دیماه ۱۴۰۴ را میتوان یکی از مقاطع پرتنش در فضای اجتماعی و سیاسی کشور دانست؛ روزهایی که فشارهای اقتصادی و مشکلات معیشتی، بخشی از کسبه و مردم را به اعتراض واداشت، اما این اعتراضات در ادامه با ورود جریانهای سیاسی خارج از کشور و تلاش برای تغییر مسیر مطالبات اقتصادی، وارد مرحلهای متفاوت شد. روایتی که از تجمعات آرام بازار آغاز شد، به سرعت تحت تأثیر فراخوانهای تند، عملیات رسانهای و تلاش برای ایجاد بیثباتی قرار گرفت.
پرده اول؛ اعتراض معیشتی در بازار و تلاش برای حفظ مسیر مطالبهگری
اعتراضهای اولیه مردم و بازاریان، عمدتاً رنگ و بوی اقتصادی داشت. کسبه و فعالان بازار با طرح گلایههایی درباره شرایط معیشتی، مشکلات اقتصادی و فشارهای موجود، خواستار شنیدهشدن مطالبات خود بودند.
در روزهای نخست، فضای تجمعات عمدتاً آرام بود و بسیاری از بازاریان تلاش داشتند اعتراض خود را در چارچوب مطالبات صنفی و اقتصادی دنبال کنند. با این حال، همزمان نشانههایی از تلاش برخی افراد ناشناس برای تغییر فضای تجمعات و سوق دادن آن به سمت تنش دیده شد؛ اقدامی که با واکنش کسبه و افراد حاضر در بازار مواجه شد و اجازه نداد مسیر اولیه اعتراضات به سرعت تغییر کند.
اما این وضعیت چندان پایدار نماند و به تدریج جریانهای دیگری وارد صحنه شدند.
پرده دوم؛ ورود جریانهای خارجنشین و تغییر ماهیت اعتراضات
با گذشت زمان، فضای اعتراضات تغییر کرد و برخی جریانهای سیاسی خارج از کشور تلاش کردند از نارضایتیهای موجود برای اهداف سیاسی خود بهرهبرداری کنند.
چهرههای مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور، از جمله رضا پهلوی، با انتشار پیامها و فراخوانهایی خواستار گسترش اعتراضات خیابانی شدند. این فراخوانها در شرایطی مطرح شد که فضای اجتماعی کشور با حساسیتهای فراوانی روبهرو بود و بیم آن میرفت که مطالبات اقتصادی اولیه به سمت درگیری و خشونت سوق پیدا کند.
در ادامه، بخشی از تجمعات از مسیر اولیه خود فاصله گرفت و گروههایی با رویکردهای خشونتآمیز وارد میدان شدند؛ اتفاقی که باعث شد مرز میان اعتراض مدنی و اقدامات خرابکارانه بیش از پیش پررنگ شود.
پرده سوم؛ خشونت خیابانی و جنگ روایتها
با تشدید درگیریها، برخی نقاط کشور شاهد حمله به مراکز عمومی، آسیب به اموال شهری و درگیریهای مسلحانه بود. نیروهای انتظامی و امنیتی نیز در جریان این حوادث متحمل خسارات و تلفات شدند.
همزمان، فضای رسانهای نیز به میدان دیگری از تقابل تبدیل شد. رسانههای مخالف جمهوری اسلامی با انتشار روایتهای مختلف درباره شمار قربانیان، تلاش کردند تصویری گستردهتر از ابعاد حوادث ارائه کنند.
در مقابل، مسئولان جمهوری اسلامی بر ضرورت انتشار آمارهای مستند و رسمی تأکید کردند و اعلام شد که فهرست جانباختگان پس از بررسیهای دقیق منتشر شده است.
پرده چهارم؛ تفکیک میان قربانیان و مرزبندی میان اعتراض و آشوب
در روزهای پس از حوادث، رهبر جمهوری اسلامی با اشاره به تلخی جانباختن افراد در این وقایع، بر ضرورت تفکیک میان گروههای مختلف قربانیان تأکید کردند.
