خرید جنجالی امارات در آذربایجان؛ ابوظبی چشم به گاز خزر دوخت

امارات متحده عربی با تکمیل خرید سهام شرکت «کریدور گاز جنوبی» (SGC) آذربایجان توسط شرکت XRG و سرمایه‌گذاری‌های کلان در میادین «آبشرون» و بلوک یک ترکمنستان، موقعیت خود را در زنجیره انتقال گاز خزر به اروپا تثبیت کرد.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
خرید جنجالی امارات در آذربایجان؛ ابوظبی چشم به گاز خزر دوخت
صفحه سیاست-

براساس اعلام رسانه‌های آذری، شرکت انرژی اماراتی XRG در ۱۵ سپتامبر اعلام کرد که فرآیند خرید سهام شرکت «کریدور گاز جنوبی آذربایجان» (SGC) از وزارت اقتصاد این کشور با موفقیت تکمیل شده است. این معامله که پس از دریافت تمامی مجوزهای قانونی انجام شد، گامی بزرگ در استراتژی این شرکت برای ایجاد یک سبد دارایی یکپارچه گاز در سراسر منطقه دریای خزر محسوب می‌شود.

کریدور گاز جنوبی یک شبکه راهبردی ۳۵۰۰ کیلومتری است که گاز طبیعی را از دریای خزر از طریق مسیرهای گرجستان و ترکیه به بازارهای جنوب اروپا منتقل می‌کند. دارایی‌های این شبکه شامل سهام میدان گاز و میعانات «شاه دنیز»، خط لوله قفقاز جنوبی، خط لوله ترانس آناتولی، خط لوله ترانس آدریاتیک و همچنین سهام شرکت تامین گاز آذربایجان است. این زیرساخت با ظرفیت انتقال ۲۶ میلیارد متر مکعب گاز در سال، نقش حیاتی آذربایجان را به عنوان تامین‌کننده انرژی برای اروپا تثبیت می‌کند.

محمد الاریانی، مدیر بخش گاز بین‌المللی درXRG، این موفقیت را «گامی تعیین‌کننده در توسعه راهبرد یکپارچه دریای خزر» توصیف کرد. این معامله علاوه بر تقویت همکاری‌های انرژی میان امارات متحده عربی و آذربایجان، مشارکت‌های XRG را با شرکت دولتی انرژی آذربایجان (سوکار) در سراسر زنجیره ارزش گاز گسترش می‌دهد.

شرکت XRG با دارا بودن ۳۰ درصد از سهام میدان گاز و میعانات گازی «آبشرون» در آذربایجان، به دنبال فرصت‌های جدیدی است که از زیرساخت‌های صادراتی موجود بهره می‌برد. این حضور در کنار سرمایه‌گذاری‌های XRG در ترکمنستان با مالکیت ۳۸ درصد از سهام بلوک یک فراساحلی که روزانه ۴۰۰ میلیون فوت مکعب گاز تولید می‌کند، بستری راهبردی برای توسعه منابع، زیرساخت‌ها و دسترسی به بازارهای تثبیت‌شده در منطقه خزر ایجاد کرده است.

این توافق نهایی، در ادامه توافق‌نامه اولیه غیرالزام‌آوری است که در نوامبر ۲۰۲۵ میان میکائیل جباروف، وزیر اقتصاد آذربایجان و سلطان الجابر، مدیرعامل XRG، جهت خرید سهام شرکت کریدور گاز جنوبی امضا شده بود.

ماهی‌گیری در خزر

در سال‌های اخیر، امارات متحده عربی به عنوان قطب سرمایه‌گذاری در حوزه‌های مختلف از جمله املاک، انرژی، هوانوردی، گردشگری و امور مالی شناخته می‌شود. امارات با تمرکز بر پروژه‌های جدید در کشورهای منطقه خزر، نه فقط به دنبال توسعه اقتصادی است، بلکه در پی تقویت پیوند میان منطقه خزر با سایر نقاط جهان و حاشیه آن است. این کشور در واقع از قدرت اقتصادی خود در موجی از تلاش‌های دیپلماتیک استفاده می‌کند تا از طریق سرمایه‌گذاری‌های راهبردی، نفوذ سیاسی و وزن دیپلماتیک خود را در سطح جهانی افزایش دهد.

