پیمان دفاعی مشترک میان عربستان، ترکیه و پاکستان که در مکه به امضا رسیده، تنها یک توافق نظامی میان سه کشور نیست؛ این پیمان را میتوان نشانهای از شکلگیری یک معماری امنیتی جدید در منطقه دانست. اهمیت این توافق زمانی بیشتر میشود که عربستان، برخلاف تمایل ترکیه، با حضور مصر در این چارچوب مخالفت کرده است.
بر اساس گزارش منابع سعودی آشنا با مذاکرات، ریاض در شرایط کنونی تمایلی به پیوستن مصر به این پیمان ندارد. استدلال اصلی عربستان نیز ظاهراً به کاهش اعتماد به دولت عبدالفتاح السیسی و تردید درباره میزان ارزش افزوده نظامی و امنیتی مصر بازمیگردد.
پایان دوره اتکای سنتی به مصر؟
مصر برای دههها یکی از مهمترین قدرتهای نظامی جهان عرب و یکی از ستونهای امنیتی منطقه محسوب میشد. ارتش بزرگ، موقعیت جغرافیایی ممتاز، کنترل کانال سوئز و سابقه حضور در ائتلافهای نظامی، قاهره را به شریکی مهم برای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس تبدیل کرده بود.
اما به نظر میرسد ریاض اکنون در حال بازنگری در این ارزیابی سنتی است. منابع سعودی، عملکرد مصر در تحولات یمن و همچنین مواضع قاهره در جریان جنگ ایران و اسرائیل را نمونههایی از آنچه «عدم حمایت متقابل» میدانند، عنوان کردهاند.
از نگاه عربستان، شریکی که قرار است در یک پیمان دفاعی حضور داشته باشد، باید علاوه بر ظرفیت نظامی، در زمان بحران نیز آمادگی مشارکت عملی داشته باشد. همین معیار جدید ممکن است یکی از دلایل اصلی ترجیح ترکیه و پاکستان بر مصر در ساختار امنیتی جدید باشد.
اختلاف ریاض و قاهره بر سر ابوظبی
یکی از مهمترین عوامل ایجاد فاصله میان عربستان و مصر، روابط نزدیک قاهره با امارات متحده عربی است.
ریاض در سالهای اخیر بر سر پروندههایی مانند تحولات یمن، سودان و برخی مسائل منطقهای با ابوظبی اختلاف نظر پیدا کرده است. در چنین شرایطی، نزدیک شدن بیشتر مصر به امارات، در محاسبات امنیتی عربستان به یک عامل نگرانی تبدیل شده است.
منابع سعودی مدعیاند که در جریان حملات ایران به امارات، مصر اقداماتی از جمله اعزام سامانههای دفاع هوایی و جنگنده به ابوظبی انجام داد، اما واکنش مشابهی در قبال عربستان نشان نداد. فارغ از میزان صحت یا جزئیات این ادعاها، اصل اختلاف نشان میدهد که ریاض نسبت به جهتگیری سیاست خارجی قاهره دچار تردید شده است.
در واقع، مسئله فقط روابط مصر و امارات نیست؛ موضوع اصلی این است که عربستان نگران است قاهره در پروندههای منطقهای بیش از آنکه تابع اولویتهای امنیتی ریاض باشد، خود را با ابوظبی هماهنگ کند.
چرا ترکیه و پاکستان در اولویت قرار گرفتند؟
انتخاب ترکیه و پاکستان در کنار عربستان، از منظر نظامی و ژئوپلیتیک نیز قابل توجه است.
ترکیه طی سالهای اخیر به یکی از بازیگران مهم صنعت دفاعی تبدیل شده و در حوزههایی مانند پهپاد، صنایع موشکی، جنگ الکترونیک و تولید تجهیزات نظامی، ظرفیت قابل توجهی ایجاد کرده است. پاکستان نیز از ارتشی بزرگ و سابقه طولانی در تولید و نگهداری تجهیزات نظامی برخوردار است.
در مقابل، مصر اگرچه یکی از بزرگترین ارتشهای منطقه را در اختیار دارد، اما در نگاه منابع سعودی، ظرفیت آن برای مشارکت در یک معماری امنیتی جدید با سطح انتظارات ریاض فاصله دارد.
بنابراین میتوان گفت پیمان مکه صرفاً بر اساس تعداد نیرو و تجهیزات شکل نگرفته است؛ بلکه توانایی تولید قدرت، مشارکت عملیاتی و میزان اعتماد سیاسی نیز در انتخاب اعضای آن نقش داشته است.
ترکیه به دنبال مصر بود؛ عربستان مخالفت کرد
موضع ترکیه با عربستان تفاوت محسوسی دارد. هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، مصر را «شریک طبیعی» آنکارا توصیف کرده و بر امکان حضور قاهره در این چارچوب تأکید کرده است.
این رویکرد ترکیه را میتوان از منظر روابط منطقهای آنکارا تحلیل کرد. ترکیه در سالهای اخیر تلاش کرده روابط خود را با مصر بهبود دهد و قاهره را به عنوان یکی از بازیگران مهم جهان عرب در معادلات منطقهای حفظ کند.
