صفحه سیاست گزارش می دهد؛

شطرنج تعرفه‌ای ترامپ؛ فشار اقتصادی واشنگتن، متحدان آمریکا در آمریکای لاتین را هم به چالش کشید

اجرای تعرفه‌های جدید دولت دونالد ترامپ علیه واردات از ۶۰ کشور جهان، بار دیگر سیاست «فشار اقتصادی» کاخ سفید را به یکی از محورهای اصلی مناقشات تجاری بین‌المللی تبدیل کرده است؛ اقدامی که این بار با ادعای مقابله با «کار اجباری» توجیه شده اما در عمل موجی از نگرانی، اعتراض و بازنگری در روابط اقتصادی کشورهای آمریکای لاتین و حوزه کارائیب با واشنگتن را به دنبال داشته است. از مکزیک که تلاش می‌کند تنش را مدیریت کند تا برزیل که تهدید به شکایت در سازمان تجارت جهانی کرده، تصمیم جدید ترامپ نشان می‌دهد سیاست تعرفه‌ای آمریکا به ابزاری برای بازتعریف مناسبات اقتصادی و سیاسی با همسایگان جنوبی تبدیل شده است.

شطرنج تعرفه‌ای ترامپ؛ فشار اقتصادی واشنگتن، متحدان آمریکا در آمریکای لاتین را هم به چالش کشید
0 دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

دولت آمریکا از روز جمعه اجرای تعرفه‌های جدید علیه واردات از ۶۰ کشور جهان را آغاز کرد؛ تعرفه‌هایی که بر اساس آن محصولات کشورهای هدف با مالیاتی بین ۱۰ تا ۱۲.۵ درصد وارد بازار آمریکا خواهند شد. واشنگتن دلیل رسمی این اقدام را مقابله با کالاهایی اعلام کرده که ادعا می‌شود با استفاده از «کار اجباری» تولید شده‌اند، اما واکنش کشورهای هدف نشان می‌دهد بسیاری این اقدام را ادامه سیاست‌های حمایت‌گرایانه دولت ترامپ برای تقویت تولید داخلی آمریکا می‌دانند.

در میان کشورهای مشمول این تصمیم، حدود ۲۰ کشور از آمریکای لاتین و حوزه کارائیب قرار دارند؛ منطقه‌ای که بخش قابل توجهی از تجارت خارجی آن به بازار آمریکا وابسته است. نکته قابل توجه آن است که این تعرفه‌ها تنها متوجه رقبای واشنگتن نیست، بلکه برخی متحدان سنتی آمریکا در نیمکره غربی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

کارشناسان اقتصادی معتقدند استفاده گسترده ترامپ از ابزار تعرفه، اگرچه با هدف افزایش قدرت چانه‌زنی آمریکا انجام می‌شود، اما همزمان می‌تواند هزینه‌هایی برای اقتصاد این کشور ایجاد کند.

«مونیکا دِ بُله» پژوهشگر ارشد اندیشکده اقتصاد بین‌الملل پترسون، معتقد است معافیت‌هایی که واشنگتن برای برخی کالاها مانند نفت، گاز و محصولاتی که امکان تولید داخلی آن‌ها محدود است در نظر گرفته، نشان‌دهنده آسیب‌پذیری اقتصاد آمریکا است.

به گفته این تحلیلگر، آمریکا ناچار شده برای جلوگیری از افزایش قیمت‌ها و فشار تورمی، بخشی از کالاهای حیاتی را از دایره تعرفه‌ها خارج کند؛ موضوعی که نشان می‌دهد سیاست تعرفه‌ای ترامپ اگرچه ابزار فشار بر دیگر کشورهاست، اما محدودیت‌های داخلی واشنگتن را نیز آشکار می‌کند.

مکزیک؛ مدیریت بحران با حفظ مسیر مذاکره

کلائودیا شینباوم رئیس‌جمهوری مکزیک

در میان کشورهای منطقه، مکزیک واکنشی محتاطانه‌تر نشان داده است. دولت کلائودیا شینباوم اعلام کرده که تعرفه جدید برای این کشور تغییر بنیادینی ایجاد نمی‌کند و در واقع جایگزین تعرفه موقت قبلی شده است.