در این راستا میزان سرمایه‌گذاری ابوظبی در کشورهای ساحلی دریای خزر به ویژه آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان روند افزایشی داشته است. در واقع، شرکت‌های اماراتی به‌طور فزاینده‌ای در اقتصاد کشورهای حوزه دریای خزر سرمایه‌گذاری کرده‌اند. نمونه بارز این رویکرد، افتتاح دفتر باکو توسط شرکت «مصدر» در ۶ فوریه ۲۰۲۳ است. این فعالیت‌های گسترده در منطقه خزر، نتیجه بازنگری و تجدید ساختار اخیر این شرکت است.

شرکت «مصدر» که در سال ۲۰۰۶ توسط صندوق ثروت ملی امارات (مبادله) تاسیس شد، در دسامبر ۲۰۲۲ ساختار جدید سهامداری خود را اعلام کرد. در این ساختار جدید، شرکت «طاقه» (TAQA) با ۴۳ درصد، «مبادله» با ۳۳ درصد و شرکت ملی نفت ابوظبی (ADNOC) با ۲۴ درصد از سهام این شرکت را در اختیار دارند. با این چیدمان جدید، «مصدر» اهداف بلندپروازانه‌ای را از جمله دستیابی به ظرفیت ۱۰۰ گیگاوات انرژی تجدیدپذیر عمدتا باد و خورشید و تولید سالانه یک میلیون تن هیدروژن سبز تا سال ۲۰۳۰ دنبال می‌کند.

در همین راستا، امارات در حال تقویت روابط خود با قزاقستان است تا از طریق سرمایه‌گذاری در بخش‌های زیرساختی و انرژی، جایگاه خود را در زنجیره تامین منطقه تثبیت کند. این رویکرد نشان‌دهنده تلاش امارات برای تبدیل شدن به یک بازیگر کلیدی در گذار انرژی و مدیریت منابع در منطقه خزر است. از سال ۲۰۲۱، امارات متحده عربی و قزاقستان همکاری‌های گسترده‌ای را با محوریت انرژی‌های تجدیدپذیر و توسعه زیرساخت‌ها آغاز کرده‌اند. در سپتامبر ۲۰۲۱، هلدینگ دولتی ADQ و شرکت ملی انرژی ابوظبی (طاقه / TAQA) توافق‌نامه راهبردی و بلندمدت با «سامروک-کازینا» (صندوق ثروت ملی قزاقستان) امضا کردند که مسیر تزریق سرمایه‌ای تا سقف ۶ میلیارد دلار را در بخش انرژی قزاقستان هموار ساخته است. 

بر پایه این توافق، با تشکیل یک شرکت هلدینگ مشترک، شرکت‌های اماراتی ضمن تملک سهام در دو نیروگاه برق‌آبی، در پروژه‌های احداث یک نیروگاه خورشیدی، یک مزرعه بادی و یک نیروگاه گازی در قزاقستان مشارکت دارند. در این میان، روابط اقتصادی ابوظبی و باکو با محوریت بخش انرژی‌های تجدیدپذیر وارد مرحله‌ای راهبردی شده است. شرکت انرژی آینده ابوظبی، مصدر، پس از افتتاح دفتر رسمی خود در باکو در ۶ فوریه ۲۰۲۳، برنامه‌های توسعه‌ای را با همکاری شرکت دولتی نفت جمهوری آذربایجان، سوکار شتاب بخشید.

پیش از این، شرکت مصدر نیروگاه خورشیدی ۲۳۰ مگاواتی «قره‌داغ» را به بهره‌برداری رسانده بود. در چارچوب توافق‌های جدید با سوکار، طرح‌های بادی فراساحلی و تاسیسات هیدروژن سبز با ظرفیت ۲ گیگاوات در کنار پروژه‌های فتوولتائیک خورشیدی و بادی ساحلی تعریف شده است. مطابق توافقات امضاشده، ظرفیت اجرایی این طرح‌ها در فاز نخست به ۴ گیگاوات و در مرحله میان‌مدت با هدف‌گذاری تولید تا ۱۰ گیگاوات افزایش خواهد یافت. علاوه بر حوزه تجدیدپذیر، پرویز شهبازوف، وزیر انرژی آذربایجان به نقش تامین مالی صندوق توسعه ابوظبی در ساخت نیروگاه حرارتی «جنوب» با ظرفیت ۷۸۰ مگاوات اشاره کرده است.

