روایتهای رسمی جنگها معمولاً دو نسخه دارند؛ نسخهای که در ساعات نخست برای حفظ روحیه عمومی و ارزیابی سیاسی منتشر میشود، و نسخهای که ماهها یا سالها بعد در میان گزارشهای بوروکراتیک و بیهیاهوی اداری بایگانی میگردد.
جدیدترین گزارشها از بهروزرسانی سامانه «تحلیل تلفات دفاعی» پنتاگون، که طی آن ۲۹ ملوان و ۸ تفنگدار دریایی بدون ذکر زمان، مکان و نحوه جراحت به فهرست مصدومان افزوده شدهاند، بار دیگر الگوی آشنای پنهانکاری نظامی آمریکا را در عرصه تحولات منطقهای برجسته کرده است.
تقارن آمار تازه با حملات موشکی به ناوهای آمریکایی
این اصلاح ناگهانی آمار و رسیدن مجموع مجروحان رسمی به ۸۶۱ نفر، دقیقاً در بازه زمانی رخ میدهد که درگیریها و تقابلهای موشکی در پهنه دریانوردی منطقه تشدید شده است.
اگرچه فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در مانورهای تبلیغاتی خود مدعی ناکامی موشکهای بالستیک ایران و عدم اصابت آنها به شناورهای رزمی میشود، اما ثبت یکباره دهها مجروح جدید در آرشیو اداری پنتاگون و عقبنشینی یا جابهجایی آرایش دریایی آمریکا به سمت دریای عرب، واقعیتهای میدانی متفاوتی را روایت میکند.
تجربه نشان داده است که واشنگتن هرگز اصابت مستقیم یا خفت ناشی از ضربات موشکی را در لحظه نبرد تایید نمیکند. در ادبیات نظامی آمریکا، اصابتهای موفق یا نزدیک به هدف که منجر به خسارات انسانی و تجهیزاتی میشوند، ابتدا زیر پوشش واژگانی نظیر «مانورهای خطرناک» یا «موقعیتهای نزدیک به اصابت» سانسور شده و سپس در قالب جراحات اداری عقبافتاده به تدریج وارد آمار میشوند.
عینالاسد و الگوی تقطیر آمار پنتاگون در جنگ
این نخستین باری نیست که پنتاگون برای فرار از پیامدهای سیاسی و حفظ تصویر بازدارندگی خود، دست به قطرهچکانی کردن آمار میزند. شاهکار این سیاست در ژانویه ۲۰۲۰ و پس از ضربه موشکی ایران به پایگاه عینالاسد به نمایش درآمد. در ساعات اولیه، کاخ سفید و دونالد ترامپ با قاطعیت ادعا کردند که «همه چیز خوب است» و هیچ نظامی آمریکایی آسیب ندیده است.
اما روند افشای حقیقت بلافاصله آغاز شد:
- گام اول: اعلام ضربهمغزی خفیف ۳۴ سرباز پس از فروکش کردن فضای نخستین بحران.
- گام دوم: افزایش آمار به ۶۴ نفر در گزارشهای بعدی.
- گام سوم: اذعان رسمی به ضربهمغزی و آسیبهای حاد ۱۰۹ نظامی آمریکایی ماهها پس از حادثه.
این شیوه رفتاری ثابت میکند که استراتژی پنتاگون، تقسیم صدمه ناگهانی یک شکست به قطرات کوچک آماری است تا اثر شوکآور آن بر افکار عمومی، رسانهها و کنگره آمریکا خنثی شود.
میراث پنهانکاری؛ از اورانیوم ضعیفشده تا بیماری جنگ خلیج فارس
سابقه فرار پنتاگون از پذیرش مسئولیت تلفات و هزینههای انسانی، ابعادی تاریخی دارد. در جریان عملیات «سپر صحرا» و «طوفان صحرا» در سالهای ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱، ارتش آمریکا از مهمات حاوی اورانیوم ضعیفشده استفاده کرد. سالها طول کشید تا پیامدهای مرگبار این اقدام در قالب عارضهای موسوم به «بیماری جنگ خلیج فارس» گریبانگیر بیش از ۱۷۵ تا ۲۵۰ هزار کهنهسرباز آمریکایی و البته نوزادان و شهروندان بیدفاع عراقی شود.
حتی در آن پرونده نیز، وزارت دفاع آمریکا تا سالها از پذیرش رابطه علّی میان شیوع سرطان و بیماریهای مزمن با مهمات بکاررفته خودداری میکرد. نظام اداری ارتش آمریکا ترجیح میدهد هزینههای انسانی جنگ را در لابهلای پروندههای پزشکی سنین پیری، آسیبهای روانی پس از حادثه (PTSD) و پروندههای بیمه کهنهسربازان گم کند، اما در جدول تلفات مستقیم جنگ ثبت ننماید.
حقیقت چیست؟
سیاست اطلاعرسانی وزارت دفاع آمریکا بر پایه فرمول ساده اما کاربردی «کتمان اولیه، اعتراف تدریجی و بایگانی آرام» استوار شده است. افزودن ناگهانی ۳۷ مجروح جدید به آمار رسمی، نه یک اختلال اداری ساده است و نه نتیجه تأخیر در ثبت پروندههای پزشکی؛ بلکه نمادی واضح از یک سیستم ساختارمند برای مهندسی افکار عمومی و فرار از هزینههای سیاسی ماجراجوییهای فرامرزی واشنگتن به شمار میرود.
سران هیئت حاکمه آمریکا با آگاهی کامل از حساسیتهای شدید جامعه داخلی خود نسبت به تلفات انسانی، جراحات و خسارات واقعی سربازان را مانند یک بدهی سنگین به اقساط زمانی تقسیم میکنند تا از اثرات شوکآور و آنی شکستهای میدانی بکاهند.
پرونده جدید در دریای عرب و خلیج فارس یکبار دیگر این حقیقت را آشکار کرد که هزینههای مالی و انسانی جنگهای ارتش آمریکا همیشه در بستر واقعی میدان بسیار سنگینتر از جداول تمیز و سانسورشده پنتاگون روی کاغذ است؛ هزینهای که ساختار سیاسی واشنگتن ترجیح میدهد حقایق آن را در زمان وقوع کتمان کند، اما آثارش تا سالها در امتداد تاریخ تحولات منطقه باقی خواهد ماند.