مکزیک به دلیل پیمان تجاری آمریکای شمالی موسوم به «ت-مک» همچنان بخش عمده صادرات خود به آمریکا را بدون تعرفه انجام می‌دهد. دولت این کشور اعلام کرده حدود ۸۵ درصد از صادرات مکزیک به بازار آمریکا همچنان مشمول تعرفه صفر خواهد بود.

موضع مکزیک نشان‌دهنده راهبردی متفاوت با برخی کشورهای دیگر منطقه است؛ راهبردی که بر حفظ کانال مذاکره با واشنگتن و جلوگیری از تبدیل اختلاف تجاری به بحران سیاسی متمرکز است.

با این حال، استمرار سیاست‌های تعرفه‌ای ترامپ می‌تواند نگرانی‌هایی را در اقتصاد مکزیک ایجاد کند؛ زیرا وابستگی گسترده این کشور به بازار آمریکا، قدرت مانور آن را در برابر تصمیمات یک‌جانبه واشنگتن محدود کرده است.

برزیل در صف مقابله؛ آغاز نبرد حقوقی با واشنگتن

لولا داسیلوا رئیس‌جمهوری برزیل

در نقطه مقابل مکزیک، برزیل واکنش تندی به تصمیم آمریکا نشان داده است. دولت لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا این اقدام را فاقد مبنای قانونی دانسته و اعلام کرده تعرفه‌های جدید را اقدامی حمایت‌گرایانه و مغایر با قواعد تجارت جهانی می‌داند.

برزیل که با بالاترین سطح تعرفه یعنی ۱۲.۵ درصد مواجه شده، اعلام کرده در صورت ادامه این روند، اقدامات متقابل را بررسی خواهد کرد و موضوع را از طریق سازوکار حل اختلاف سازمان تجارت جهانی پیگیری می‌کند.

اختلاف میان دولت لولا و دولت ترامپ تنها محدود به تجارت نیست و در سال‌های اخیر مجموعه‌ای از اختلافات سیاسی و اقتصادی، روابط دو کشور را پیچیده کرده است. اکنون تعرفه‌های جدید می‌تواند به عاملی برای افزایش فاصله میان بزرگ‌ترین اقتصاد آمریکای لاتین و واشنگتن تبدیل شود.

متحدان آمریکا هم در امان نیستند

تصمیم ترامپ پیام مهمی برای متحدان منطقه‌ای آمریکا نیز دارد؛ اینکه نزدیکی سیاسی الزاماً به معنای برخورداری از امتیاز اقتصادی نیست.

شیلی نمونه‌ای از این وضعیت است. این کشور که پس از روی کار آمدن دولت راستگرای خوسه آنتونیو کاست تلاش کرده روابط نزدیک‌تری با واشنگتن داشته باشد، همچنان با تعرفه ۱۲.۵ درصدی مواجه شده است.

دولت شیلی اعلام کرده واشنگتن ادعایی مبنی بر صادرات کالاهای تولیدشده با کار اجباری از سوی این کشور مطرح نکرده، بلکه اختلاف اصلی بر سر تفاوت دیدگاه دو کشور درباره سازوکارهای نظارتی است.

سانتیاگو اکنون تلاش می‌کند محصولاتی مانند ماهی سالمون را در فهرست کالاهای معاف قرار دهد تا از آسیب به صادرات کلیدی خود جلوگیری کند.

آمریکای لاتین میان دو انتخاب؛ مقابله یا سازگاری

واکنش کشورهای منطقه نشان می‌دهد آمریکای لاتین در برابر سیاست تعرفه‌ای ترامپ با یک معادله پیچیده روبه‌رو شده است؛ کشورهایی که اقتصادشان وابستگی بیشتری به بازار آمریکا دارد، ترجیح می‌دهند مسیر مذاکره و سازگاری را دنبال کنند، در حالی که اقتصادهای بزرگ‌تر مانند برزیل به دنبال مقابله حقوقی و سیاسی هستند.

