صفحه سیاست بررسی می کند؛

مذاکرات ایران و آمریکا در بن‌بست؛ دیپلماسی زیر سایه تهدید و تحرکات منطقه‌ای

مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در شرایطی وارد مرحله‌ای حساس و مبهم شده که هم‌زمان با ادامه رایزنی‌های تهران، واشینگتن و میانجیگران منطقه‌ای، هنوز نشانه روشنی از عبور دو طرف از اختلافات اصلی دیده نمی‌شود. از یک سو، کانال‌های دیپلماتیک همچنان فعال است و میانجیگران تلاش می‌کنند شکاف موجود را کاهش دهند و از سوی دیگر، اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات، پرونده هسته‌ای، رفع فشارهای اقتصادی و وضعیت تنگه هرمز همچنان پابرجاست. در کنار این وضعیت، تحرکات نظامی آمریکا و مواضع تهدیدآمیز برخی طرف‌های منطقه‌ای، فضای مذاکرات را شکننده‌تر کرده است؛ شرایطی که ضرورت تفکیک «امید به دیپلماسی» از «خوش‌بینی درباره توافق» را بیش از گذشته نشان می‌دهد.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
مذاکرات ایران و آمریکا در بن‌بست؛ دیپلماسی زیر سایه تهدید و تحرکات منطقه‌ای
صفحه سیاست-

بازگشت عباس عراقچی از نیویورک، بار دیگر پرسش درباره محتوای پیام منتقل‌شده از سوی واشینگتن را به مرکز توجه آورده است. هنوز به‌صورت رسمی مشخص نشده که پیشنهاد دریافت‌شده از آمریکا، پاسخ به طرح هفت‌روزه ایران بوده یا اینکه واشینگتن پس از رد پیشنهاد تهران، ابتکار عمل جدیدی را روی میز گذاشته است.

عراقچی پیش‌تر گفته بود تهران منتظر پاسخ رسمی آمریکا به پیشنهاد هفت‌روزه خود است؛ پیشنهادی که بر توقف خصومت‌ها، فراهم‌شدن زمینه بازگشایی تدریجی تنگه هرمز و اجرای تعهدات متقابل استوار بود. در مقابل، دونالد ترامپ پیش‌تر اعلام کرده بود پیشنهاد ایران را رد کرده است، هرچند هم‌زمان بر ادامه گفت‌وگوها تأکید داشت.

اکنون سخنگوی دولت از دریافت پیشنهاد آمریکا و ارائه گزارش عراقچی به هیئت دولت خبر داده است؛ اما جزئیات این پیشنهاد همچنان منتشر نشده است. بنابراین، در شرایط فعلی نمی‌توان با قطعیت گفت واشینگتن صرفاً به پیشنهاد تهران پاسخ داده یا دستورکار تازه‌ای را برای مذاکرات تعریف کرده است.

میانجیگری قطر، پاکستان و مصر برای شکستن بن‌بست

در کنار بازگشت عراقچی، تلاش میانجیگران منطقه‌ای برای نزدیک‌کردن مواضع تهران و واشینگتن ادامه دارد. قطر در این میان یکی از مهم‌ترین کانال‌های ارتباطی بوده و پیشنهادهایی برای جمع‌کردن خواسته‌های دو طرف ارائه کرده است.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، پیشنهاد دوصفحه‌ای قطر تلاش داشته دو مطالبه اصلی را هم‌زمان مورد توجه قرار دهد: درخواست ایران برای رفع محاصره دریایی و خواسته آمریکا برای دریافت امتیازهای هسته‌ای از تهران.

رایزنی میانجی قطری در نیویورک و سپس واشینگتن نیز ادامه یافته است. هم‌زمان گزارش‌هایی از تلاش پاکستان و مصر برای ترغیب ایران به پذیرش برخی امتیازهای هسته‌ای منتشر شده است.

با این حال، روایت منتشرشده از سوی منابع مطلع نشان می‌دهد تهران همچنان بر یک اصل تأکید دارد: ابتدا باید آمریکا به تفاهم‌های قبلی بازگردد و تعهدات اقتصادی و عملی خود را اجرا کند و سپس درباره امتیازات جدید هسته‌ای گفت‌وگو شود.

به این ترتیب، اختلاف فقط بر سر «چه امتیازی» نیست؛ بلکه پرسش مهم‌تر این است که کدام طرف باید ابتدا اقدام کند؟

اختلاف اصلی مذاکرات؛ امتیاز هسته‌ای یا رفع فشار اقتصادی؟

یکی از مهم‌ترین گسل‌های موجود میان تهران و واشینگتن، همین مسئله ترتیب اقدامات است.

