در پی افزایش تحرکات نظامی در منطقه و نزدیک شدن به رویدادهای سرنوشتساز سیاسی در آمریکا و تلآویو، معادلات درگیری میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد مرحله تازهای شده است.
در گفتگوی اختصاصی با دکتر احسان موحدیان، کارشناس روابط بینالملل، سناریوهای پیشرو، تاثیر انتخابات بر زمانبندی جنگ، برهم خوردن محاسبات واشنگتن در مدیریت درگیری و بحران تابآوری اقتصادی و سیاسی آمریکا مورد واکاوی قرار گرفته است.
موحدیان درباره تاثیر انتخابات اسرائیل (۲۷ اکتبر - پنجم آبان) و انتخابات میاندورهای آمریکا (۳ نوامبر - دوازدهم آبان) بر تصمیمات نظامی و احتمال حمله پیشدستانه اظهار کرد:
این انتخابات در آمریکا و رژیم صهیونیستی بر زمانبندی و شدت وقوع جنگ تاثیرگذار است، اما بر اصل تصمیم تاثیر قطعی ندارد؛ زیرا وقوع درگیری میان طرفین حتمی به نظر میرسد، چرا که این جنگ هنوز برنده قطعی نداشته و حالت «نه جنگ، نه صلح» به دلیل تبعات امنیتی، اقتصادی و سیاسی آن نمیتواند به طور طولانی ادامه یابد.
زمانبندی تقابل؛ از دستاوردسازی نتانیاهو تا محاصره دریایی ترامپ
این کارشناس مسائل بینالملل با تشریح بازی سیاسی درونگروهی در تلآویو و واشنگتن گفت:
بنیامین نتانیاهو پیش از انتخابات ۲۷ اکتبر باید دستاوردهایی علیه ایران نشان دهد تا وضعیت انتخاباتی شکننده خود را در برابر احزاب رقیب بهبود بخشد. اما در آن سو، ترامپ تا زمان انتخابات میاندورهای تمایلی به تشدید تنش گسترده ندارد؛ اگرچه محاصره دریایی، فشار اقتصادی و تهدیدات امنیتی ادامه خواهد یافت. نتانیاهو نیز نمیتواند بدون حمایت ترامپ دست به حمله گسترده بزند، چرا که شکاف با او پیش از انتخابات هزینههای سنگینی دارد.
موحدیان تصریح کرد:
ترامپ مدعی است که جنگ را به زودی میبرد و ممکن است اقداماتی حتی پیش از انتخابات میاندورهای انجام دهد یا به سمت مذاکره برود. ولی بهبود شاخصهای اقتصادی و افکار عمومی آمریکا پیش از انتخابات کنگره بسیار بعید است؛ بنابراین احتمال حمله گسترده آمریکا بیشتر به بعد از انتخابات کنگره موکول میشود.

هماکنون افکار عمومی آمریکا همراهی کاملی با جنگ ندارد، قیمت نفت و انرژی بالاست، تلفات احتمالی نگرانکننده است و توان موشکی و پهپادی ایران با بمباران نابود نمیشود. در نتیجه، پیش از ۲۷ اکتبر اقدامات محدود، ترور یا خرابکاریهای هدفمند از سوی اسرائیل محتملتر است؛ در فاصله ۲۷ اکتبر تا ۳ نوامبر نوعی آرامش شکننده وجود خواهد داشت و پس از انتخابات کنگره، در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات، احتمال ورود به یک جنگ تمامعیار و حتی حمله زمین افزایش مییابد.
برهم خوردن روایت آمریکا از جنگ و قدرت بازدارندگی ایران
موحدیان در پاسخ به پرسشی درباره نامشخص بودن سطح و دامنه پاسخهای ایران و اختلال در قدرت محاسباتی طرف مقابل تصریح کرد:
آنچه با قطعیت میتوان گفت این است که ایران روایت آمریکا را بر هم زده است. روایت آمریکا این بود که یک جنگ کوتاه، کنترلشده و تحت مدیریت خود راه میاندازد و منابع ایران را تحت کنترل میگیرد، اما ایران نشان داده که جنگ کوتاه نخواهد بود و قابلیت کنترل و مدیریت آن از دست آمریکا خارج است.
وی ادامه داد:
ایران با کنترل و مدیریت تنگه هرمز، جریان ترافیک دریایی و نگه داشتن قیمت نفت در سطح بالا، زمان را به نفع خود مدیریت کرده است. همچنین ایران اراده و توان بازگشایی جبهههای متعدد و پاسخدهی منطقهای را حفظ کرده و فروپاشی یا آتشبسهای مقطعی مانع پاسخدهی آن نشده است. ایران پاسخهای خود را در جبهههای مختلف، از جمله هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی در اسرائیل یا کشورهای منطقه انجام داده که نشاندهنده یک خودبازدارندگی مستقل است. عدم اطمینان آمریکا و اسرائیل از زمان، مکان و دامنه دقیق پاسخهای ایران (در تنگه هرمز، خلیج فارس، دریای سرخ، لبنان یا یمن)، محاسبات آنها را دچار تردید کرده و توان کنترل درگیری را از آنها سلب کرده است.
معادله بنزین ۴.۵ دلاری و بحران تابآوری در واشنگتن
این تحلیلگر مسائل بینالملل درباره توان تحمل واشنگتن در یک نبرد فرسایشی خاطرنشان کرد:
آمریکا از نظر مالی و مادی توان تحمل وارد شدن به درگیری را دارد، اما از نظر «سرمایه سیاسی» و «افکار عمومی» توان آن محدود و در حال کاهش است. صبر رایدهندگان آمریکایی به شدت کاهش یافته، محبوبیت ترامپ افت کرده (حدود ۳۲ درصد) و حمایت از حمله به ایران به حدود ۳۴ درصد رسیده است. ریزش محبوبیت حتی در میان پایگاه رای جمهوریخواهان نیز مشاهده میشود.
وی در پایان یادآور شد:
فشار اقتصادی بالاست؛ قیمت بنزین (حدود ۴.۵ دلار برای هر گالن)، رشد قیمت گازوئیل، تورم و احتمال افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو، زنجیرهای خطرساز برای اقتصاد آمریکا ایجاد کرده است. در بعد نظامی نیز صرف هزینههای سنگین و مصرف مهمات گرانقیمت برای مقابله با پهپادها و موشکهای ارزانقیمت ایران، یک معادله فرسایشی و نابرابر ایجاد کرده است.
آمریکا تا اوایل اوت حدود ۳۸ میلیارد دلار هزینه رسمی اعلام کرده که قطعا رقم واقعی با احتساب بازسازی پایگاهها بسیار بیشتر است. بنابراین، تابآوری سیاسی واشنگتن به شدت پایین است؛ اگرچه ایران نیز تحت فشار تحریم، محاصره دریایی و هزینهها قرار دارد، اما در این نبرد فرسایشی هر کشوری که مقاومت بیشتری نشان دهد برنده خواهد بود.