اظهارات اسماعیل بقایی درباره توافق موسوم به «پیمان مکه» در شرایطی مطرح شده که ترتیبات امنیتی خاورمیانه طی سالهای اخیر با تغییرات قابل توجهی روبهرو بوده است. از یک سو جنگ غزه، تحولات لبنان و افزایش تنش میان بازیگران منطقهای، آسیبپذیری ترتیبات سنتی امنیتی را آشکار کرده و از سوی دیگر، کشورهای منطقه بیش از گذشته به دنبال افزایش ظرفیتهای مستقل خود برای تأمین امنیت هستند.
در چنین فضایی، شکلگیری یک توافق دفاعی میان ترکیه، عربستان و پاکستان را نمیتوان صرفاً یک همکاری نظامی میان سه کشور دانست. اهمیت اصلی این توافق از منظر تهران، در تغییری است که ممکن است در «ادراک امنیتی» کشورهای منطقه ایجاد کند.
از امنیت آمریکایی تا امنیت منطقهای
بقایی در تشریح نگاه ایران به پیمان مکه، تأکید کرد که تحولات سه سال اخیر باعث شده کشورهای منطقه به این نتیجه برسند که امنیت را نمیتوان از بازیگران خارج از منطقه خریداری کرد.
این نگاه در واقع ادامه همان رویکردی است که جمهوری اسلامی ایران طی سالهای گذشته بر آن تأکید داشته است: امنیت منطقه باید توسط کشورهای منطقه و بدون اتکا به قدرتهای فرامنطقهای تأمین شود.
از منظر تهران، حضور نظامی و امنیتی آمریکا در غرب آسیا نهتنها نتوانسته ثبات پایدار ایجاد کند، بلکه در بسیاری از موارد خود به بخشی از مسئله امنیتی منطقه تبدیل شده است. به همین دلیل، پیمان مکه میتواند از یک زاویه متفاوت نیز مورد توجه قرار گیرد؛ اینکه حتی شرکای سنتی واشنگتن نیز ممکن است به سمت ایجاد ظرفیتهای مستقلتر امنیتی حرکت کنند.
البته هنوز برای قضاوت درباره میزان استقلال این پیمان از ساختارهای امنیتی تحت رهبری آمریکا زود است. عضویت عربستان و ترکیه در شبکه گستردهای از روابط امنیتی و نظامی با غرب، نشان میدهد که پیمان مکه لزوماً به معنای فاصله گرفتن این کشورها از آمریکا نیست. با این حال، نفس شکلگیری چنین ترتیبی میتواند نشانهای از تلاش کشورهای منطقه برای افزایش قدرت مانور خود باشد.
چرا ایران پیمان مکه را تهدید نمیداند؟
یکی از نکات قابل توجه در اظهارات سخنگوی وزارت خارجه، تأکید صریح بر این موضوع بود که تهران دلیلی برای نگرانی از پیمان مکه ندارد.
بقایی با اشاره به روابط تاریخی، دینی و تمدنی ایران با ترکیه، پاکستان و عربستان، تأکید کرد که ایران این پیمان را الزاماً اقدامی علیه خود نمیداند.
این موضع از نظر دیپلماتیک نیز قابل توجه است. تهران با اتخاذ ادبیاتی محتاطانه، تلاش دارد از قرار گرفتن پیمان مکه در چارچوب یک ائتلاف ضدایرانی جلوگیری کند. در واقع، اگر این توافق صرفاً به عنوان سازوکاری برای افزایش توان دفاعی کشورهای عضو تعریف شود، ایران ترجیح میدهد آن را بخشی از روند جدید امنیتی منطقه تلقی کند، نه یک تهدید مستقیم.
اما این رویکرد به معنای بیتفاوتی تهران نیست. ایران همزمان بر یک اصل مهم تأکید دارد: هر سازوکار امنیتی در منطقه باید جامع باشد و تهدیدات واقعی منطقه را به درستی شناسایی کند.
«ناتوی اسلامی»؛ تعبیر بزرگتر از واقعیت؟
یکی از بحثهایی که پس از اعلام پیمان مکه مطرح شده، استفاده از عنوان «ناتوی اسلامی» برای توصیف این توافق است.
با این حال، چنین تعبیری در شرایط فعلی ممکن است بیش از اندازه بزرگنمایی شده باشد. پیمان مکه هنوز برای تبدیل شدن به یک ساختار امنیتی چندلایه مشابه ناتو، نیازمند شکلگیری نهادهای مشترک، سازوکارهای فرماندهی، تعهدات عملیاتی روشن و تعریف دقیق تهدید مشترک است.
از سوی دیگر، اختلاف دیدگاههای سیاسی و امنیتی میان ترکیه، عربستان و پاکستان نیز قابل چشمپوشی نیست. بنابراین، آنچه فعلاً اهمیت بیشتری دارد، پیام سیاسی توافق است نه مقایسه مستقیم آن با ناتو.
این پیام را میتوان چنین خلاصه کرد: کشورهای مهم منطقه در حال بررسی مسیرهایی برای افزایش ظرفیت امنیتی خود هستند؛ مسیری که لزوماً نمیخواهد تمام نیازهای امنیتی خود را به قدرتهای خارجی واگذار کند.
ایران چه جایگاهی در معماری امنیتی جدید دارد؟
اظهارات بقایی نشان میدهد تهران تلاش دارد خود را نه در جایگاه مخالف این روند، بلکه به عنوان یکی از پیشنهاددهندگان اصلی امنیت منطقهای معرفی کند.
