صفحه سیاست گزارش می‌دهد؛

پس از نیویورک؛ آیا پرونده ایران و آمریکا در آستانه تغییر ریل قرار دارد؟

​پایان نشست مجمع عمومی سازمان ملل و مواجهه غیرمستقیم اما پربازتاب نمایندگان تهران و واشنگتن در صحن نیویورک، بار دیگر توجه تحلیل‌گران را به آینده روابط ایران و ایالات متحده جلب کرده است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
پس از نیویورک؛ آیا پرونده ایران و آمریکا در آستانه تغییر ریل قرار دارد؟
صفحه سیاست-

نشست اخیر مجمع عمومی سازمان ملل متحد را می‌توان یکی از مقاطع قابل‌توجه در تنظیم مجدد سیگنال‌های دیپلماتیک میان ایران و ایالات متحده دانست. سخنرانی رئیس‌جمهور ایران در سازمان ملل و مواضع مطرح‌شده در گفتگوهای او با رسانه‌ها و چهره‌های بین‌المللی، که با تاکید بر آمادگی برای کاهش تنش‌ها و پذیرش چارچوب‌های راستی‌آزمایی متقابل همراه بود، این احتمال را مطرح ساخته که هر دو طرف به دنبال ارزیابی ظرفیت‌های موجود برای خروج از انسداد کنونی هستند.

با این حال، تحلیل گام‌های پس از نیویورک مستلزم بررسی هم‌زمان نشانه‌های احتمالی تغییر و رفتارهای پایداری است که همچنان ساختار این مناقشه را شکل می‌دهند.

یکی از محورهایی که ناظران به آن اشاره می‌کنند، احتمال شکل‌گیری نوعی «دیپلماسی پاسخ‌دهنده» و انعطاف‌پذیرتر در رفتار خارجی ایران است. کنار گذاشتن برخی مواضع تشریفاتی و ارائه پاسخ‌های مستقیم به بیانیه‌های طرف مقابل در صحن سازمان ملل، نشان داد که تهران مایل است فضای رسانه‌ای و حقوقی بین‌المللی را فعالانه‌تر مدیریت کند.

این رویکرد می‌تواند طرف غربی را به بررسی دوباره پیامدهای سیاست تحریم و فشار حداکثری وادار کند، چرا که نشانه‌های اولیه گویای آن است که تداوم تحریم‌ها نه تنها به انزوا یا عقب‌نشینی تهران منجر نشده، بلکه ممکن است ظرفیت‌های بازدارندگی و دفاعی کشور را در قالب‌های جدیدی بازسازی کند.

در پرونده هسته‌ای نیز تحلیل‌گران بر این باورند که مطرح شدن فرمول‌هایی نظیر «توازن میان عدم انحراف تسلیحاتی و تضمین حقوق توسعه‌ای»، ظرفیت جدیدی برای گفت‌وگو ایجاد کرده است. مواضع اعلام‌شده از سوی تهران مبنی بر آمادگی برای اقداماتی نظیر رقیق‌سازی در صورت لغو گام‌به‌گام تحریم‌ها، از یک‌سو توپ تصمیم‌گیری را به زمین واشنگتن می‌اندازد و از سوی دیگر نشان می‌دهد که حل پرونده هسته‌ای بیش از هر چیز به میزان اراده سیاسی کاخ سفید برای ارائه رفتاری تضمین‌شده و عادلانه بستگی دارد؛ امری که با توجه به تحولات داخلی آمریکا، هنوز پاسخ قطعی و روشنی برای آن وجود ندارد.

ابعاد منطقه‌ای این مناقشه، به ویژه مسائل مربوط به امنیت در خلیج فارس، آبراه‌های بین‌المللی و انرژی، از دیگر متغیرهای تعیین‌کننده پس از نشست نیویورک به شمار می‌روند. گره زدن امنیت ترانزیت در تنگه هرمز به رفع تحریم‌ها و رعایت امنیت همه‌جانبه کشورهای منطقه، این پیام را منتقل می‌کند که ثبات مستمر در منطقه بدون در نظر گرفتن منافع ایران شکننده خواهد بود. از این رو، ممکن است واشنگتن برای جلوگیری از اوج‌گیری بحران‌های جدید در منطقه، سناریوهای مهار تنش را با جدیت بیشتری بررسی کند.

در نهایت، موفقیت یا ناکامی ایران در پیشگیری از «اجماع‌سازی جهانی» علیه خود در تریبون سازمان ملل، یکی دیگر از نقاط کانون توجه است. حضور فعال هیئت ایرانی و تاکید بر صلح‌طلبی و حقوق غیرنظامیان، تا حدودی توانسته فضای یک‌طرفه را تعدیل کند و موانعی بر سر راه روایتی ایجاد کند که هدفش انزوای مطلق تهران بود.

با این همه، به نظر می‌رسد مرحله پس از نیویورک بیش از آنکه فصل قطعیت‌ها باشد، دوره‌ای از «سنجش متقابل محاسبات و چانه‌زنی‌های احتیاط‌آمیز» است. اینکه آیا این تحولات به گشایشی ملموس در پرونده تحریم‌ها و روابط دوجانبه منجر خواهد شد یا تنها به عنوان ایستگاهی موقت در تداوم تقابل باقی خواهد ماند، مستلزم زمان و مشاهده رفتارهای عملی طرفین در ماه‌های پیش‌رو است.

اخبار مرتبط
ارسال نظر