بر اساس روایت‌های منتشرشده، آمریکا خواهان آن است که ایران ابتدا درباره محدودیت‌های هسته‌ای و سازوکارهای راستی‌آزمایی وارد تعهدات مشخص شود و در مقابل، تهران رفع فشارهای اقتصادی و اجرای تعهدات پیشین آمریکا را مقدمه ورود به مذاکرات جدید می‌داند.

این اختلاف از آن جهت اهمیت دارد که می‌تواند سرنوشت مذاکرات را تعیین کند. اگر هر طرف انتظار داشته باشد طرف مقابل ابتدا اقدام کند، حتی وجود کانال‌های متعدد دیپلماتیک نیز الزاماً به توافق منجر نخواهد شد.

از نگاه تهران، دادن امتیازهای جدید در برابر تعهداتی که آمریکا پیش‌تر پذیرفته، معنای متفاوتی با اجرای تعهدات قبلی و سپس آغاز یک مرحله تازه از مذاکره دارد. همین مسئله یکی از محورهای اصلی اختلاف کنونی است.

«مذاکره درباره اقدام‌ها»؛ ایران هم منتظر اقدام عملی آمریکاست

جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در تازه‌ترین موضع خود گفته است دونالد ترامپ معتقد است امکان دستیابی به توافق با تهران وجود دارد، اما تحقق آن را به آنچه «رفتار مناسب» ایران خوانده، مشروط کرده است. ونس همچنین بر ضرورت مذاکره درباره «اقدامات» به جای «حرف‌ها» تأکید کرده است؛ موضعی که نشان می‌دهد واشینگتن خواهان مشاهده گام‌های عملی از سوی تهران است.

اما این گزاره را نمی‌توان یک‌طرفه تفسیر کرد. ایران نیز دقیقاً بر همین نقطه تأکید دارد و معتقد است صرف وعده‌ها و اظهارات سیاسی آمریکا برای پیشبرد مذاکرات کافی نیست. تجربه توافق‌های گذشته و تغییر مواضع واشینگتن باعث شده تهران نسبت به وعده‌های آمریکا درباره رفع فشارها و اجرای تعهدات، با احتیاط برخورد کند.

از نگاه ایران، اگر قرار است مذاکرات از مرحله تبادل پیام و وعده عبور کند، آمریکا نیز باید اقدام عملی انجام دهد. رفع محاصره دریایی، کاهش فشارهای اقتصادی، فراهم‌کردن امکان دسترسی ایران به منابع و درآمدهای خود و اجرای تعهدات قبلی، از جمله اقداماتی است که تهران آنها را برای ایجاد اعتماد و فراهم‌شدن زمینه ورود به مرحله بعدی مذاکرات ضروری می‌داند.

بنابراین، اختلاف تهران و واشینگتن را نمی‌توان صرفاً در قالب «آمریکا خواهان اقدام عملی ایران است» توضیح داد. ایران نیز خواهان اقدام عملی آمریکا پیش از پذیرش تعهدات جدید است. مسئله اصلی در واقع به این پرسش بازمی‌گردد که هر طرف چه اقدامی را باید ابتدا انجام دهد و چه تضمینی وجود دارد که پس از دریافت امتیاز از سوی یک طرف، طرف مقابل به تعهدات خود عمل کند.

در چنین شرایطی، تهران تلاش دارد میان «وعده» و «اقدام» تفاوت روشنی قائل شود. از نگاه ایران، نمی‌توان رفع محاصره، گشایش اقتصادی و اجرای تعهدات آمریکا را صرفاً به وعده‌ای برای آینده موکول کرد و در مقابل، از ایران انتظار داشت پیشاپیش وارد تعهدات جدید هسته‌ای شود.

به همین دلیل، پیشنهاد هفت‌روزه ایران را نیز باید در همین چارچوب دید؛ یعنی ایجاد یک مرحله عملی برای توقف خصومت‌ها و فراهم‌شدن زمینه رفع محدودیت‌ها، پیش از آنکه مذاکرات وارد مرحله تازه‌ای از تعهدات هسته‌ای شود.

در مقابل، واشینگتن تلاش دارد ابتدا درباره محدودیت‌های هسته‌ای و سازوکارهای راستی‌آزمایی به نتیجه برسد و سپس درباره گشایش‌های اقتصادی تصمیم بگیرد. همین تفاوت در نگاه به «اقدام اول» یکی از مهم‌ترین موانع پیش روی مذاکرات است.

بنابراین، وقتی ونس از مذاکره درباره «اقدامات» سخن می‌گوید، پاسخ تهران را نیز باید در همین چارچوب تحلیل کرد: ایران نیز اقدام می‌خواهد، اما اقدامی واقعی و قابل سنجش از سوی آمریکا؛ نه صرفاً وعده‌ای جدید که در ادامه مذاکرات امکان تغییر یا عقب‌نشینی از آن وجود داشته باشد.

