صفحه سیاست گزارش می دهد؛

ترامپ میان جنگ و تحریم؛ چرا واشنگتن از بازگشت به درگیری نظامی با ایران پرهیز می‌کند؟

تهدیدهای تازه دونالد ترامپ علیه ایران و وعده تشدید «جنگ اقتصادی» در حالی مطرح می‌شود که نشانه‌های موجود از تمایل واشنگتن برای پرهیز از ورود دوباره به یک درگیری نظامی گسترده حکایت دارد. نیویورک‌تایمز در تحلیلی نوشته است که بازگشت دولت ترامپ به ابزار تحریم و فشار اقتصادی، بیش از آنکه نشانه آمادگی آمریکا برای جنگی تازه باشد، بیانگر محدودیت گزینه‌های نظامی واشنگتن و تلاش برای اعمال فشار بدون پرداخت هزینه‌های سنگین یک جنگ جدید است.

ترامپ میان جنگ و تحریم؛ چرا واشنگتن از بازگشت به درگیری نظامی با ایران پرهیز می‌کند؟
۰ دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

دولت آمریکا در هفته‌های اخیر از تشدید فشار اقتصادی علیه ایران سخن گفته است؛ اما همزمان مقام‌های آمریکایی بر این نکته تأکید دارند که استفاده گسترده‌تر از تحریم‌ها می‌تواند نیاز به اقدام نظامی جدید را کاهش دهد.

از این منظر، انتخاب تحریم به جای حمله نظامی را می‌توان بخشی از تلاش واشنگتن برای حفظ فشار بر تهران بدون باز کردن جبهه‌ای جدید دانست. جنگی که هزینه‌های آن برای آمریکا در میدان و داخل این کشور افزایش یافته و دست دولت ترامپ را برای تصمیم‌گیری محدودتر کرده است.

ایران پیام واشنگتن را چگونه دریافت کرده است؟

یکی از نکات مهم تحلیل نیویورک‌تایمز، برداشت تهران از رفتار دولت ترامپ است. به گفته دنیس راس، ایران اکنون ترامپ را رئیس‌جمهوری می‌داند که تمایل چندانی به تشدید دوباره درگیری نظامی ندارد.

این برداشت می‌تواند یک پیامد مهم داشته باشد؛ اینکه تهران ممکن است سطح تهدیدپذیری خود را پایین‌تر ارزیابی کرده و در مقابل، آمادگی بیشتری برای اعمال فشار متقابل نشان دهد. در چنین شرایطی، تهدیدهای اقتصادی آمریکا لزوماً به معنای افزایش قدرت بازدارندگی واشنگتن نیست و حتی ممکن است از سوی ایران به عنوان نشانه‌ای از محدود شدن گزینه‌های آمریکا تفسیر شود.

هزینه جنگ برای آمریکا؛ از تلفات نظامی تا فشار بر اقتصاد

یکی از عوامل مهم در محاسبات واشنگتن، هزینه‌هایی است که درگیری با ایران برای آمریکا ایجاد کرده است. افزایش قیمت بنزین، کشته شدن شماری از نظامیان آمریکایی، آسیب دیدن برخی پایگاه‌های این کشور در منطقه و کاهش ذخایر مهمات، بخشی از هزینه‌هایی است که ادامه درگیری می‌تواند بر دوش دولت ترامپ بگذارد.

بنابراین، مسئله فقط تصمیم‌گیری درباره توانایی نظامی آمریکا نیست؛ بلکه بحث اصلی این است که آیا واشنگتن حاضر است هزینه‌های اقتصادی، نظامی و سیاسی یک جنگ طولانی دیگر را نیز بپردازد یا خیر.

تنگه هرمز؛ اهرم فشاری که محاسبات آمریکا را تغییر داد

در این میان، نقش تنگه هرمز در معادلات جدید اهمیت ویژه‌ای دارد. ایران با استفاده از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی خود در منطقه توانسته بخشی از هزینه‌های درگیری را به طرف مقابل منتقل کند.

اهمیت هرمز فقط به حوزه نظامی محدود نمی‌شود. هرگونه اختلال در مسیر انتقال انرژی می‌تواند مستقیماً بر بازار جهانی نفت و در ادامه بر قیمت سوخت در آمریکا اثر بگذارد. افزایش قیمت بنزین نیز برای دولت ترامپ یک مسئله سیاسی جدی محسوب می‌شود؛ زیرا فشار اقتصادی ناشی از جنگ می‌تواند به داخل آمریکا منتقل شود.

چین؛ بزرگ‌ترین محدودیت برای جنگ اقتصادی ترامپ

یکی از دشوارترین بخش‌های راهبرد تحریمی آمریکا، مسئله چین است. تشدید واقعی فشار اقتصادی بر ایران بدون هدف قرار دادن خریداران اصلی نفت ایران دشوار خواهد بود و چین در این میان جایگاه ویژه‌ای دارد.

اما واشنگتن همزمان به دنبال مدیریت روابط خود با پکن است. بنابراین، اعمال فشار حداکثری بر صادرات نفت ایران می‌تواند آمریکا را وارد یک تقابل اقتصادی گسترده‌تر با چین کند؛ تقابلی که ترامپ در شرایط فعلی لزوماً خواهان آن نیست.

