گزارش جدید والاستریت ژورنال تنها روایت یک کمپین تبلیغاتی نیست؛ بلکه تصویری از تغییر ماهیت رقابتهای سیاسی و رسانهای در جهان ارائه میدهد؛ جایی که هوش مصنوعی، دادههای کاربران، شبکههای اجتماعی و رسانههای جریان اصلی به ابزارهای اصلی شکلدهی به افکار عمومی تبدیل شدهاند.
براساس این گزارش، رژیم صهیونیستی برای بازسازی چهره خود در آمریکا، پروژهای چندلایه را اجرا کرده که از ارسال میلیونها پیامک هوشمند گرفته تا همکاری با رسانههای محافظهکار، اینفلوئنسرهای مذهبی و شرکتهای بازاریابی دیجیتال را در بر میگیرد.
چرا اسرائیل به چنین پروژهای نیاز پیدا کرد؟
آنچه این پروژه را از سایر کمپینهای رسانهای متمایز میکند، شرایط سیاسی امروز آمریکاست.
براساس نظرسنجی مرکز تحقیقاتی پیو، نزدیک به ۶۰ درصد آمریکاییها اکنون نگاه منفی به اسرائیل دارند؛ آماری که در سالهای اخیر بیسابقه بوده است.
کارشناسان معتقدند ادامه جنگ غزه، افزایش تلفات غیرنظامیان، بحران انسانی و همچنین تنشهای منطقهای با ایران، موجب شده تصویر اسرائیل در افکار عمومی غرب به شدت آسیب ببیند.
در چنین شرایطی، تلآویو تلاش کرده به جای اتکا به دیپلماسی سنتی، از فناوریهای نوین برای مدیریت روایتها استفاده کند.
هوش مصنوعی؛ سلاح جدید در جنگ روایتها
یکی از مهمترین بخشهای این پروژه، استفاده از هوش مصنوعی مولد برای برقراری ارتباط مستقیم با شهروندان آمریکایی است.
طبق گزارش والاستریت ژورنال، میلیونها پیامک با هویتهای جعلی مانند «اما» یا «سارا» برای کاربران ارسال شده تا آنها را وارد گفتوگو درباره اسرائیل کند.
این پیامها توسط شرکتی وابسته به «برد پارسکیل» از مدیران سابق کمپین انتخاباتی دونالد ترامپ تولید شدهاند؛ قراردادی که ارزش آن بیش از ۴۵ میلیون دلار اعلام شده است.
با این حال، بسیاری از کاربران خیلی زود متوجه شدند که طرف گفتوگوی آنها یک ربات هوش مصنوعی است؛ موضوعی که به گفته تحلیلگران، اعتبار این پروژه را زیر سؤال برد.
نفوذ در رسانههای محافظهکار؛ لایه دوم پروژه
گزارش والاستریت ژورنال نشان میدهد پروژه اسرائیل تنها به فضای مجازی محدود نبوده است.
بر اساس اسناد منتشر شده، بخشی از بودجه این طرح صرف همکاری با رسانههای محافظهکار آمریکا شده تا روایتهای همسو با سیاستهای تلآویو در برنامههای پرمخاطب بازتاب پیدا کند.
هرچند مدیران این رسانهها دریافت پول برای تولید محتوای سفارشی را رد کردهاند، اما منتقدان معتقدند این همکاریها مرز میان تبلیغات سیاسی و استقلال رسانهای را کمرنگ کرده است.
هدفگیری گروههای مذهبی و اینفلوئنسرها
یکی دیگر از ابعاد قابل توجه این پروژه، تمرکز بر گروههای مذهبی و اینفلوئنسرهای فضای مجازی است.
اسناد منتشرشده نشان میدهد کارزارهای تبلیغاتی ویژهای برای مخاطبان مسیحیان انجیلی، دانشجویان مذهبی و حتی کاربران جوان شبکههای اجتماعی طراحی شده است.
همزمان، برخی اینفلوئنسرهای مشهور آمریکایی نیز در قالب قراردادهای بازاریابی با شرکتهای مرتبط با اسرائیل همکاری داشتهاند؛ موضوعی که بار دیگر بحث شفافیت تبلیغات سیاسی در فضای مجازی را مطرح کرده است.
اختلاف در واشنگتن؛ انتقاد از درون دولت آمریکا
یکی از مهمترین نکات این گزارش، انتقاد جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، از تلاش برخی مقامات اسرائیلی برای تأثیرگذاری بر روند مذاکرات واشنگتن با ایران است.
او این اقدامات را تلاشی برای ادامهدار شدن جنگ و تغییر فضای افکار عمومی آمریکا توصیف کرده است.
اظهارات ونس نشان میدهد حتی در داخل ساختار سیاسی آمریکا نیز درباره میزان نفوذ و لابیگری اسرائیل اختلافنظرهای جدی وجود دارد.
بودجه ۷۰۰ میلیون دلاری برای «شکلدهی به افکار عمومی»

بر اساس گزارش والاستریت ژورنال، اسرائیل قصد دارد تنها در سال ۲۰۲۶ حدود ۷۰۰ میلیون دلار برای پروژهای که آن را «شکلدهی به آگاهی عمومی» مینامد هزینه کند.
این رقم نشان میدهد نبرد رسانهای و شناختی، اکنون به یکی از اصلیترین میدانهای رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است؛ میدانی که در آن، فناوری و داده جایگزین بسیاری از ابزارهای سنتی قدرت شدهاند.
آیا پروژه اسرائیل موفق بوده است؟
شاید مهمترین نتیجه این گزارش، اعتراف غیرمستقیم به ناکامی این پروژه باشد.
با وجود هزینههای چندصد میلیون دلاری، محبوبیت اسرائیل در آمریکا همچنان روندی نزولی دارد.
حتی استیو بنن، از چهرههای بانفوذ جریان محافظهکار آمریکا، درباره این پروژه گفته است:
«آنها تلاش میکنند چیزی را بفروشند که اساساً غیرقابل فروش است.»
این جمله به خوبی نشان میدهد که عملیات رسانهای، هرچقدر هم گسترده باشد، زمانی که با واقعیتهای میدانی و برداشت عمومی جامعه در تضاد قرار گیرد، لزوماً به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
جنگ شناختی؛ میدان جدید رقابت قدرتها
افشاگری والاستریت ژورنال نشان میدهد رقابتهای ژئوپلیتیکی امروز تنها در میدانهای نظامی یا دیپلماتیک جریان ندارد؛ بلکه افکار عمومی نیز به یکی از مهمترین عرصههای نبرد تبدیل شده است.
استفاده از هوش مصنوعی، شبکههای اجتماعی، اینفلوئنسرها، تبلیغات هدفمند و رسانههای همسو، اکنون بخشی از راهبرد قدرتهای جهانی برای مدیریت روایتها و تأثیرگذاری بر تصمیمات سیاسی است.
در چنین فضایی، شفافیت منابع مالی، استقلال رسانهها، مقابله با اطلاعات هدایتشده و افزایش سواد رسانهای شهروندان، بیش از هر زمان دیگری به یک ضرورت تبدیل شده است.