اما مخالفت ریاض نشان میدهد که عربستان حاضر نیست لزوماً تمام شرکای منطقهای ترکیه را وارد پیمان جدید کند. به عبارت دیگر، پیمان مکه بیش از آنکه یک ائتلاف فراگیر باشد، در شرایط فعلی بر پایه اعتماد و منافع مشترک سه کشور بنیان گذاشته شده است.
مصر؛ قدرت بزرگ اما شریک کماعتماد؟
نکته مهم در این تحول، تفاوت میان «قدرت نظامی» و «ارزش راهبردی» است.
مصر همچنان ارتشی بزرگ دارد و از موقعیت ژئوپلیتیکی بسیار مهمی برخوردار است؛ اما اگر یک کشور نتواند این ظرفیت را در راستای اهداف مشترک یک ائتلاف به کار گیرد، وزن نظامی آن الزاماً به معنای افزایش وزن سیاسی آن در ائتلاف نیست.
این همان نقطهای است که به نظر میرسد نگاه ریاض نسبت به قاهره تغییر کرده است. عربستان دیگر صرفاً به دنبال کشوری با ارتش بزرگ نیست؛ بلکه به دنبال شریکی است که در مواقع بحران بتواند قابلیتهای نظامی، صنعتی و سیاسی خود را در اختیار ائتلاف قرار دهد.
پولهای سعودی و تغییر محاسبات ریاض
رابطه عربستان و مصر طی سالهای گذشته تا حد زیادی با حمایتهای مالی ریاض از اقتصاد مصر گره خورده بود. عربستان پس از روی کار آمدن السیسی، از حامیان اصلی دولت جدید قاهره بود و منابع مختلف از حمایتهای مالی گسترده این کشور سخن گفتهاند.
اما به نظر میرسد محاسبه ریاض در حال تغییر است. عربستان در چارچوب سیاست جدید خود تلاش میکند حمایت مالی را با دریافت دستاوردهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی مشخص همراه کند.
از این منظر، مخالفت با حضور مصر در پیمان مکه را میتوان بخشی از گذار عربستان از سیاست «حمایت از متحدان سنتی» به سیاست «انتخاب شرکای دارای بازده راهبردی» دانست.
آیا مصر از معادلات امنیتی منطقه حذف میشود؟
البته کنار گذاشته شدن مصر از پیمان مکه به معنای پایان نقش این کشور در معادلات منطقهای نیست. قاهره همچنان به دلیل جمعیت، موقعیت جغرافیایی، ارتش، کانال سوئز و نقش تاریخی خود، قدرتی مهم در خاورمیانه و جهان عرب محسوب میشود.
حتی منابع سعودی نیز تأکید کردهاند که درهای این پیمان برای مصر به طور دائمی بسته نشده است. بنابراین مسئله اصلی، حذف همیشگی قاهره نیست؛ بلکه کاهش اعتماد ریاض به مصر در مقطع کنونی است.
اگر روابط عربستان و مصر بهبود پیدا کند یا قاهره در پروندههای امنیتی منطقهای نقش فعالتری ایفا کند، احتمال تغییر این تصمیم وجود خواهد داشت.
معنای بزرگتر پیمان مکه
آنچه در ماجرای پیمان مکه اهمیت بیشتری دارد، تغییر نگاه عربستان به مفهوم ائتلاف است. ریاض در حال حرکت از ائتلافهای سنتی و مبتنی بر روابط تاریخی به سمت همکاریهایی است که در آن توان نظامی، فناوری دفاعی و میزان تعهد عملی اعضا اهمیت بیشتری دارد.
این تحول میتواند پیام مهمی برای سایر کشورهای منطقه داشته باشد. عربستان ظاهراً میخواهد از موقعیت یک حامی مالی سنتی به یک قدرت طراح در معماری امنیتی منطقه تبدیل شود.
در چنین شرایطی، ترکیه به دلیل ظرفیت دفاعی و صنعتی و پاکستان به دلیل توان نظامی و جایگاه ژئوپلیتیکی، برای ریاض مزیتهایی ایجاد میکنند که در نگاه فعلی عربستان، مصر نمیتواند به همان اندازه فراهم کند.
تحلیل صفحه سیاست
مخالفت عربستان با حضور مصر در پیمان دفاعی مکه را نباید صرفاً یک اختلاف میان ریاض و قاهره دانست. این تصمیم میتواند نشانهای از تغییر عمیقتر در سیاست امنیتی عربستان باشد؛ سیاستی که در آن اعتماد سیاسی، توان نظامی قابل استفاده و بازده راهبردی، جایگاه مهمتری از روابط تاریخی پیدا کردهاند.
برای مصر نیز این تحول یک هشدار جدی است. اگر قاهره نتواند نقش خود را در معادلات امنیتی منطقه بازتعریف کند، ممکن است به تدریج بخشی از جایگاه سنتی خود به عنوان یکی از قدرتهای تعیینکننده جهان عرب را از دست بدهد.
در سوی دیگر، پیمان عربستان، ترکیه و پاکستان میتواند آغاز یک روند تازه در منطقه باشد؛ روندی که در آن ائتلافهای امنیتی جدید نه الزاماً بر اساس نزدیکی جغرافیایی یا هویت مشترک، بلکه بر مبنای «توانمندی، اعتماد و منافع مشترک» شکل میگیرند.