اشاره سخنگوی وزارت خارجه به طرحهای گذشته ایران از جمله «طرح صلح هرمز» در همین چارچوب قابل ارزیابی است. تهران معتقد است ایده امنیت درونزا را پیش از این نیز مطرح کرده و اکنون تحولات منطقهای نشان داده است که چنین رویکردی بیش از گذشته ضرورت پیدا کرده است.
از این منظر، ایران با یک دوگانه مهم روبهرو است: از یک سو باید نسبت به ترتیبات امنیتی جدید منطقه حساس باشد و از سوی دیگر نباید با واکنش منفی و شتابزده، خود را در موقعیت مخالف همکاریهای منطقهای قرار دهد.
به همین دلیل، موضع فعلی وزارت خارجه را میتوان نوعی سیاست «نگرانی نکردن، اما رصد کردن» دانست.
«کمابیش»؛ ایران از توافق مکه مطلع بود
اظهار نظر بقایی درباره اطلاع ایران از توافق مکه نیز حائز اهمیت بود. سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به این پرسش که آیا پیش از امضای توافق، ایران در جریان آن قرار گرفته بود، پاسخ داد: «بله، کمابیش.»
این جمله کوتاه از منظر دیپلماتیک یک پیام مشخص دارد: توافق میان سه کشور منطقهای بدون اطلاع کامل یا نسبی تهران شکل نگرفته است.
چنین ارتباطی میتواند اهمیت ویژهای داشته باشد؛ چراکه نشان میدهد ایران و کشورهای عضو پیمان مکه، علیرغم برخی اختلافات سیاسی، همچنان کانالهای ارتباطی خود را حفظ کردهاند.
پرونده کویت؛ هشدار تهران به همسایگان
بخش دیگری از نشست خبری بقایی به روابط ایران و کویت اختصاص داشت. تهران درباره بازداشت چهار شهروند ایرانی و همچنین تعطیلی مدرسه ایرانی در کویت اعتراض کرد و خواستار دسترسی کنسولی به اتباع بازداشتشده شد.
بقایی تعطیلی مدرسه ایرانی را اقدامی سیاسی دانست و از کویت خواست در این تصمیم تجدیدنظر کند.
در کنار این اعتراض، سخنگوی وزارت خارجه پیام مهمتری را نیز به کشورهای منطقه ارسال کرد: تهران انتظار دارد همسایگان ایران اجازه استفاده از خاک و امکانات خود برای اقدامات تجاوزکارانه علیه ایران را ندهند.
این موضع نشان میدهد از نگاه تهران، موضوع همکاری امنیتی منطقهای تنها به پیمانهای دفاعی محدود نمیشود و نحوه استفاده از قلمرو کشورهای همسایه نیز بخشی از معادله امنیتی جدید منطقه است.
خزر؛ پروندهای که به مجلس رسید
بقایی در بخش دیگری از نشست خبری درباره کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر نیز توضیح داد که تصمیم نهایی درباره تصویب این سند بر عهده مجلس شورای اسلامی است.
از نگاه وزارت خارجه، طولانی شدن روند بررسی این سند طی سالهای گذشته به معنای بیتوجهی به منافع ملی نبوده و ابعاد مختلف آن در نهادهای ذیصلاح بررسی شده است.
اکنون با ارجاع سند به مجلس، مرحله جدیدی از بررسی آن آغاز شده است؛ مرحلهای که میتواند بحثهای حقوقی، سیاسی و ژئوپلیتیکی درباره رژیم حقوقی خزر را دوباره به صدر توجه افکار عمومی و کارشناسان بازگرداند.
منطقه در حال بازتعریف مفهوم امنیت است
مجموع اظهارات سخنگوی وزارت خارجه را میتوان در یک گزاره اصلی خلاصه کرد: تهران تحولات جدید امنیتی منطقه را بیش از آنکه تهدیدی علیه خود بداند، نشانه تغییر در محاسبات کشورهای منطقه میبیند.
پیمان مکه در این چارچوب میتواند یکی از نشانههای حرکت منطقه به سمت «خوداتکایی امنیتی» باشد؛ هرچند هنوز مشخص نیست این توافق تا چه اندازه میتواند از سطح یک همکاری سیاسی ـ دفاعی فراتر رفته و به یک معماری امنیتی پایدار تبدیل شود.
برای ایران، مسئله اصلی همچنان همان چیزی است که بقایی بر آن تأکید کرد: امنیت منطقه باید درونزا، فراگیر و مبتنی بر واقعیتهای ژئوپلیتیکی منطقه باشد.
در این میان، تهران تلاش میکند همزمان سه پیام را منتقل کند: ایران از همکاری امنیتی میان کشورهای منطقه استقبال میکند، پیمان مکه را ذاتاً ضدایرانی نمیداند و در عین حال معتقد است هر معماری امنیتی که بدون حضور یا در نظر گرفتن منافع ایران شکل بگیرد، نمیتواند به تنهایی ادعای تأمین امنیت پایدار در غرب آسیا را داشته باشد.
به همین دلیل، اهمیت واقعی پیمان مکه شاید نه در تشکیل یک «ناتوی اسلامی»، بلکه در تغییر تدریجی معادله امنیتی منطقه و کاهش انحصار قدرتهای خارجی بر تعریف امنیت خاورمیانه باشد.