شدید ناترازی انرژی در کشور، معادلات تولید و سودآوری صنایع بزرگ بورسی را بیش از گذشته به موضوع تأمین پایدار برق و گاز گره زده است. در چنین شرایطی، سرمایهگذاری در نیروگاههای خودتأمین از یک پروژه توسعهای به یک ضرورت استراتژیک برای صنایع انرژیبر تبدیل شده؛ ضرورتی که میتواند مرز میان شرکتهای برخوردار از تولید پایدار و بنگاههای در معرض توقف خطوط تولید را مشخص کند.
دکتر احمد غضنفری هرندی، کارشناس بازار سرمایه، با اشاره به اهمیت امنیت انرژی برای صنایع بزرگ، معتقد است شرکتهایی که پیش از تشدید بحران ناترازی برای ایجاد زیرساختهای اختصاصی تأمین برق اقدام کردهاند، اکنون از یک مزیت عملیاتی مهم برخوردارند.
به گفته او، خودتأمینی انرژی علاوه بر کاهش ریسک توقف خطوط تولید در دورههای اوج مصرف، میتواند هزینههای ناشی از خاموشی و کاهش تولید را کنترل کرده و در نهایت به ایجاد شکاف معنادار در سودآوری شرکتها منجر شود.
فولادیها و معدنیها؛ پیشتازان سرمایهگذاری در نیروگاه اختصاصی
در میان صنایع بورسی، شرکتهای فعال در حوزه فلزات اساسی و معدن از جمله مجموعههایی هستند که طی سالهای گذشته سرمایهگذاری قابلتوجهی برای کاهش وابستگی به شبکه سراسری برق انجام دادهاند.
فولاد مبارکه اصفهان (فولاد) یکی از نمونههای شاخص این مسیر است. این شرکت با راهاندازی دو واحد گازی با ظرفیت مجموع ۶۱۴ مگاوات، وابستگی خود به برق شبکه سراسری را ۵۹ درصد کاهش داده و ظرفیت تولید برق خودتأمین را به میزان قابلتوجهی افزایش داده است.
سنگآهن گلگهر (کگل) نیز از طریق شرکت «گهر انرژی سیرجان» در مسیر ایجاد سبد متنوع انرژی حرکت کرده و علاوه بر واحد گازی ۱۸۳ مگاواتی، از نیروگاه خورشیدی ۴۰ مگاواتی نیز بهره میبرد. این ترکیب میتواند پایداری بیشتری برای زنجیره تولید این مجموعه ایجاد کند.
در معدنی و صنعتی چادرملو (کچاد) نیز دو فاز گازی ۱۸۳ مگاواتی نیروگاه اختصاصی وارد مدار شده است؛ اقدامی که با هدف کاهش ریسک تأمین برق واحدهای خردایش و فرآوری انجام شده است.
فولاد خوزستان (فخوز) نیز همزمان با توسعه طرحهای خورشیدی، پروژه ۵۴۰ مگاواتی سیکل ترکیبی خلیجفارس را دنبال میکند تا سبد تأمین انرژی خود را متنوعتر کند.
در همین حال، فولاد کاوه جنوب کیش (کاوه) نیز با بهرهبرداری بهموقع از نیروگاه اختصاصی خود توانسته است از ظرفیت پایدار انرژی برای پشتیبانی از تولید و فروش استفاده کند و رکوردهای جدیدی را به ثبت برساند.
آلومینیوم المهدی؛ حرکت به سمت خودکفایی برق
در صنعت آلومینیوم نیز تأمین پایدار برق اهمیت ویژهای دارد. آلومینیوم المهدی (المهدی) با ورود دو واحد گازی ۱۸۳ مگاواتی و ظرفیت مجموع ۳۶۶ مگاوات، گام مهمی برای تأمین مستقل انرژی الکتریکی مورد نیاز خود برداشته است.
برای صنایع آلومینیوم که فرآیند تولید آنها وابستگی بالایی به برق پایدار دارد، کاهش ریسک خاموشی میتواند مستقیماً بر میزان تولید و عملکرد مالی اثرگذار باشد.
پتروشیمیها؛ مسئلهای فراتر از تولید برق
با وجود اهمیت نیروگاههای اختصاصی، همه صنایع انرژیبر صرفاً با احداث نیروگاه قادر به حل مشکل ناترازی انرژی نیستند. در صنعت پتروشیمی، گاز علاوه بر سوخت، در بسیاری از واحدها نقش خوراک تولید را نیز ایفا میکند.
