یادداشت مدیرمسئول؛

ترکیب «خیابان و میدان»؛ چرا راهبرد فشار به شکست می‌انجامد؟

در جنگ‌های ترکیبی امروز، فشار علیه یک کشور تنها از مسیر حمله نظامی دنبال نمی‌شود؛ بلکه اقتصاد، معیشت، رسانه و افکار عمومی نیز همزمان به میدان نبرد تبدیل می‌شوند. در چنین شرایطی، عبور از فشار خارجی نیازمند پیوند میان «خیابان و میدان» است؛ یعنی تقویت همزمان سرمایه اجتماعی و تاب‌آوری اقتصادی در داخل با حفظ توان دفاعی و بازدارندگی در برابر تهدیدهای خارجی. تجربه نشان می‌دهد هرچه این دو مؤلفه هماهنگ‌تر عمل کنند، هزینه‌های راهبرد فشار برای دشمن افزایش یافته و امکان تحقق اهداف آن کاهش می‌یابد.

ترکیب «خیابان و میدان»؛ چرا راهبرد فشار به شکست می‌انجامد؟
۰ دقیقه
نویسنده: مهرداد همتی
صفحه سیاست-

در جنگ‌های امروز، پیروزی صرفاً در میدان نظامی رقم نمی‌خورد. دشمن  همزمان از تحریم، فشار اقتصادی، عملیات رسانه‌ای و جنگ روانی برای فرسایش جامعه استفاده می کند و در کنار آن، قدرت نظامی را نیز به‌عنوان ابزار فشار به کار گیرد.

هدف چنین رویکردی، ایجاد یک زنجیره فشار است؛ اقتصاد را فرسوده کن، هزینه زندگی را افزایش بده، نااطمینانی ایجاد کن، اعتماد عمومی را کاهش بده و در نهایت جامعه را مقابل حاکمیت قرار بده.

اما نقطه‌ای که این محاسبه می‌تواند با شکست مواجه شود، جایی است که «خیابان و میدان» در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

منظور از «خیابان»، جامعه، مردم، اقتصاد و سرمایه اجتماعی است و منظور از «میدان»، توان دفاعی و بازدارندگی نظامی کشور.

 زمانی که مردم در برابر فشار خارجی دچار فروپاشی اعتماد نشوند و همزمان توان نظامی  کشور هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی را برای دشمن افزایش دهد، راهبرد فشار با یک معادله متفاوت مواجه خواهد شد.

اگر دشمن تصور کند فشار اقتصادی می‌تواند جامعه را از درون فرسوده و توان نظامی اش می‌تواند کشور را تحت فشار قرار دهد، اما با جامعه‌ای مواجه شود که از سختی‌ها عبور می‌کند و کشوری که توان دفاع از خود را افزایش داده است، محاسبه او تغییر خواهد کرد

البته حفظ این ظرفیت صرفاً با شعار ممکن نیست. ثبات اقتصادی، حمایت از معیشت، کاهش نااطمینانی، تسهیل فعالیت بخش خصوصی، حفظ تولید و صادرات، شفافیت و مقابله با فساد باید در کنار تقویت توان دفاعی قرار گیرد.

به بیان دیگر، قدرت نظامی بدون پشتوانه اجتماعی پایدار نیست و سرمایه اجتماعی بدون امنیت و بازدارندگی نیز آسیب‌پذیر خواهد بود. ترکیب این دو، یعنی «خیابان و میدان»، می‌تواند هزینه فشار خارجی را افزایش و امکان تحقق اهداف آن را کاهش دهد.

در این معادله، مردم فقط مخاطب سیاست‌های اقتصادی نیستند؛ بخشی از قدرت ملی‌اند. همان‌گونه که توان دفاعی فقط ابزار جنگ نیست، بلکه ابزاری برای جلوگیری از تحمیل جنگ و افزایش قدرت چانه‌زنی کشور است.

بنابراین پاسخ به فشار خارجی باید همزمان در دو مسیر دنبال شود: تقویت اقتصاد و سرمایه اجتماعی در داخل و تقویت بازدارندگی در میدان.

اگر دشمن تصور کند فشار اقتصادی می‌تواند جامعه را از درون فرسوده و توان نظامی اش می‌تواند کشور را تحت فشار قرار دهد، اما با جامعه‌ای مواجه شود که از سختی‌ها عبور می‌کند و کشوری که توان دفاع از خود را افزایش داده است، محاسبه او تغییر خواهد کرد.

در چنین شرایطی، فشار خارجی نه‌تنها به هدف خود نمی‌رسد، بلکه می‌تواند هزینه‌های بیشتری برای طراحان آن ایجاد کند.

و در پایان دشمنِ گرفتار، گرفتارتر خواهد شد و ملت ما نیز با تکیه بر توان دفاعی، انسجام اجتماعی و اصلاحات اقتصادی، از این سختی عبور خواهد کرد.

 

اخبار مرتبط
  • رئیس سازمان بسیج مستضعفین با اشاره به تغییر شیوه فشار علیه ایران، از نقش بازار، تولید و تجارت در مقابله با جنگ اقتصادی، امنیتی و ادراکی سخن گفت.

  • دولت آمریکا در ادامه سیاست فشار حداکثری علیه ایران، از تشدید اقدامات اقتصادی و مالی علیه تهران خبر داده است؛ رویکردی که به گفته مقام‌های آمریکایی می‌تواند کشورهای همکار اقتصادی با ایران را نیز هدف تحریم قرار دهد و در مقابل، هشدارهای ایران درباره پیامدهای مشارکت کشورها در این فشارها، معادلات اقتصادی و امنیتی منطقه را وارد مرحله‌ای تازه کرده است.

  • گزارش تازه «وال‌استریت ژورنال» از روند تصمیم‌گیری دولت دونالد ترامپ برای آغاز جنگ با ایران، تصویری متفاوت از روایت‌های رسمی ارائه می‌دهد؛ روایتی که نشان می‌دهد بخشی از مقام‌های اطلاعاتی و نظامی آمریکا پیش از شروع درگیری، درباره پیامدهای احتمالی جنگ هشدار داده بودند. با گذشت حدود شش ماه، بسیاری از همان نگرانی‌ها به چالش‌های واقعی واشنگتن تبدیل شده و آمریکا از فشار نظامی به سمت فشار اقتصادی و تلاش برای تغییر محاسبات تهران حرکت کرده است.

ارسال نظر