بر اساس این نگاه، جانباختگان این حوادث را میتوان در چند گروه دستهبندی کرد:
نخست، نیروهای حافظ امنیت شامل نیروهای انتظامی، بسیجیان و نیروهای نظامی که در جریان مأموریتهای خود جان باختند.
دوم، شهروندان و رهگذران بیگناهی که در جریان درگیریها و خشونتهای خیابانی قربانی شدند.
سوم، جوانانی که تحت تأثیر فضاسازیها و تبلیغات وارد میدان شدند و پس از روشنشدن ابعاد ماجرا، بسیاری از آنان از اقدامات خود ابراز پشیمانی کردند.
در همین چارچوب، دولت اعلام کرد که فهرست رسمی جانباختگان پس از بررسیهای لازم منتشر شده و شمار اعلامشده با ادعاهای مطرحشده در برخی رسانههای خارج از کشور تفاوت چشمگیری دارد.
پرده پنجم؛ خطای محاسباتی آمریکا و امید به فروپاشی از درون
در ادامه این تحولات، برخی مقامهای آمریکایی از جمله دونالد ترامپ، حمایت خود را از جریانهای معترض اعلام کردند و مدعی شدند شرایط ایران به سمت تغییرات بنیادین پیش میرود.
اما تحلیلگران معتقدند اتکا به ناآرامیهای داخلی به عنوان مقدمهای برای فشار خارجی، یکی از مهمترین خطاهای محاسباتی واشنگتن بود؛ چرا که تصور همراهی گسترده جامعه ایران با پروژه براندازی، با واقعیتهای میدانی همخوانی نداشت.
پس از آغاز درگیریهای خارجی، تلاش برای پیوند زدن فشار نظامی با نارضایتیهای داخلی نیز نتوانست به نتیجه مورد انتظار طراحان این سناریو برسد.
در این میان، برخی چهرههای مخالف خارج از کشور نیز با اظهارات خود درباره هزینههای انسانی اعتراضات، با انتقادهایی مواجه شدند؛ چراکه منتقدان معتقد بودند این جریانها بدون توجه به پیامدهای اقدامات خود، جوانان را به حضور در موقعیتهای پرخطر ترغیب کردهاند.
پرده ششم؛ پایان جنگ روایتها و بازگشت به آمارهای رسمی
اکنون با گذشت ماهها از این حوادث، بخش مهمی از مناقشهها به جنگ روایتها بازمیگردد؛ جنگی که در آن، آمار قربانیان و نحوه روایت وقایع به ابزاری برای اهداف سیاسی تبدیل شد.
در حالی که برخی رسانههای مخالف در روزهای نخست اعداد بسیار بالایی درباره شمار کشتهشدگان مطرح کردند، بعدها برخی از همان جریانها به ارقام پایینتر و نزدیکتر به آمارهای رسمی اشاره کردند.
این تغییر روایت، بار دیگر نشان داد که در بحرانهای سیاسی، اطلاعات و آمار میتواند به یکی از مهمترین میدانهای رقابت تبدیل شود؛ میدانی که تشخیص واقعیت در آن نیازمند بررسی اسناد، منابع معتبر و فاصله گرفتن از هیجانهای رسانهای است.
تجربهای از تقابل اعتراض، رسانه و مداخله خارجی
حوادث دیماه ۱۴۰۴ نشان داد که فاصله میان اعتراض اجتماعی و بحران سیاسی میتواند در شرایط خاص بسیار کوتاه شود. مشکلات اقتصادی و مطالبات معیشتی، اگرچه واقعی و قابل بررسی هستند، اما در فضای رقابتهای سیاسی داخلی و خارجی ممکن است به عرصهای برای اهداف دیگر تبدیل شوند.
این تجربه بار دیگر اهمیت مدیریت مطالبات اجتماعی، شفافیت اطلاعاتی و جلوگیری از تبدیل اعتراضات مدنی به خشونت و بیثباتی را برجسته کرد.