در نظم جدید امنیتی جهان، جنگها دیگر محدود به مرزهای جغرافیایی نیستند. جنگ روسیه و اوکراین، بحران ایران و آمریکا و رقابت قدرتهای بزرگ به تدریج در قالب یک شبکه بههمپیوسته عمل میکنند؛ شبکهای که در آن هر اقدام در یک جبهه میتواند پیامدهایی در جبههای دیگر ایجاد کند.
جنگهای شبکهای؛ پایان الگوی کلاسیک منازعات
تحلیلگران معتقدند برای فهم جایگاه اوکراین در معادله ایران و آمریکا باید از نگاه سنتی «دو کشور، یک جنگ» فاصله گرفت. امروز بسیاری از بحرانهای بینالمللی در قالب جنگهای شبکهای و چندلایه شکل میگیرند؛ جایی که بازیگران بدون ورود رسمی به میدان نبرد، از طریق فشارهای اطلاعاتی، سایبری، اقتصادی و عملیات محدود نظامی درگیر میشوند.
در این چارچوب، سه مؤلفه اهمیت ویژهای دارد؛ نخست «سرریز منازعات» که موجب میشود جنگ روسیه و اوکراین بر پرونده ایران اثر بگذارد و بالعکس. دوم «جنگ نیابتی معکوس» که طی آن اوکراین از یک دریافتکننده صرف حمایتهای غرب، به شریک امنیتی و صادرکننده تجربیات نظامی برای متحدان آمریکا تبدیل شده است. سوم نیز «همپیوندی میدانی» است؛ جایی که یک عملیات در دریای خزر یا خلیج فارس میتواند بخشی از راهبرد گستردهتر ناتو برای مهار روسیه و ایران تلقی شود.
حمله به منافع ایران؛ آغاز یک تقابل محدود؟
در روزهای اخیر، گزارشهایی درباره حمله اوکراین به یک شناور مرتبط با حملونقل تجهیزات ایرانی در دریای خزر منتشر شد؛ رخدادی که اگرچه به معنای آغاز جنگ مستقیم میان تهران و کییف نیست، اما نشان میدهد دامنه جنگ اوکراین از مرزهای این کشور فراتر رفته و به مسیرهای لجستیکی مرتبط با روسیه نیز کشیده شده است.
از منظر راهبردی، چنین اقداماتی بیش از آنکه اعلام جنگ علیه ایران باشد، بخشی از تلاش اوکراین برای تضعیف زنجیره پشتیبانی نظامی روسیه محسوب میشود؛ موضوعی که میتواند در آینده زمینه افزایش تنش میان تهران و کییف را فراهم کند.
همگرایی تاکتیکی اوکراین با راهبرد آمریکا
همزمان با تحولات میدانی، تحرکات دیپلماتیک نیز از نزدیکتر شدن مواضع واشنگتن و کییف حکایت دارد. گفتوگوهای اخیر مقامهای آمریکایی و اوکراینی درباره تشدید فشارهای اقتصادی علیه روسیه و ایران، بیانگر آن است که کییف، افزایش فشار بر تهران را در راستای منافع امنیتی خود ارزیابی میکند.
در این چارچوب، ایران و روسیه در برخی محافل تصمیمسازی غرب بهعنوان دو ضلع یک مجموعه تهدید مشترک تعریف میشوند؛ موضوعی که میتواند زمینه هماهنگی بیشتر تحریمها، همکاریهای اطلاعاتی و حتی برنامههای نظامی محدود علیه دو کشور را فراهم کند.
اوکراین؛ صادرکننده تجربه جنگ مدرن
یکی دیگر از ابعاد مهم این تحولات، تبدیل اوکراین به یکی از مراکز انتقال دانش نظامی در حوزه پهپاد، جنگ الکترونیک و پدافند هوایی است. تجربه چند سال جنگ با روسیه، کییف را به یکی از بازیگران تأثیرگذار در توسعه تاکتیکهای مقابله با پهپادها و حملات دوربرد تبدیل کرده است.
در همین راستا، گزارشهایی درباره همکاریهای آموزشی اوکراین با برخی کشورهای منطقه در حوزه مقابله با پهپادها منتشر شده که نشان میدهد نقش این کشور دیگر صرفاً به جبهه اروپا محدود نیست و ابعاد منطقهای نیز پیدا کرده است.
چرا کییف وارد جنگ مستقیم با ایران نمیشود؟
با وجود افزایش تنشها، بسیاری از کارشناسان معتقدند اوکراین انگیزه و توان لازم برای گشودن یک جبهه مستقل علیه ایران را ندارد. این کشور همچنان درگیر جنگی فرسایشی با روسیه است و بخش عمده توان نظامی و اقتصادی خود را صرف این نبرد میکند.
از سوی دیگر، تبدیل شدن به یکی از طرفهای رسمی جنگ ایران و آمریکا، میتواند هزینههای سیاسی و نظامی سنگینی برای کییف به همراه داشته باشد و حمایت برخی شرکای غربی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
دو سناریوی پیشرو
بر اساس روندهای موجود، دو سناریو بیش از سایر گزینهها قابل تصور است.
در سناریوی نخست، ورود رسمی اوکراین به جنگ ایران و آمریکا قرار دارد که با توجه به شرایط فعلی، احتمال تحقق آن بسیار پایین ارزیابی میشود.
اما سناریوی دوم، یعنی گسترش تقابلهای محدود، اطلاعاتی، سایبری و عملیاتهای هدفمند علیه زیرساختها و شبکههای پشتیبانی، واقعبینانهتر به نظر میرسد. در این وضعیت، احتمال افزایش برخوردهای غیرمستقیم میان تهران و کییف، بهویژه در حوزه حملونقل، فناوریهای نظامی و جنگ پهپادی وجود خواهد داشت.
معادلهای فراتر از یک جنگ منطقهای
تحولات اخیر نشان میدهد بحران ایران و آمریکا دیگر صرفاً یک رویارویی دوجانبه نیست، بلکه به بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی گسترده میان بلوکهای قدرت تبدیل شده است. در این میان، اوکراین نیز هرچند احتمالاً وارد جنگ مستقیم با ایران نخواهد شد، اما نقش آن در زنجیره فشارهای سیاسی، امنیتی و نظامی علیه تهران در حال افزایش است.
در چنین شرایطی، آینده روابط تهران و کییف بیش از هر زمان دیگری به روند جنگ اوکراین، سطح تقابل ایران و آمریکا و نحوه بازآرایی ائتلافهای امنیتی غرب وابسته خواهد بود؛ روندی که میتواند مرزهای سنتی جنگ را بیش از گذشته دگرگون کند.