روابط اقتصادی امارات متحده عربی و ترکمنستان نیز در پی تبادل هیات‌های عالی‌رتبه سیاسی و اقتصادی وارد فاز اجرایی گسترده‌تری شده است. عبدالله محمد المزروعی، رئیس اتاق‌های بازرگانی امارات و رئیس اتاق بازرگانی ابوظبی، با اشاره به جایگاه ابوظبی به عنوان شریک تجاری اصلی ترکمنستان، حجم مبادلات غیرنفتی دو کشور در سال ۲۰۲۱ را ۲۵۵.۳ میلیون دلار اعلام کرد. وی موقعیت ژئوپلیتیک ترکمنستان در آسیای مرکزی را فرصتی کلیدی برای حضور شرکت‌های اماراتی در بازارهای پیرامونی و تکمیل کریدورهای منطقه‌ای برشمرد.

در شرق دریای خزر، امارات افزون بر در اختیار داشتن ۳۸ درصد سهام بلوک یک فراساحلی ترکمنستان با حجم تولید روزانه ۴۰۰ میلیون فوت مکعب گاز، روابط اقتصادی خود را با این کشور تعمیق کرد. ورود گروه بنادر ابوظبی به توسعه پایانه‌ها و اتصالات حمل‌ونقل دریایی و زمینی ترکمنستان، توافق توسعه نیروگاهی میان شرکت مصدر و شرکت دولتی ترکمن‌انرگو و ایجاد خطوط تسهیلات مالی میان بانک دولتی امور اقتصادی خارجی ترکمنستان و بانک اول ابوظبی (FAB) در این چارچوب است.

برآورد ابوظبی از ترانس خزر

پس از جنگ روسیه و اوکراین، توجه به منابع جایگزین به ویژه خزر افزایش یافته که یکی از این پروژه‌ها، انتقال گاز ترکمنستان به اروپا از مسیر آذربایجان در چارچوب خط لوله ترانس خزر است. این پروژه که همواره حمایت ایالات متحده را داشته، به دلیل مخالفت روسیه و ایران با مانع حقوقی مواجه شد و اکنون، برخی ادعاها از برطرف شدن آن در کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر خبر می‌دهند. در واقع امارات احتمالا با برآورد این موضوع به دنبال خرید سهام کریدور گاز جنوبی است.

براساس برآوردها، این خط لوله از ساحل دریای خزر ترکمنستان تا مرز ترکیه و از طریق آذربایجان و گرجستان تقریبا ۲۰۰۰ کیلومتر طول خواهد داشت. ظرفیت انتقال سالانه آن که در مرحله نخست ۱۶ میلیارد متر مکعب پیش‌بینی شده، به ۳۰ میلیارد متر مکعب در مرحله دوم افزایش خواهد یافت. پیش‌بینی می‌شود کار ساخت و ساز دو سال طول بکشد و هزینه تخمینی آن ۲.۵ میلیارد دلار باشد.

یکی از اهدف راهبردی ابوظبی از سرمایه‌گذاری در آسیای مرکزی و دریای خزر مقابله با نفوذ ژئواکونومیکی ایران بوده است. در حالی که بهترین، امن‌ترین و آماده‌ترین مسیر برای انتقال گاز ترکمنستان، خطوط لوله ایران است، غرب و شرکای منطقه‌ای به دنبال تعریف پروژه جدید با هزینه بالا هستند؛ به‌طوری که در مارس ۲۰۲۴ اعلام شد که  قرارداد سوآپ شامل صادرات گاز ترکمنستان به ایران و صادرات حجم مشابهی از ایران به ترکیه امضا شده است.

