سفر وزیر امور خارجه ایران به چین را نمیتوان صرفاً یک دیدار دوجانبه معمولی دانست. این سفر پس از حضور مقامهای ایرانی و چینی در نشستهای سازمان همکاری شانگهای و بریکس و در شرایطی انجام شده که تحولات مربوط به ایران، آمریکا و امنیت خلیج فارس بار دیگر در مرکز رایزنیهای دیپلماتیک قرار گرفته است.
وزارت خارجه چین اعلام کرده است که عراقچی روز ۱۶ سپتامبر در پکن با وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، دیدار و گفتوگو خواهد کرد. بنابراین، اصل سفر و دیدار دیپلماتیک تأیید شده است؛ اما جزئیات دستور کار آن هنوز بهطور کامل منتشر نشده است.
از نگاه تحلیلی، یکی از احتمالات این است که تهران در حال انتقال جمعبندی رایزنیهای اخیر خود به پکن باشد؛ بهویژه آنکه سفر عراقچی فاصله چندانی با برنامه دیدار شی جینپینگ و ترامپ ندارد.
پیام چین درباره خلیج فارس؛ میانجیگری یا دیپلماسی منطقهای؟
نقطه مهم دیگر، مواضع اخیر رئیسجمهور چین است. شی جینپینگ در حاشیه نشست بریکس در دهلینو بر ضرورت نقشآفرینی کشورهای عضو این گروه برای کمک به پایان تنشها در خاورمیانه تأکید کرد و گفت چین آماده همکاری با دیگر اعضای بریکس برای کمک به برقراری صلح و ثبات در خلیج فارس و خاورمیانه است.
همین اظهارات باعث شده برخی تحلیلگران آن را نشانهای از آمادگی پکن برای ایفای نقش میانجی میان ایران و آمریکا بدانند. با این حال، متن مواضع اعلامشده چین لزوماً به معنای پذیرش یک مأموریت رسمی میانجیگری میان تهران و واشنگتن نیست.
در واقع، دو برداشت متفاوت از این موضع وجود دارد: برداشت نخست، آن را مقدمهای برای ورود فعالتر چین به روند کاهش تنش ایران و آمریکا میداند و برداشت دوم، تأکید میکند که سخنان شی بیشتر ناظر بر نقش جمعی بریکس و تلاش برای ثبات منطقهای بوده است.
پکن چه نقشی میتواند میان ایران و آمریکا داشته باشد؟
چین در سالهای اخیر تلاش کرده خود را بهعنوان یکی از بازیگران مؤثر در تحولات خاورمیانه معرفی کند. از این منظر، ورود پکن به پرونده ایران و آمریکا میتواند برای چین هم یک فرصت دیپلماتیک باشد و هم یک مسئله حساس.
اگر واشنگتن واقعاً به دنبال باز کردن مسیر گفتوگو با تهران باشد، پکن میتواند بهعنوان کانالی برای انتقال پیامها و دیدگاههای دو طرف عمل کند؛ بهخصوص در شرایطی که اعتماد مستقیم میان تهران و واشنگتن پایین است.
اما میانجیگری موفق نیازمند آن است که هر دو طرف اصلی، یعنی ایران و آمریکا، آمادگی لازم را داشته باشند. چین نیز طبیعتاً نمیتواند بدون اطمینان از وجود حداقلی از زمینه مشترک، مسئولیت یک ابتکار دیپلماتیک پرریسک را بپذیرد.
تغییر لحن واشنگتن؛ متغیر مهم معادله
یکی از نکاتی که احتمال نقشآفرینی دیپلماتیک چین را قابل بررسیتر کرده، تغییر برخی مواضع اخیر دونالد ترامپ درباره مذاکره است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، در روزهای اخیر از سوی رئیسجمهور آمریکا اظهاراتی درباره آمادگی برای مذاکره مطرح شده است؛ موضوعی که در کنار تحرکات دیپلماتیک تهران و پکن، توجه بیشتری را به احتمال باز شدن یک مسیر گفتوگو جلب کرده است.
البته میان «اعلام آمادگی برای مذاکره» و آغاز یک مذاکره واقعی فاصله قابل توجهی وجود دارد. مسائل مربوط به جنگ، امنیت منطقه، تنگه هرمز و تعهدات متقابل همچنان از مهمترین موانع پیش روی هرگونه گفتوگوی مستقیم یا غیرمستقیم هستند. ایران نیز پیشتر تأکید کرده بود که بازگشت آمریکا به تعهدات توافق موقت، شرط مهمی برای بازگشت به وضعیت عادی است.
