سیاست محاصره آمریکا علیه ایران چرا محکوم به شکست است؟ بررسی ابعاد راهبردی فشارهای واشنگتن بر جمهوری اسلامی

همزمان با مطرح شدن ادعاهایی درباره تشدید فشارهای آمریکا بر مسیرهای دریایی و بنادر ایران، بار دیگر موضوع راهبرد «فشار حداکثری» و کارآمدی آن در محافل سیاسی مطرح شده است. احمد عجم، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، معتقد است سیاست‌های محاصره و فشار واشنگتن نه‌تنها به اهداف خود نرسیده، بلکه به تقویت توان دفاعی و انسجام داخلی جمهوری اسلامی ایران منجر شده است. این گزارش، ابعاد این رویکرد و پیامدهای آن را از منظر امنیت منطقه‌ای و موازنه قدرت بررسی می‌کند.

سیاست محاصره آمریکا علیه ایران چرا محکوم به شکست است؟ بررسی ابعاد راهبردی فشارهای واشنگتن بر جمهوری اسلامی
0 دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی

صفحه سیاست-در سال‌های اخیر، ایالات متحده با بهره‌گیری از ابزارهایی همچون تحریم‌های اقتصادی، فشارهای سیاسی و محدودیت‌های دریایی، تلاش کرده است دامنه نفوذ و قدرت جمهوری اسلامی ایران را محدود کند. با این حال، بسیاری از تحلیلگران معتقدند این راهبردها نه تنها اهداف اعلام‌شده واشنگتن را محقق نکرده، بلکه موجب تغییر محاسبات امنیتی و تقویت ظرفیت‌های دفاعی ایران شده است.

در همین راستا، احمد عجم، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، با اشاره به تحرکات اخیر آمریکا در حوزه دریایی، تأکید کرده است که سیاست محاصره و فشار علیه ایران ادامه همان رویکرد یک‌جانبه‌گرایانه واشنگتن است؛ سیاستی که به اعتقاد وی، آینده‌ای جز شکست نخواهد داشت.

فشار حداکثری؛ راهبردی که به اهداف خود نرسید

به گفته عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، آمریکا همچنان تصور می‌کند با ایجاد محدودیت در مسیرهای تجاری و دریایی و افزایش فشارهای اقتصادی می‌تواند جمهوری اسلامی ایران را وادار به عقب‌نشینی کند.

این در حالی است که تجربه سال‌های گذشته، به‌ویژه پس از اجرای سیاست «فشار حداکثری»، نشان داد نه تنها ساختار سیاسی ایران دچار فروپاشی نشد، بلکه کشور در بسیاری از حوزه‌های دفاعی، امنیتی و فناوری مسیر تقویت توان داخلی را در پیش گرفت.

در این چارچوب، سیاست فشار بیش از آنکه به تغییر رفتار ایران منجر شود، به عاملی برای افزایش خوداتکایی و بازنگری در راهبردهای اقتصادی و دفاعی کشور تبدیل شده است.

تنگه هرمز؛ رقابت روایت‌ها در یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های جهان

یکی از محورهای اصلی این اظهارات، موضوع تنگه هرمز و امنیت کشتیرانی در منطقه است.

احمد عجم معتقد است واشنگتن با تأکید بر باز بودن مسیرهای دریایی، تلاش می‌کند تصویر برتری و کنترل خود بر معادلات منطقه را حفظ کند؛ در حالی که واقعیت‌های میدانی، از پیچیدگی بیشتر موازنه قدرت در خلیج فارس حکایت دارد.

تنگه هرمز به عنوان یکی از مهم‌ترین شاهراه‌های انتقال انرژی جهان، همواره یکی از کانون‌های رقابت ژئوپلیتیکی میان ایران و آمریکا بوده و هرگونه تحول در این منطقه می‌تواند آثار گسترده‌ای بر امنیت انرژی و اقتصاد جهانی داشته باشد.

محاصره دریایی؛ ابزار فشار یا نشانه کاهش نفوذ آمریکا؟

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس بر این باور است که تلاش آمریکا برای ایجاد محدودیت در مسیرهای دریایی، بیش از آنکه نشانه اقتدار این کشور باشد، بیانگر تلاش واشنگتن برای حفظ جایگاه خود در منطقه و جبران کاهش نفوذ راهبردی است.

از نگاه وی، تجربه حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس و اجرای سیاست‌های یک‌جانبه نشان داده است که این اقدامات نتوانسته موازنه قدرت منطقه‌ای را به سود واشنگتن تغییر دهد و آمریکا ناگزیر خواهد بود خود را با واقعیت‌های جدید غرب آسیا تطبیق دهد.

توان دفاعی ایران؛ مؤلفه بازدارندگی در برابر فشارهای خارجی

در بخش دیگری از این گفت‌وگو، بر نقش توانمندی‌های دفاعی و ظرفیت نیروهای مسلح در مقابله با هرگونه فشار یا تهدید خارجی تأکید شده است.

به گفته عجم، جمهوری اسلامی ایران با اتکا به توان دفاعی، طراحی‌های راهبردی و ظرفیت‌های داخلی، اجازه نخواهد داد منافع ملی و حقوق کشور تحت تأثیر فشارهای خارجی قرار گیرد.

این دیدگاه بر نقش بازدارندگی به عنوان یکی از ارکان سیاست امنیتی جمهوری اسلامی تأکید دارد؛ سیاستی که طی سال‌های اخیر در ادبیات رسمی کشور بارها مورد اشاره قرار گرفته است.

تحلیل صفحه سیاست

تحولات اخیر بار دیگر نشان می‌دهد که رقابت میان ایران و آمریکا همچنان در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیتی و دریایی ادامه دارد. در حالی که واشنگتن فشار اقتصادی و ابزارهای محدودکننده را بخشی از راهبرد خود برای مهار ایران می‌داند، مقام‌های جمهوری اسلامی معتقدند این سیاست‌ها در تحقق اهداف خود ناکام بوده و به تقویت ظرفیت‌های داخلی و افزایش توان بازدارندگی کشور انجامیده است.

با توجه به اهمیت راهبردی خلیج فارس و تنگه هرمز در معادلات جهانی، به نظر می‌رسد آینده این تقابل بیش از هر زمان دیگری به موازنه قدرت منطقه‌ای، تحولات ژئوپلیتیکی و نحوه مدیریت بحران از سوی بازیگران اصلی وابسته خواهد بود.

اخبار مرتبط
ارسال نظر