کشورهایی مانند هندوراس، گواتمالا و کاستاریکا نیز تلاش کرده‌اند با ارائه اصلاحات قانونی یا استفاده از ظرفیت توافق‌های تجاری، اثرات تعرفه‌ها را کاهش دهند.

این وضعیت نشان می‌دهد سیاست تعرفه‌ای آمریکا نه تنها یک تصمیم اقتصادی، بلکه بخشی از راهبرد گسترده‌تر ترامپ برای افزایش قدرت چانه‌زنی واشنگتن در نظام تجارت جهانی است.

جنگ تعرفه‌ها؛ بازگشت سیاست قدرت به اقتصاد جهانی

اجرای تعرفه‌های جدید را می‌توان ادامه رویکردی دانست که دولت ترامپ از ابتدای فعالیت خود دنبال کرده است؛ استفاده از ابزارهای اقتصادی برای ایجاد فشار بر شرکای تجاری و وادار کردن آن‌ها به پذیرش خواسته‌های آمریکا.

اما تجربه‌های گذشته نشان داده جنگ‌های تعرفه‌ای معمولاً یک‌طرفه باقی نمی‌مانند. واکنش احتمالی کشورهایی مانند برزیل و حتی شرکای نزدیک‌تر آمریکا می‌تواند زمینه شکل‌گیری موج جدیدی از اختلافات تجاری را فراهم کند.

در چنین شرایطی، تعرفه‌های ترامپ بیش از آنکه صرفاً یک اقدام علیه «کار اجباری» باشد، به نشانه‌ای از تغییر قواعد بازی در اقتصاد جهانی تبدیل شده است؛ جایی که واشنگتن تلاش می‌کند از قدرت بازار خود به عنوان اهرم سیاسی استفاده کند، اما همزمان با خطر افزایش هزینه‌های داخلی و کاهش اعتماد شرکای تجاری مواجه است.

 

اخبار مرتبط
  • رفتارهای متناقض دونالد ترامپ در قبال ایران؛ از تهدید به حمله و تشدید فشارهای نظامی تا ارسال پیام‌های مذاکره و تاکید بر آمادگی تهران برای گفت‌وگو، بار دیگر این پرسش را در محافل سیاسی و تحلیلی مطرح کرده است که راهبرد واقعی کاخ سفید چیست. آیا واشنگتن در حال اجرای یک بازی حساب‌شده برای وادار کردن ایران به مذاکره است یا این نوسان‌ها نشانه سردرگمی در سیاست خارجی آمریکاست؟

  • اظهارات تازه دونالد ترامپ درباره گفت‌وگوهایش با رؤسای جمهور چین و روسیه، اگرچه در ظاهر تلاشی برای نمایش موفقیت دیپلماسی آمریکا و القای انزوای جمهوری اسلامی ایران است، اما در لایه‌های عمیق‌تر، حامل پیامی متفاوت است؛ پیامی که بیش از هر چیز بر ناکامی راهبرد مهار ایران و اتکای فزاینده تهران به ظرفیت‌های بومی دفاعی دلالت دارد.

  • اظهارات و مواضع اخیر دونالد ترامپ درباره برنامه هسته‌ای ایران، بار دیگر این پرونده را به کانون تنش‌های تهران و واشنگتن بازگردانده است؛ در حالی که بسیاری از تحلیلگران معتقدند اختلافات دو کشور فراتر از موضوع هسته‌ای بوده و ریشه در رقابت‌های ژئوپلیتیکی و راهبردی دارد. در چنین شرایطی، این پرسش بیش از گذشته مطرح است که آیا تداوم سیاست فشار و تهدید می‌تواند معادلات منطقه را تغییر دهد یا صرفاً بر پیچیدگی بحران خواهد افزود.

ارسال نظر