رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس تشریح کرد:

دولت فرومانده؛ پروژه‌ای برای فرسایش حکمرانی یا یک هشدار راهبردی؟

بابک نگاهداری، رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس، در تازه‌ترین اظهارات خود با تشریح مفهوم «دولت فرومانده»، این واژه را صرفاً یک اصطلاح سیاسی ندانست و هشدار داد که دشمنان ایران پس از ناکامی در دستیابی به اهداف نظامی، تلاش دارند با فرسایش ظرفیت‌های حکمرانی، اعتماد عمومی و توان تصمیم‌گیری کشور را تضعیف کنند. سخنانی که در شرایط پس از جنگ اخیر و تداوم فشارهای سیاسی و اقتصادی، بار دیگر بحث درباره جنگ ترکیبی و الزامات تقویت حکمرانی را به کانون توجه آورده است.

دولت فرومانده؛ پروژه‌ای برای فرسایش حکمرانی یا یک هشدار راهبردی؟
۰ دقیقه
صفحه سیاست-

نگاهداری با رد این برداشت که «دولت فرومانده» تنها به ضعف عملکرد یک کابینه اشاره دارد، تأکید کرد که در ادبیات حکمرانی، دولت به مجموعه ظرفیت‌های تصمیم‌گیری، اجرا، تنظیم‌گری، تأمین امنیت، تولید اعتماد و نمایندگی منافع ملی گفته می‌شود.

به گفته وی، زمانی می‌توان از دولت فرومانده سخن گفت که یک کشور به تدریج توان حل مسائل، مدیریت بحران، اقناع افکار عمومی، حفظ انسجام اجتماعی و تعامل مؤثر با جهان را از دست بدهد؛ وضعیتی که به باور او از مرز ناکارآمدی اجرایی عبور کرده و به فرسایش ساختار حکمرانی می‌رسد.

از جنگ نظامی تا جنگ فرسایشی

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس معتقد است دشمنان ایران پس از آنکه به گفته او در جنگ ۴۰ روزه نتوانستند به اهداف خود برسند، مسیر تازه‌ای را دنبال می‌کنند؛ مسیری که بر تضعیف تدریجی کشور از طریق ابزارهای غیرنظامی و حفظ فضای «نه جنگ، نه صلح» استوار است.

وی این روند را بخشی از پروژه «دولت فرومانده» توصیف کرد؛ پروژه‌ای که هدف آن کاهش اعتماد مردم به نهادهای رسمی، کوتاه شدن افق تصمیم‌گیری اقتصادی، افزایش ریسک همکاری با ایران در نگاه شرکای خارجی و تبدیل هر بحران به نشانه‌ای از بن‌بست در اداره کشور است.

جنگ ترکیبی؛ از تحریم تا عملیات روانی

نگاهداری ابزارهای این پروژه را صرفاً نظامی ندانست و گفت فشارهای اقتصادی، تحریم، عملیات رسانه‌ای، ایجاد شکاف اجتماعی، اخلال در روابط منطقه‌ای و تخریب تصویر ایران در افکار عمومی می‌تواند بخشی از این راهبرد باشد.

او در عین حال تأکید کرد مهم‌ترین بخش این پروژه به داخل کشور مربوط می‌شود؛ جایی که به گفته وی، بی‌اعتبار کردن نهادهای رسمی، کوچک شمردن موفقیت‌ها و تبدیل اختلافات سیاسی به بحران‌های هویتی می‌تواند سرمایه اجتماعی و توان حکمرانی را تضعیف کند.

هشدار درباره تضعیف نهادهای رسمی

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس با اشاره به فضای رقابت‌های سیاسی، هشدار داد که تخریب جایگاه مسئولان ارشد کشور، صرفاً به یک جریان سیاسی آسیب نمی‌زند، بلکه اعتبار کل ساختار حکمرانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

وی تأکید کرد کاهش اعتماد عمومی به دولت، در نهایت به کاهش اعتماد به ظرفیت حل مسئله کشور منجر می‌شود و پیامدهای آن در اقتصاد، امنیت و آینده ایران نمایان خواهد شد.

خودتحقیری ملی؛ تهدیدی برای سرمایه اجتماعی

یکی دیگر از محورهای سخنان نگاهداری، موضوع «خودتحقیری ملی» بود. او معتقد است جامعه‌ای که دستاوردهای خود را نادیده بگیرد و همه موفقیت‌ها را با روایت‌های تحقیرآمیز بازتاب دهد، پیش از آنکه از بیرون آسیب ببیند، از درون دچار فرسایش خواهد شد.

وی ضمن تأکید بر ضرورت نقد عملکردها، میان نقد و نفی تفاوت قائل شد و گفت نقد باید به اصلاح منجر شود، نه تخریب سرمایه اجتماعی و کاهش انگیزه ملی.

سیاست خارجی؛ استقلال بدون انزوا

نگاهداری در بخش دیگری از سخنان خود، سیاست خارجی را یکی از مهم‌ترین ابزارهای تأمین منافع ملی دانست و تصریح کرد استقلال به معنای قطع ارتباط با جهان نیست.

به اعتقاد او، ایران باید ضمن حفظ استقلال خود، روابط خارجی را بر پایه منافع ملی توسعه دهد و از ظرفیت‌هایی مانند همکاری با چین، حضور در زنجیره‌های اقتصادی آسیا و بهره‌گیری از فرصت‌های منطقه‌ای استفاده کند.

وی همچنین بر ضرورت تدوین راهبردی روشن درباره رژیم حقوقی تنگه هرمز و استفاده از ظرفیت‌های حقوقی، اقتصادی و امنیتی این گذرگاه راهبردی تأکید کرد.

عبور از سیاست‌گذاری واکنشی

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس در پایان، راه مقابله با پروژه «دولت فرومانده» را حرکت به سمت سیاست‌گذاری بلندمدت و هماهنگی میان دولت، نخبگان، اقتصاد، دیپلماسی و نهادهای علمی عنوان کرد.

به گفته او، ایران برای عبور از چالش‌های پیش رو نیازمند تصمیماتی است که کشور را از وضعیت واکنشی خارج کرده و همکاری‌های راهبردی، به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند چین، اقتصاد منطقه‌ای و دیپلماسی، را به نتایج عملی و پایدار تبدیل کند.

تحلیل صفحه سیاست

اظهارات رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس را می‌توان در چارچوب بحث گسترده‌تر درباره «تاب‌آوری حکمرانی» و مقابله با جنگ ترکیبی تحلیل کرد. او بر این باور است که تهدیدهای پیش روی ایران تنها در میدان نظامی تعریف نمی‌شوند، بلکه اعتماد عمومی، انسجام اجتماعی، کیفیت حکمرانی و سیاست‌گذاری بلندمدت نیز به همان اندازه در معادلات امنیت ملی نقش‌آفرین هستند. از این منظر، تقویت سرمایه اجتماعی، پرهیز از فرسایش نهادهای رسمی و توسعه روابط خارجی مبتنی بر منافع ملی، سه محور اصلی برای جلوگیری از شکل‌گیری آن چیزی است که از آن با عنوان «دولت فرومانده» یاد می‌شود.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر