق‌های فکر غربی بر گره‌زدن زمان‌بندی احتمالی درگیری‌های منطقه به تقویم‌های سیاسی ۲۷ اکتبر در تل‌آویو و ۳ نوامبر در واشنگتن، ناشی از یک خطای محاسباتی شناختی در فهم «دکترین بازدارندگی ناهمگون ایران» و ظرفیت اهرم‌های ژئوپلیتیک نظیر تنگه هرمز است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
معادله ناهمگون تنگه هرمز و تقویم سیاسی؛ چرا غرب در محاسبات بازدارندگی فرومانده است؟
صفحه سیاست-

پایان اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل، بار دیگر خاورمیانه را در دالان مبهم «نه جنگِ فراگیر، نه صلح پایدار» قرار داده است. در شرایطی که دونالد ترامپ شروط هفت‌گانه ایران را رد کرده اما همزمان بر شانس دیپلماسی اصرار می‌ورزد و تهران نیز ضمن تثبیت اهرم نظامی تنگه هرمز، درهای رایزنی را باز گذاشته، اکثر تحلیلی‌های کلاسیک غربی دچار ساده‌انگاری ساختاری شده‌اند.

آن‌ها خروج از این وضعیت را صرفاً تابع حساب‌وکتاب‌های درون‌حزبی در تل‌آویو و کاخ سفید می‌دانند، حال آنکه تجربه «جنگ ۴۰ روزه» مفروضات سنت‌گرایانه درباره «زمان‌بندی» و «محدودسازی نبرد» را فروریخت.

بطلان دکترین «نبرد کلاسیک» و زوال زمان‌بندی غربی

پایه‌ریزی دکترین نظامی آمریکا و اسرائیل بر اساس منطق «حمله جراحی، پاسخ محدود و خاتمه سریع» طراحی شده است. اما متغیر اصلی در معادله دفاعی ایران، خروج از الگوی پاسخ خطی و تبدیل نبرد نقطه‌ای به یک بحران چندلایه، منطقه‌ای و نامتقارن است.

هنگامی که جغرافیای درگیری از یک نقطه مشخص فراتر رفته و به پهنه‌های دریانوردی، پایگاه‌های منطقه‌ای و شبکه‌های بازدارندگی موشکی سرایت می‌کند، تعیین «ساعت آغاز» دیگر ارزش استراتژیک خود را از دست می‌دهد. تل‌آویو ممکن است بتواند زمان نخستین شلیک را در جدول زمانی خود ثبت کند، اما به دلیل عدم تقارن در ابزارها و پاسخ‌ها، هرگز صاحب اختیار تعیین «زمان پایان» یا «سطح خسارت» نخواهد بود.

۲۷ اکتبر؛ ریسک انتحار سیاسی در تل‌آویو

در اسرائیل، تقویم انتخابات ۲۷ اکتبر حاکمان وقت را وسوسه می‌کند تا با دست‌یازی به گزینه‌های نظامی، موازنه کرسی‌های کنست را به نفع خود تغییر دهند. اما این محاسبه از یک نقطه آسیب‌پذیر رنج می‌برد: «آسیب‌پذیری عمیق در جبهه داخلی».

نتانیاهو

اگر اقدام نظامی برای مصارف انتخاباتی، موج جدیدی از پاسخ‌های موشکی و منطقه‌ای را فعال کند، نه تنها امنیت بازسازی نخواهد شد، بلکه بحران‌های زنجیره‌ای اجتماعی و اقتصادی پدید آمده، به ضدِخود تبدیل می‌شود. تجربه نبردهای اخیر نشان داده افکار عمومی و ساختارهای زیربنایی در سرزمین‌های اشغالی، تاب‌آوری اندکی در برابر جنگ‌های فرسایشی و پاسخ‌های چندمحوره دارند.

 ۳ نوامبر؛ تنگه هرمز به عنوان متغیر معکوس در اقتصاد آمریکا

در واشنگتن، انتخابات میان‌دوره‌ای ۳ نوامبر تمرکز ترامپ را بر افکار عمومی، شاخص‌های اقتصادی و قیمت سوخت معطوف کرده است. آسیب‌پذیری کاخ سفید دقیقاً در همین نقطه گره می‌خورد: «پیوند ناگسستنی بازار انرژی با امنیت خلیج فارس».

ترامپ

در دیپلماسی جدید ایران، تنگه هرمز دیگر یک گذرگاه ساده جغرافیایی نیست، بلکه یک «اهرم تضمین دیپلماتیک» و یک ابزار بازدارندگی اقتصادی است. رد پیشنهادهای ۷ روزه بازگشایی تنگه هرمز یا بی‌توجهی به شروط تهران، قیمت جهانی نفت را به بشکه‌ای بالای ۱۰۰ دلار سوق داده و جهش تورمی بی‌سابقه‌ای را به بازار آمریکا تزریق می‌کند. برای رئیس‌جمهوری که حیات سیاسی حزبش به رضایت ۳۴ درصدی مردم متکی است، اختلال در شریان‌های انرژی یعنی خودکشی در پای صندوق‌های رأی ۳ نوامبر.

متغیر بومی ایران؛ مدیریت هم‌زمان میدان و دیپلماسی

آنچه واشنگتن و تل‌آویو در محاسبات خود ندیده می‌گیرند، ظرفیت ایران در «تبدیل زمان به هزینه» برای دشمن است. ایران ثابت کرده است که میان میدان نبرد، اهرم‌های منطقه‌ای، امنیت انرژی و چانه‌زنی‌های دیپلماتیک، گسستی وجود ندارد.

تا زمانی که طرف مقابل بخواهد از زبان تحریم، تهدید یا اولتیماتوم استفاده کند، ایران نیازی به پیروی از تقویم‌های ساخته‌شده در واشنگتن یا تل‌آویو ندارد. تهران با حفظ آمادگی بالای دفاعی و گره‌زدن امنیت بین‌المللی به احقاق حقوق خود، سناریوی «جنگ کم‌هزینه و کوتاه‌مدت» را برای رقبایش به یک «بحران دائمی و پرهزینه» تبدیل کرده است.

جست‌وجوی کلید جنگ آینده در صندوق‌های رأی ۲۷ اکتبر اسرائیل یا ۳ نوامبر آمریکا، نشانه عدم درک منطق بازدارندگی در خاورمیانه است. تاریخ‌های انتخاباتی شاید مانیفست‌های تبلیغاتی بسازند، اما در میدان واقعی، این «قدرت تحمیل هزینه و اراده بازدارنده ایران» است که معادله نهایی را دیکته می‌کند.

تصمیم‌گیران غربی اگر خواهان فرار از آسیب‌های مرگبار اقتصادی و نظامی هستند، ناچارند به جای تنظیم ساعت‌هایشان با تقویم‌های سیاسی داخلی، واقعیت‌های سخت میدان و شروط منطقی تهران را بپذیرند.

اخبار مرتبط
ارسال نظر