گزارش تحلیلی صفحه سیاست

اعتراف ناخواسته ترامپ به خوداتکایی دفاعی ایران؛ روایت تازه کاخ سفید از شکست راهبرد مهار

اظهارات تازه دونالد ترامپ درباره گفت‌وگوهایش با رؤسای جمهور چین و روسیه، اگرچه در ظاهر تلاشی برای نمایش موفقیت دیپلماسی آمریکا و القای انزوای جمهوری اسلامی ایران است، اما در لایه‌های عمیق‌تر، حامل پیامی متفاوت است؛ پیامی که بیش از هر چیز بر ناکامی راهبرد مهار ایران و اتکای فزاینده تهران به ظرفیت‌های بومی دفاعی دلالت دارد.

اعتراف ناخواسته ترامپ به خوداتکایی دفاعی ایران؛ روایت تازه کاخ سفید از شکست راهبرد مهار
0 دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

ترامپ در شبکه اجتماعی «تروث سوشیال» مدعی شده است که شی جین‌پینگ و ولادیمیر پوتین به او اطمینان داده‌اند که هیچ‌گونه سلاحی در اختیار جمهوری اسلامی ایران قرار نخواهند داد. او این ادعا را نشانه فاصله گرفتن دو شریک راهبردی ایران از تهران معرفی کرده است؛ اما این روایت، بیش از آنکه بازتاب واقعیت‌های ژئوپلیتیکی باشد، تلاشی برای بازسازی تصویر آسیب‌دیده سیاست خارجی آمریکا پس از تحولات ماه‌های اخیر به نظر می‌رسد.

روایت‌سازی برای جبران هزینه‌های جنگ

طرح این ادعا در شرایطی صورت می‌گیرد که دولت آمریکا با پیامدهای داخلی و خارجی سیاست‌های تقابلی خود علیه ایران روبه‌رو است. افزایش هزینه‌های نظامی، فشار افکار عمومی، انتقادهای کنگره نسبت به عملکرد دولت و پیامدهای اقتصادی تنش‌های منطقه‌ای، فضای سیاسی واشنگتن را پیچیده‌تر کرده است.

در چنین شرایطی، کاخ سفید نیازمند ارائه روایتی است که بتواند شکست‌های میدانی و هزینه‌های سیاسی را به موفقیتی دیپلماتیک تبدیل کند. القای این تصور که چین و روسیه از حمایت نظامی ایران فاصله گرفته‌اند، می‌تواند بخشی از همین عملیات رسانه‌ای باشد؛ روایتی که هم برای افکار عمومی آمریکا مصرف داخلی دارد و هم با هدف حفظ اجماع سیاسی علیه ایران در سطح بین‌المللی مطرح می‌شود.

اگر ادعای ترامپ درست باشد...

نکته قابل تأمل آن است که حتی اگر ادعای ترامپ را مبنا قرار دهیم، نتیجه‌ای که از آن حاصل می‌شود الزاماً به سود روایت واشنگتن نیست.

اگر چین و روسیه طی ماه‌های گذشته هیچ نقشی در تأمین تجهیزات دفاعی ایران نداشته‌اند، استمرار توان بازدارندگی جمهوری اسلامی، حفظ آمادگی رزمی و ادامه روند بازسازی ظرفیت‌های دفاعی تنها یک معنا خواهد داشت؛ اینکه زیرساخت‌های نظامی ایران بر توان داخلی، دانش بومی و صنایع دفاعی کشور استوار است.

این برداشت، در واقع همان چیزی است که بسیاری از گزارش‌های منتشرشده در مراکز مطالعاتی غربی نیز طی ماه‌های اخیر به آن اشاره کرده‌اند؛ اینکه ایران باوجود فشارهای اقتصادی و محدودیت‌های خارجی، توانسته چرخه تولید و توسعه فناوری‌های دفاعی خود را حفظ کند.

شکست راهبرد وابسته‌سازی

یکی از اهداف اصلی تحریم‌های نظامی آمریکا طی دهه‌های گذشته، جلوگیری از توسعه صنایع دفاعی ایران و وابسته نگه داشتن این کشور به منابع خارجی بود.