اما ترکیه نیز بیشتر به زیرساخت‌های بخش غربی دریای خزر تاکید دارد که امارات نیز به دنبال سرمایه‌گذاری در آن است. اولین حلقه این زیرساخت، خط لوله قفقاز جنوبی (SCP) بوده که برای ارسال گاز از آذربایجان از طریق گرجستان به ترکیه ساخته شده است. دومین حلقه، خط لوله گاز طبیعی ترانس آناتولی (TANAP) برای صادرات گاز از طریق ترکیه به اروپا بوده و سومین حلقه، خط لوله ترانس آدریاتیک (TAP) است که دسترسی به بازارهای جنوب شرقی اروپا را فراهم می‌کند. این سه خط لوله، کریدور گاز جنوبی (SGC) را تشکیل می‌دهند و ترکیه و آذربایجان به دنبال افزایش ظرفیت این کریدور از ۱۶ به ۳۱ میلیارد متر مکعب در سال هستند.

 

منبع: اقتصاد معاصر
اخبار مرتبط
  • وزیر خزانه‌داری آمریکا مدعی شد امارات متحده عربی مواضعی صریح درباره قطع منابع مالی ایران مطرح کرده و واشنگتن این اظهارات را نشانه همراهی ابوظبی با فشارهای اقتصادی علیه تهران می‌داند.