دیدار شی و ترامپ؛ حلقه مهم زنجیره دیپلماتیک
در این میان، سفر احتمالی شی جینپینگ به آمریکا و دیدار با ترامپ اهمیت ویژهای پیدا میکند. گزارشهای منتشرشده، این دیدار را برای ۲۴ سپتامبر در واشنگتن برنامهریزیشده توصیف کردهاند.
به همین دلیل، سفر عراقچی به پکن میتواند از منظر دیپلماتیک قابل توجه باشد. اگر در جریان گفتوگوهای تهران و پکن درباره راههای کاهش تنش یا چارچوب احتمالی مذاکره با آمریکا رایزنی شده باشد، دیدار شی و ترامپ میتواند یکی از فرصتهای انتقال این پیامها باشد.
البته بدون انتشار جزئیات رسمی مذاکرات عراقچی و وانگ یی، نمیتوان با قطعیت گفت که تهران از پکن خواسته است میان ایران و آمریکا میانجیگری کند.
چین چرا باید محتاط باشد؟
چین در صورت ورود به پرونده ایران و آمریکا با یک ملاحظه مهم روبهرو است: اعتبار دیپلماتیک.
اگر پکن ابتکار مشخصی را مطرح کند و این ابتکار بدون نتیجه بماند، ممکن است از ظرفیت دیپلماتیک چین کاسته شود. به همین دلیل، همانطور که برخی کارشناسان مطرح کردهاند، احتمال دارد پکن پیش از هرگونه میانجیگری علنی، با دو طرف درباره امکانپذیری چنین مسیری رایزنی کرده باشد.
از سوی دیگر، چین منافع اقتصادی و امنیتی مستقیمی در ثبات خلیج فارس دارد. امنیت انرژی، تجارت دریایی و روابط اقتصادی با کشورهای منطقه باعث میشود تشدید طولانیمدت تنش در این منطقه برای پکن مطلوب نباشد.
آیا چین واقعاً وارد میانجیگری میشود؟
در شرایط فعلی، آنچه میتوان با اطمینان بیشتری گفت این است که چین در حال افزایش فعالیت دیپلماتیک خود درباره بحران خاورمیانه است. سخنان شی جینپینگ درباره نقش بریکس در کمک به برقراری صلح در منطقه و سفر عراقچی به پکن، در کنار برنامه دیدار شی و ترامپ، مجموعهای از تحولات همزمان را شکل داده است.
اما هنوز شواهد رسمی کافی برای اینکه بگوییم چین رسماً مأموریت میانجیگری میان ایران و آمریکا را پذیرفته، وجود ندارد.
آنچه در حال شکلگیری است، بیشتر شبیه یک مسیر دیپلماتیک چندلایه است؛ مسیری که در یک سوی آن تهران، در سوی دیگر واشنگتن و در میانه آن پکن قرار دارد و موفقیت آن به میزان آمادگی دو طرف برای گفتوگو و همچنین محتوای رایزنیهای پشت پرده بستگی خواهد داشت.
جمعبندی صفحه سیاست
سفر عراقچی به چین در مقطع فعلی را باید در چارچوب مجموعهای از تحولات دیپلماتیک اخیر دید، نه بهعنوان یک سفر دوجانبه معمولی. چین صراحتاً از تلاش برای کمک به ثبات خلیج فارس سخن گفته و همزمان، برنامه دیدار شی جینپینگ و ترامپ نیز اهمیت این رایزنیها را افزایش داده است.
با این حال، هنوز نمیتوان با قطعیت از آغاز میانجیگری رسمی چین میان تهران و واشنگتن سخن گفت. نقطه تعیینکننده، نه صرفاً مواضع پکن، بلکه میزان آمادگی ایران و آمریکا برای پذیرش یک مسیر دیپلماتیک و توافق بر سر موضوعات مورد اختلاف خواهد بود. اگر چنین آمادگیای وجود داشته باشد، پکن میتواند یکی از کانالهای مهم انتقال پیام و کاهش تنش باشد؛ در غیر این صورت، اظهارات چین در سطح تلاش برای حمایت از ثبات منطقه باقی خواهد ماند.