اما استمرار تولید سامانه‌های موشکی، پهپادی و تجهیزات دفاعی در داخل کشور، از نگاه بسیاری از تحلیلگران نشان می‌دهد این راهبرد نتوانسته به اهداف خود دست یابد.

از این منظر، سخنان ترامپ ناخواسته این پیام را منتقل می‌کند که حتی در صورت نبود حمایت تسلیحاتی از سوی قدرت‌های شرقی، توان دفاعی ایران همچنان پابرجاست؛ موضوعی که با هدف اولیه روایت او در تضاد قرار می‌گیرد.

جنگ روایت‌ها در کنار رقابت‌های ژئوپلیتیکی

اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا را باید در چارچوب جنگ ادراکی میان تهران و واشنگتن نیز تحلیل کرد.

در سال‌های اخیر، بخش مهمی از رقابت دو کشور از میدان نظامی به عرصه رسانه، دیپلماسی و مدیریت افکار عمومی منتقل شده است. در چنین فضایی، هر دو طرف تلاش می‌کنند روایت مطلوب خود را از تحولات منطقه ارائه دهند.

واشنگتن با برجسته کردن ادعای فاصله گرفتن چین و روسیه از ایران، در پی القای انزوای راهبردی تهران است؛ در مقابل، ایران بر توسعه روابط با قدرت‌های آسیایی، عضویت فعال در سازوکارهای منطقه‌ای و گسترش همکاری‌های اقتصادی و امنیتی با شرکای شرقی تأکید دارد.

روابط تهران، مسکو و پکن؛ فراتر از همکاری نظامی

نکته دیگری که روایت ترامپ را با چالش مواجه می‌کند، ماهیت روابط ایران با روسیه و چین است. همکاری میان این سه کشور صرفاً به حوزه نظامی محدود نمی‌شود، بلکه ابعاد اقتصادی، انرژی، ترانزیتی، فناوری و امنیت منطقه‌ای را نیز در بر می‌گیرد.

تداوم رایزنی‌های سیاسی، حضور فعال ایران در نشست‌های سازمان همکاری شانگهای، توسعه همکاری‌های اقتصادی و تأکید مقامات سه کشور بر گسترش روابط دوجانبه و چندجانبه، نشان می‌دهد مناسبات تهران با شرکای شرقی صرفاً با معیار انتقال تجهیزات نظامی قابل ارزیابی نیست.

دیپلماسی و خوداتکایی؛ دو ضلع راهبرد ایران

تحولات اخیر نشان می‌دهد جمهوری اسلامی ایران تلاش کرده است هم‌زمان دو مسیر را دنبال کند؛ از یک سو توسعه توانمندی‌های بومی دفاعی و از سوی دیگر حفظ و گسترش تعاملات دیپلماتیک با قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای.

در این چارچوب، بازدارندگی نظامی و دیپلماسی فعال نه به‌عنوان دو مسیر جداگانه، بلکه به‌عنوان دو مؤلفه مکمل در سیاست خارجی ایران تعریف می‌شوند.

تحلیل صفحه سیاست

اظهارات تازه ترامپ، فارغ از میزان صحت آن، بیش از آنکه نشانه تغییر جایگاه ایران در معادلات منطقه‌ای باشد، بازتاب‌دهنده تلاش کاخ سفید برای مدیریت پیامدهای راهبردی سیاست‌های خود است.

از منظر تحلیلی، اگر روایت رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر عدم انتقال سلاح از سوی چین و روسیه به ایران را بپذیریم، این ادعا ناخواسته بر یک واقعیت مهم صحه می‌گذارد؛ اینکه توان بازدارندگی جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری بر ظرفیت‌های داخلی، فناوری بومی و زیرساخت‌های ملی استوار شده است.

به همین دلیل، ادعای ترامپ را می‌توان نه صرفاً تلاشی برای نمایش انزوای ایران، بلکه اعترافی غیرمستقیم به ناکامی راهبرد مهار و محدودسازی توان دفاعی جمهوری اسلامی دانست؛ راهبردی که با وجود سال‌ها تحریم، فشار و تهدید، نتوانسته مسیر توسعه ظرفیت‌های بومی ایران را متوقف کند.

اخبار مرتبط
ارسال نظر