بر همین اساس، احداث نیروگاه نمیتواند ریسک قطعی گاز خوراک را بهطور کامل پوشش دهد. پتروشیمی کرمانشاه با ثبت ۶۳ روز قطعی گاز در سال ۱۴۰۴، نمونهای از اثر مستقیم محدودیت خوراک بر عملکرد عملیاتی شرکتهای این صنعت به شمار میرود.
در همین راستا، پتروشیمی دهدشت با انعقاد قرارداد مشارکت با گروه مپنا، تلاش کرده است بخشی از ریسک تأمین پایدار انرژی خود را از طریق توسعه زیرساختهای اختصاصی کاهش دهد.
سیمانیها؛ گرفتار محدودیت مالی برای سرمایهگذاری انرژی
صنعت سیمان نیز با چالش متفاوتی مواجه است. حاشیه سود محدود و فشارهای ناشی از قیمتگذاری دستوری، قدرت مالی بسیاری از شرکتهای سیمانی برای ورود به پروژههای بزرگ نیروگاهی را کاهش داده است.
با این حال، برخی شرکتها مسیر متفاوتی را دنبال کردهاند. سیمان ممتازان با ورود به حوزه انرژی خورشیدی و سیمان مازندران (سمازن) با تصویب افزایش سرمایه ۱۴۳ درصدی برای تأمین مالی نیروگاه، نمونههایی از تلاش صنعت سیمان برای کاهش ریسک انرژی هستند.
دو تیغه قیچی ناترازی برای صنایع انرژیبر
به اعتقاد غضنفری هرندی، شرکتهایی که هنوز برای خودتأمینی انرژی اقدام جدی نکردهاند، بهویژه در صنایع انرژیبر، با یک ریسک دوگانه مواجهاند؛ کمبود برق در تابستان و محدودیت گاز در زمستان.
این وضعیت میتواند به کاهش ظرفیت تولید، توقف بخشی از خطوط و در نهایت افت درآمد و سود خالص شرکتها منجر شود.
از این منظر، سرمایهگذاری در نیروگاههای اختصاصی دیگر صرفاً یک تصمیم توسعهای یا زیرساختی نیست، بلکه به بخشی از استراتژی حفظ تولید و سودآوری شرکتها تبدیل شده است.
فروش برق مازاد؛ یک منبع درآمد جدید برای بورسیها
یکی دیگر از مزایای توسعه نیروگاههای خودتأمین، امکان ایجاد یک جریان درآمدی جدید برای شرکتهاست. شرکتهایی که توان تولید برق مازاد داشته باشند، میتوانند بخشی از این ظرفیت را در بورس انرژی و با نرخهای رقابتی عرضه کنند.
به این ترتیب، نیروگاه اختصاصی از یک ابزار صرفاً دفاعی برای مقابله با خاموشی، به یک دارایی مولد درآمد نیز تبدیل میشود؛ موضوعی که میتواند در ارزیابی ارزش شرکتهای بورسی اهمیت بیشتری پیدا کند.
امنیت انرژی؛ متغیر جدید در ارزشگذاری سهام
غضنفری هرندی بر این باور است که در شرایط فعلی اقتصاد ایران، امنیت انرژی باید به یکی از مؤلفههای مهم در تحلیل بنیادی صنایع تبدیل شود.
از یک سو، شرکتهایی که بهموقع برای احداث نیروگاه اختصاصی اقدام کردهاند، میتوانند با کاهش ریسک توقف تولید و حفظ ظرفیت عملیاتی، عملکرد باثباتتری داشته باشند. از سوی دیگر، شرکتهای فاقد زیرساخت انرژی در برابر قطعی برق و گاز آسیبپذیرتر خواهند بود.
بر همین اساس، انتظار میرود در سالهای مالی پیشرو، شکاف عملکرد و بازدهی میان شرکتهای برخوردار از زیرساخت خودتأمین انرژی و شرکتهای وابسته به شبکه سراسری بیشتر شود؛ شکافی که میتواند به تدریج خود را در سودآوری، جریان نقدینگی و حتی ارزشگذاری سهام این شرکتها نشان دهد.
در نهایت، در شرایطی که ناترازی انرژی به یکی از چالشهای پایدار اقتصاد ایران تبدیل شده است، به نظر میرسد «انرژی مطمئن» دیگر تنها یک مزیت عملیاتی برای صنایع بورسی نیست؛ بلکه به یکی از مؤلفههای اصلی بقا، رقابتپذیری و خلق ارزش در بازار سرمایه تبدیل شده است.