تحرکات نظامی آمریکا؛ مذاکره در کنار فشار

هم‌زمان با فعالیت کانال‌های دیپلماتیک، گزارش‌هایی درباره تحرکات نظامی آمریکا در منطقه نیز منتشر شده است.

گزارش‌هایی درباره جابه‌جایی ناوهای هواپیمابر آمریکا در شرایطی منتشر شده که مقام‌های آمریکایی این تحرکات را الزاماً مرتبط با مذاکرات ایران و آمریکا معرفی نکرده‌اند و آن را بخشی از فعالیت‌های معمول نظامی خود دانسته‌اند.

بنابراین، از یک سو نباید هر تحرک نظامی را مستقیماً نشانه تصمیم واشینگتن برای جنگ دانست و از سوی دیگر، نمی‌توان تأثیر چنین تحرکاتی بر فضای مذاکرات را نادیده گرفت.

در تهران نیز مقام‌های ارشد سیاسی و نظامی بر آمادگی ایران برای پاسخ به هرگونه تجاوز تأکید کرده‌اند. درباره تنگه هرمز نیز موضع ایران همچنان بر پیوند میان امنیت منطقه‌ای و امنیت جریان انرژی استوار است.

این وضعیت نشان می‌دهد دیپلماسی در خلأ جریان ندارد؛ بلکه هم‌زمان با مذاکره، ابزارهای فشار سیاسی، اقتصادی و نظامی نیز در صحنه حضور دارند.

پرونده هسته‌ای؛ گره اصلی توافق احتمالی

در نهایت، پرونده هسته‌ای همچنان یکی از اصلی‌ترین محورهای اختلاف میان تهران و واشینگتن است.

آمریکا محدودکردن برنامه هسته‌ای ایران و ایجاد سازوکارهای راستی‌آزمایی را از عناصر مهم توافق احتمالی می‌داند. ایران نیز بر اساس روایت‌های منتشرشده، اصل مذاکره درباره مسائل هسته‌ای و نظارت را رد نکرده، اما آن را در چارچوبی از تعهدات متقابل و رفع فشارهای اقتصادی دنبال می‌کند.

در این میان، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، از آمادگی این نهاد برای بازگشت فوری بازرسان به ایران خبر داده است.

البته آمادگی آژانس برای اعزام بازرسان به‌تنهایی به معنای توافق سیاسی میان تهران و واشینگتن نیست. این موضوع صرفاً می‌تواند یکی از مؤلفه‌های فنی مرحله بعدی مذاکرات باشد؛ مرحله‌ای که تحقق آن همچنان به تصمیم‌های سیاسی دو طرف وابسته است.

مسئله فقط هسته‌ای نیست؛ ترامپ به دنبال توافقی متفاوت از برجام است

در تحلیل ارائه‌شده از سوی دنیس سیترونوویچ، عضو شورای آتلانتیک، یکی از اهداف دولت ترامپ حرکت مستقیم به سمت پرونده هسته‌ای و استفاده از گشایش اقتصادی به‌عنوان اهرمی برای رسیدن به توافقی گسترده‌تر است.

در این نگاه، واشینگتن تمایلی ندارد رفع تحریم‌ها را صرفاً در برابر بازگشایی تنگه هرمز قرار دهد؛ بلکه تلاش می‌کند گشایش اقتصادی را به امتیازهای هسته‌ای گره بزند.

این تحلیل، اختلاف اصلی تهران و واشینگتن را بار دیگر به مسئله «ترتیب اقدامات» بازمی‌گرداند.

ایران بر اجرای تعهدات قبلی و رفع فشارهای اقتصادی تأکید دارد و سپس آمادگی خود را برای مذاکره درباره مسائل هسته‌ای مطرح می‌کند. در مقابل، آمریکا تلاش دارد پیش از ارائه امتیازات اقتصادی، تضمین‌هایی درباره برنامه هسته‌ای دریافت کند.

در نتیجه، اختلاف موجود فقط یک اختلاف فنی درباره سانتریفیوژ، غنی‌سازی یا بازرسی نیست؛ بلکه به این پرسش بنیادی مربوط است که چه کسی باید نخستین گام را بردارد و هر گام در برابر چه امتیازی برداشته شود.

نتانیاهو و سایه انتخابات اسرائیل بر تحولات منطقه

در کنار مذاکرات تهران و واشینگتن، تحرکات اسرائیل نیز به یکی از متغیرهای مهم منطقه تبدیل شده است.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، اخیراً مدعی شده است که نشانه‌هایی در اختیار دارد که احتمال حمله دشمنان اسرائیل پیش از انتخابات این رژیم را مطرح می‌کند. انتخابات اسرائیل قرار است ۲۷ اکتبر برگزار شود.

