روحانی در مواضع اخیر خود بر ضرورت بازنگری در برخی سیاستگذاریها تأکید کرده و اصلاحات را برای حفظ کشور و نظام ضروری دانسته است. او پیشتر نیز با اشاره به تجربه سالهای گذشته گفته بود که ایران در مقاطعی تا مرز جنگ پیش رفته، اما با تصمیمات سیاسی و تدابیر اتخاذشده از ورود به جنگ جلوگیری شده است.
آنچه اظهارات روحانی را حساستر میکند، زمان طرح آنهاست. کشور در شرایطی قرار دارد که مسائل مربوط به جنگ، تحریم، مذاکره با آمریکا، وضعیت اقتصادی و نحوه مواجهه با فشارهای خارجی، به مهمترین موضوعات افکار عمومی تبدیل شدهاند. در چنین فضایی، سخن گفتن از «اصلاح سیاستگذاریها» تنها یک بحث نظری نیست و میتواند بهعنوان نقدی به نحوه اداره شرایط موجود نیز تفسیر شود.
روحانی در بخش دیگری از مواضع خود بر ضرورت توجه به افکار عمومی و مشورت با مردم تأکید کرده است. این بخش از سخنان او نیز با واکنشهایی روبهرو شده، چرا که مسئله رابطه میان حاکمیت و جامعه، میزان اعتماد عمومی و نحوه تصمیمگیری در شرایط بحرانی، از موضوعات پرچالش سیاست داخلی ایران است.
از سوی دیگر، سابقه سیاسی روحانی باعث میشود اظهارات او بیش از یک چهره سیاسی عادی مورد توجه قرار گیرد. او هشت سال ریاست دولت را بر عهده داشته و بخش مهمی از کارنامه سیاسیاش با موضوع مذاکره، سیاست خارجی و تلاش برای کاهش تنش با غرب گره خورده است. بنابراین هنگامی که روحانی درباره جنگ، مذاکره یا اصلاح سیاستگذاریها سخن میگوید، طبیعی است که سخنان او در چارچوب سابقه سیاسیاش نیز مورد تحلیل قرار گیرد.
در مقابل، منتقدان روحانی ممکن است این اظهارات را ادامه همان نگاه سیاسی دولتهای یازدهم و دوازدهم بدانند؛ نگاهی که راهحل بسیاری از مشکلات را در اصلاح سیاست خارجی، تعامل با جهان و کاهش تنش جستوجو میکرد. در سوی دیگر، حامیان او معتقدند تجربه سالهای گذشته نشان داده است که اصلاح سیاستگذاری و توجه به مطالبات جامعه میتواند از افزایش شکافها و هزینههای سیاسی و اقتصادی جلوگیری کند.
نکته مهم دیگر، تفاوت میان «اصلاح» و «تغییر بنیادین» است. روحانی در اظهارات خود از اصلاح سیاستگذاریها سخن گفته است؛ مفهومی که لزوماً به معنای تغییر ساختار سیاسی نیست، بلکه میتواند ناظر بر نحوه تصمیمگیری، سیاست خارجی، مدیریت اقتصادی و شیوه مواجهه با جامعه باشد. همین تمایز، برای فهم دقیقتر مواضع او اهمیت دارد.
در شرایط فعلی، سخنان روحانی را میتوان بخشی از جدال بزرگتر بر سر این پرسش دانست که ایران برای عبور از بحرانهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی به چه مسیری نیاز دارد؛ ادامه وضع موجود، تغییر در برخی سیاستها یا بازتعریف بخشی از رویکردهای داخلی و خارجی؟
به همین دلیل، حساسیت ایجادشده پیرامون سخنان رئیسجمهور پیشین را نباید صرفاً به شخص روحانی محدود کرد. پشت این واکنشها، اختلاف دیدگاه قدیمیتری درباره چگونگی اداره کشور، نسبت میان مقاومت و مذاکره، میزان نقشآفرینی جامعه در تصمیمات سیاسی و نحوه مواجهه با فشارهای خارجی قرار دارد.
در نهایت، فارغ از اینکه با مواضع روحانی موافق باشیم یا مخالف، بازگشت دوباره این ادبیات به فضای سیاسی نشان میدهد بحث درباره «اصلاح سیاستگذاری» همچنان یکی از موضوعات زنده و مناقشهبرانگیز سیاست ایران است؛ بهویژه در شرایطی که کشور همزمان با فشار خارجی، مسائل اقتصادی و مطالبات اجتماعی مواجه است.