  • کشورهای حاشیه خلیج فارس پیش از جنگ در تلاش برای متنوع‌سازی اقتصاد خود فراتر از نفت بودند و روی اندک‌ثباتِ خاورمیانه حساب می‌کردند. اما عضو ارشد مؤسسه سلطنتی خدمات متحد (روسی) اچ.ای. هلیِر در یادداشتی در نشریه تایم نوشت که تصمیم رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ برای آغاز جنگ علیه ایران با وجود مخالفت کشورهای منطقه، شکنندگی این رویکرد را آشکار کرد. هزینه‌های بیمه سر به فلک کشید و ایران در پاسخ به تجاوزات، پایگاه‌های آمریکا در این کشورها را هدف قرار داد. این جنگ همگرایی استراتژیک غیرمعمولی میان پادشاهی‌های خلیج‌فارس ایجاد کرد. اکنون به‌طور گسترده پذیرفته شده است که چارچوب امنیتی موجود در منطقه شکست خورده است. هلیر افزود که مقامات منطقه به‌طور کلی بر سه نکته توافق دارند. آن‌ها همچنان علیه ایران موضع می‌گیرند؛ فهمیده‌اند که چتر امنیتی آمریکا دیگر قابل اتکا نیست و درک کرده‌اند که ثبات منطقه‌ای به یک اولویت وجودی تبدیل شده است. اما آن‌ها اکنون اسرائیل را نیز به عنوان یک چالش جدی می‌بینند، اسرائیلی که بر «برتری منطقه‌ای» اصرار دارد. با این حال، رقابت‌های موجود میان اعراب، به‌ویژه عربستان و امارات، به این معناست که همگرایی یک واقعیت تثبیت‌شده نیست، بلکه همچنان یک روند است. به گفته تحلیلگر، کشورهای حاشیه خلیج فارس چند مسئله را به‌خاطر جنگ درک کرده‌اند. چتر امنیتی غیرقابل اتکای آمریکا جنگ، محاسبات دولت‌های منطقه را تغییر داد و یک شوک غیرمنتظره به آن‌ها وارد کرد. این جنگ نشان داد که آمریکا مایل است که برخلاف اعتراض کشورهای حاشیه خلیج فارس، در کنار اسرائیل یک جنگ منطقه‌ای را آغاز کند و سپس ثابت کرد که قادر یا مایل به مدیریت پیامدهای آن نیست. کشورهای حوزه خلیج فارس مدت‌هاست فهمیده‌اند که واشنگتن راهبردی منسجم و کارآمدی در قبال ایران ندارد، اما وقوع جنگ ابعاد تازه‌ای به این وضعیت بخشید. اهدافِ طرف آمریکایی مدام تغییر می‌کرد و شتابِ واشنگتن برای خروج از منطقه، درست در زمانی که ایران تنگه هرمز را بسته بود، این احساس را در کشورهای عربی ایجاد کرد که بدون هیچ‌گونه هشدار، مشورت یا تضمینِ امنیتی، به ورطه جنگ کشیده شده‌اند. در ادامه، بیشتر کشورهای حاشیه خلیج فارس به راهبرد قبلی خود بازگشتند و به کاهش تنش به جای رویارویی با ایران روی آوردند. قطر و عمان، واشنگتن را به سمت یادداشت تفاهم با تهران سوق دادند. عربستان سعودی از میانجی‌گری پاکستان حمایت کرد، امارات، کویت و بحرین می‌خواستند به جنگ ادامه دهند، اما در عرض چند هفته به جریان حامی مذاکرات پیوستند. اما حتی همان توافق نیز محدودیت نفوذ کشورهای حاشیه خلیج فارس را برجسته کرد. این توافق امکان ایجاد صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای ایران را مطرح کرد که توسط «شرکای منطقه‌ای» تأمین مالی می‌شود، شرکایی که با آن‌ها درباره جنگ مشورت نشده بود. به نوشته تحلیلگر، اعراب درباره چگونگی مدیریت وضعیت آینده منطقه که در طول زمان شاهد تسلط کمتر آمریکا خواهد بود، به یک نتیجه واحد نمی‌رسد، اما همه آن‌ها در نهایت انتظار یک معماری امنیتی منطقه‌ای جدید را دارند. آرایش‌های قدیمی و جدید در خلیج فارس آرایش‌های استراتژیک درون شورای همکاری خلیج فارس بارها تغییر کرده است. محاصره قطر توسط عربستان، امارات و بحرین که در ۲۰۱۷ اعمال شد، تا حد زیادی جای خود را به آرایشی متفاوت داده است، به‌طوری که ریاض اکنون به دوحه و مسقط نزدیک‌تر از ابوظبی است. کشورهای حاشیه خلیج فارس اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که هیچ ضامن خارجی واحدی به‌تنهایی قابل اعتماد نیست، بنابراین مسیر امن‌تر آن است که به‌جای تعهد به یک رویکرد واحد، همزمان چند سیاست مختلف را دنبال کنند. امارات متحده عربی این کار را به وضوح انجام می‌دهد و در کنار اقدام علنی علیه ایران، در صورت لزوم با آن تجارت می‌کند و همزمان بدون مشورت با ریاض از اوپک خارج شده است. عربستان سعودی از اقدام زودهنگام و یکجانبه امارات متحده عربی به جای انتظار برای حل و فصل اوضاع ناراضی است. شکاف بین ریاض و ابوظبی واضح‌ترین نشانه است که کشورهای خلیج فارس همچنان فاصله قابل توجهی با انسجام استراتژیک واقعی دارند. تنگه هرمز، اهرم فشاری که در اختیار ایران باقی خواهد ماند اما واقعیت‌های جغرافیایی هرگونه استراتژی را در منطقه محدود می‌کند. ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس مشترکاً از تنگه هرمز استفاده می‌کنند،‌ آبراهی که یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند. چند دهه بدگمانی از یکدیگر هرگز وابستگی اقتصادی متقابل کشورهای منطقه را قطع نکرده است. قطر و ایران همچنان به‌طور مشترک از بزرگ‌ترین میدان گازی جهان بهره‌برداری می‌کنند. هیچ‌یک از این‌ها اعتمادآور نیست، اما مانع انفعال محض می‌شود. تهران نیز در این جنگ از نوع جدیدی از اهرم فشار استفاده کرد و نشان داده است که کنترل بر هرمز یک اهرم استراتژیک بزرگ محسوب می‌شود. تحلیلگر افزود که اهرم فشار تهران بر هرمز پایدار خواهد ماند. کارشناس اندیشکده روسی تأکید کرد که ایران را نمی‌توان با آرزو و خیال‌پردازی از معادلات حذف کرد. از سوی دیگر، اسرائیل بر مشکلات منطقه افزوده است. رژیم صهیونیستی هیچگاه به آتش‌بس پایبند نماند و در تمام مدت مذاکرات به لبنان حمله می‌کرد. واشنگتن نیز از اسرائیل حمایت کرد و در ادامه آتش‌بس از هم پاشید. اسرائیل حتی توافق‌هایی که واشنگتن مذاکره می‌کند را نادیده می‌گیرد و این موضوع، آن را به یک مشکل استراتژیک فوری برای کشورهای حاشیه خلیج فارس تبدیل می‌کند.

  • «امارات متحده عربی به یک بازوی اقتصادی و مالی تمدن غرب با محوریت آمریکا است»

ارسال نظر