این اظهارات در شرایطی بیان شده که منطقه همچنان تحت تأثیر بحران ایران و آمریکا قرار دارد و احتمال ازسرگیری درگیری نظامی نیز در تحلیل‌های مختلف مطرح شده است.

البته ادعاهای مربوط به احتمال حمله پیش از انتخابات تاکنون به‌طور رسمی از سوی مقام‌های آمریکایی تأیید نشده و گزارش‌های مبتنی بر منابع ناشناس باید در همین چارچوب ارزیابی شوند.

در سوی دیگر، مقام‌های ایرانی بر آمادگی نیروهای مسلح برای مقابله با هرگونه تهدید تأکید کرده‌اند.

سفر نتانیاهو به ابوظبی؛ ایران در مرکز رایزنی‌های منطقه‌ای

در همین چارچوب، سفر اعلام‌نشده نتانیاهو به ابوظبی و دیدار او با محمد بن‌زاید اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است.

اصل این دیدار از سوی دفتر نخست‌وزیری اسرائیل و خبرگزاری رسمی امارات تأیید شده، اما جزئیات گفت‌وگوها به‌صورت رسمی منتشر نشده است.

برخی رسانه‌ها و منابع ناشناس مدعی شده‌اند ایران، برنامه هسته‌ای و احتمال تحولات نظامی آینده از موضوعات این دیدار بوده است. با این حال، این ادعاها در سطح گزارش‌های رسانه‌ای باقی مانده و در بیانیه رسمی امارات جزئیات مربوط به آنها منتشر نشده است.

همچنین درباره حضور نمایندگان کشورهای عربی دیگر در رایزنی‌های مرتبط با این سفر، روایت‌های متفاوتی منتشر شده است. برخی رسانه‌های اسرائیلی از حضور کشورهایی مانند عربستان، مصر، بحرین، کویت و عمان سخن گفته‌اند، اما مقام‌های عربستان و اردن گزارش‌های مربوط به مشارکت خود را رد کرده‌اند.

بنابراین، میان آنچه درباره این سفر در رسانه‌ها منتشر شده و آنچه به‌صورت رسمی تأیید شده، فاصله قابل توجهی وجود دارد.

 مذاکره ادامه دارد، اما توافق هنوز در دسترس نیست

تصویر فعلی مذاکرات ایران و آمریکا را نمی‌توان نه به‌عنوان شکست قطعی دیپلماسی و نه به‌عنوان نزدیک‌شدن قطعی به توافق توصیف کرد.

کانال‌های ارتباطی همچنان فعال هستند؛ میانجیگران منطقه‌ای در حال انتقال پیام میان تهران و واشینگتن هستند و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز آمادگی خود را برای بازگشت بازرسان اعلام کرده است.

اما در سوی دیگر، اختلاف بر سر پرونده هسته‌ای، رفع تحریم‌ها، محاصره دریایی، تنگه هرمز و مهم‌تر از همه ترتیب اجرای تعهدات همچنان پابرجاست.

در چنین شرایطی، شاید مهم‌ترین نکته برای تحلیل وضعیت موجود، تفکیک «امید به دیپلماسی» از «خوش‌بینی درباره نتیجه مذاکرات» باشد. بازبودن کانال مذاکره به این معنا نیست که توافق نزدیک است؛ همان‌طور که وجود اختلاف‌های عمیق نیز به معنای بسته‌شدن قطعی مسیر دیپلماسی نیست.

آنچه شرایط کنونی را حساس‌تر می‌کند، هم‌زمانی همین مذاکرات شکننده با فشارهای اقتصادی، تهدیدهای نظامی و تحرکات منطقه‌ای است. تجربه دوره‌های پیشین نیز نشان داده است که مذاکره در شرایط تنش بالا، بدون سازوکاری روشن برای اجرای تعهدات متقابل، می‌تواند به‌جای کاهش بحران، صرفاً زمان بخرد.

اکنون پرسش اصلی این نیست که آیا تهران و واشینگتن همچنان مذاکره می‌کنند یا نه؛ بلکه این است که آیا دو طرف می‌توانند بر سر ترتیب اقدامات، تضمین اجرای تعهدات و چارچوب واقعی توافق به نقطه‌ای مشترک برسند یا خیر.

تا زمانی که پاسخ این پرسش روشن نشده، دیپلماسی همچنان باز است، اما مسیر رسیدن به توافق همچنان پر از ابهام و ریسک باقی خواهد ماند.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر