سالیان متمادی، مناسبات تهران و ابوظبی بر الگویی دووجهی و کماکان پایدار استوار بود: «همکاری عمیق اقتصادی در سطح بومی، و احتیاط یا موازنه در سطح امنیتی». امارات برای اقتصاد ایران به مثابه یک مرکز مجدد صادرات و شریان مالی عمل میکرد و در مقابل، از بازار و امنیت دریانوردی منطقه بهرهمند میشد. اما پدیدار شدن نشانههای جدیدی همچون ماجرای نشستهای امنیتی محرمانه، سنگاندازی در ابتکارات دیپلماتیک تنگه هرمز و در نهایت میزبانی و رایزنی ۶ ساعته محمد بنزاید با بنیامین نتانیاهو در ابوظبی، نشان داد که آن موازنه قدیمی به طور کامل فروریخته است.
خروج از پیله تجاری و ورود به معماری ضدایرانی
امارات دیگر یک شیخنشین صرفاً تاجرپیشه در حاشیه خلیج فارس نیست؛ بلکه به سرپل عملیاتی، اطلاعاتی و پدافندی آمریکا و رژیم صهیونیستی در خط مقدم جبهه جنوبی ایران بدل شده است. استقرار سامانههای موشکی و راداری اسرائیل در خاک امارات و تبدیل شدن بنادر و پایگاههای این کشور به زیرساختهای پشتیبانی تحرکات غربی، عملاً مرزهای تمایز میان «همسایه تجاری» و «پایگاه دشمن» را از میان برداشته است.
پروندههای ترتیبات جدید امنیتی و تحرکات ابوظبی برای برهم زدن ابتکارات منطقهای نظیر نشستهای مرتبط با امنیت تنگه هرمز، افشا میکند که حاکمان امارات صرفاً مجری سیاستهای دیکتهشده غربی نیستند؛ بلکه خود فعالانه در حال شکلدهی به مهندسی جدید امنیت منطقه، متناسب با خواستههای تلآویو و علیه نقش کلیدی ایران هستند.
دکترین تفکیک؛ ابزاری که یکطرفه کار میکند
تأملبرانگیزترین بخش این معادله، تلاش ابوظبی برای حفظ «تفکیکِ هوشمندانه میان تجارت و امنیت» است. امارات تمایل دارد از سود کلان مبادلات تجاری، صرافیها و ترانزیت کالای ایران نهایت استفاده را ببرد، اما در بزنگاههای راهبردی و امنیتی، زیر چتر رژیم صهیونیستی قرار گیرد و حتی میزبان نخستوزیری شود که علناً سخن از تغییر معادلات سیاسی ایران به زبان میآورد.
ادامه این رویکرد یکطرفه، ریسک ناپایداری عمیقی را به امنیت ملی ایران فرض میکند. نمیتوان به کشوری که سکوی استقرار سامانههای تسلیحاتی دشمن و مرکز رایزنیهای ضدایرانی شده، پاداشهای ویژه اقتصادی، تجاری و مالی اهدا کرد و چشم را بر کارکرد امنیتی خطرناک آن بست.
لزوم بازنگری در هزینه و فایده روابط با امارات
همسایگی جغرافیایی به خودی خود نباید برای هیچ کشوری «مصونیت راهبردی» یا «اعتماد چکبیاض» ایجاد کند. هرچند قطع کامل روابط یا بستن کانالهای اقتصادی هوشمندانه نیست، اما دستگاه دیپلماسی و تصمیمسازان امنیتی کشور باید هزینه رفتارهای ضدایرانی ابوظبی را متناسب با منافع اقتصادیاش تنظیم کنند.
ایران باید با صدای رسا این پیام را به طرف اماراتی منتقل کند که نمیتوان همزمان «شریک تجاری ایران» و «میزبان و همپیمان عملیاتی سرسختترین دشمنان ایران» بود. پاسخ به این الگوی رفتار امنیتی، نیازمند تغییر در معادلات تجاری و مالی است تا ابوظبی متوجه شود انتخابهای امنیتیاش در خلیج فارس، بدون هزینه اقتصادی و سیاسی نخواهد بود.