به همین دلیل، چین را می‌توان یکی از مهم‌ترین محدودیت‌های راهبرد فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران دانست. واشنگتن نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن واکنش پکن، تحریم‌های نفتی علیه ایران را تا هر سطحی تشدید کند.

دولت ترامپ در جست‌وجوی «گام بعدی»

مشکل دیگر آمریکا، نبود یک مسیر روشن برای مرحله بعدی بحران است. یکی از مذاکره‌کنندگان پیشین آمریکا معتقد است دولت ترامپ در این بحران بیش از آنکه دارای یک راهبرد بلندمدت باشد، درگیر تصمیم‌گیری درباره گام بعدی است.

توصیف وضعیت به عنوان «بازی چکرز به جای شطرنج» نیز از همین منظر اهمیت دارد؛ واشنگتن ممکن است برای هر مرحله تصمیمی فوری اتخاذ کند، اما هنوز مشخص نیست این اقدامات چگونه باید به یک راهبرد پایدار برای پایان دادن به بحران منتهی شوند.

ترامپ میان سه گزینه دشوار گرفتار شده است

در نهایت، دولت ترامپ با سه مسیر اصلی روبه‌روست؛ بازگشت به جنگ و پذیرش هزینه‌های سنگین آن، حرکت به سمت توافقی که احتمالاً مستلزم امتیازدهی است، یا ادامه فشار اقتصادی و تحریم‌ها با هدف وادار کردن ایران به عقب‌نشینی.

مشکل اینجاست که هیچ‌یک از این گزینه‌ها تضمین‌کننده موفقیت نیست. بازگشت به جنگ می‌تواند هزینه‌های نظامی و اقتصادی سنگینی به آمریکا تحمیل کند، توافق نیازمند پذیرش امتیازاتی از سوی واشنگتن است و تحریم نیز در شرایطی که ایران راه‌های مقابله با فشار اقتصادی را توسعه داده و چین همچنان یک بازیگر کلیدی است، با محدودیت‌هایی جدی روبه‌روست.

تحریم به جای جنگ؛ نشانه قدرت یا محدودیت آمریکا؟

برآیند تحلیل نیویورک‌تایمز این است که تهدیدهای اقتصادی اخیر ترامپ را نباید صرفاً نشانه قدرت مطلق واشنگتن دانست. بازگشت به تحریم‌ها می‌تواند همزمان نشانه تلاش آمریکا برای حفظ اهرم فشار و پرهیز از ورود مجدد به جنگ باشد.

در واقع، واشنگتن اکنون باید میان افزایش فشار و جلوگیری از تبدیل بحران به یک جنگ فراگیر تعادل برقرار کند. همین تناقض، فضای تصمیم‌گیری دولت ترامپ را پیچیده کرده است؛ زیرا هرچه فشار اقتصادی بیشتر شود، احتمال واکنش متقابل ایران و درگیر شدن آمریکا با پیامدهای منطقه‌ای آن نیز افزایش می‌یابد.

از این منظر، «جنگ اقتصادی» ممکن است برای ترامپ راهی برای ادامه فشار بر ایران بدون ورود مستقیم به میدان نظامی باشد؛ اما اینکه این راهبرد بتواند تهران را به پذیرش خواسته‌های واشنگتن وادار کند، همچنان یک پرسش باز است. مهم‌تر اینکه اگر فشار اقتصادی نتواند نتیجه مورد انتظار آمریکا را ایجاد کند، گزینه بعدی ترامپ چه خواهد بود؛ پرسشی که به نظر می‌رسد هنوز پاسخ روشنی در واشنگتن ندارد.

 

اخبار مرتبط
  • جنگ ایران و آمریکا در حالی وارد ششمین ماه خود شده که به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین تحولات در مواضع واشنگتن، نه در میدان نظامی، بلکه در تعریف اهداف جنگ در حال رخ دادن است. اهدافی که در ابتدای درگیری با ادبیاتی حداکثری مطرح می‌شد، اکنون در اظهارات مقام‌های آمریکایی به فهرستی بسیار کوتاه‌تر و محدودتر تبدیل شده است؛ تغییری که می‌تواند نشانه‌ای از تلاش دولت دونالد ترامپ برای یافتن مسیری به سوی پایان جنگ باشد.

  • شش ماه پس از آغاز تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران، نشانه‌هایی از تغییر در ادبیات و اولویت‌های دولت دونالد ترامپ دیده می‌شود؛ تغییری که می‌تواند از فاصله گرفتن واشنگتن از اهداف حداکثری اولیه و حرکت به سمت تعریف محدودتر و واقع‌بینانه‌تر از نتیجه جنگ حکایت داشته باشد.

  • ادعای پیروزی دونالد ترامپ و پیت هگست در رویارویی نظامی با ایران، در حالی با تبلیغات گسترده رسانه‌ای از سوی واشنگتن دنبال می‌شود که ارزیابی نتایج جنگ، هزینه‌های سنگین آن و اهداف اعلام‌شده آمریکا، پرسش‌های جدی درباره میزان تحقق دستاوردهای مورد ادعای کاخ سفید ایجاد کرده است؛ پرسش‌هایی که همزمان با شکل‌گیری ائتلاف جدید منطقه‌ای موسوم به «پیمان دفاع مشترک مکه»، اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند.

ارسال نظر