یادداشت روز صفحه سیاست؛

عقلانیت در میدان و دیپلماسی؛ بازخوانی منطق عبور از دوگانه‌های فلج‌کننده در مواضع رئیس مجلس

نطق پیش از دستور محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، با رد صریح دوگانه «جنگ یا مذاکره»، رویکردی واقع‌بینانه از نسبت میان ابزارهای سخت و نرم کشور ارائه کرد؛ مواضعی که نشان می‌دهد ثبات‌پذیری دیپلماسی و لغو تحریم‌ها، مستقیماً به قدرت‌آفرینی میدانی و پاسخگویی مقتدرانه به تهدیدات وابسته است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
عقلانیت در میدان و دیپلماسی؛ بازخوانی منطق عبور از دوگانه‌های فلج‌کننده در مواضع رئیس مجلس
صفحه سیاست-

مواضع اخیر محمدباقر قالیباف در آستانه هفته دفاع مقدس، حاوی یک آسیب‌شناسی جدی از فضای نخبگانی و سیاسی کشور در شرایط حساس کنونی بود. تاکید بر ضرورت حفظ پیوستگی میان دفاع و زندگی روزمره مردم که در سخنان وی با نماد مدرسه و حوزه و دانشگاه به عنوان سنگر نوین ایستادگی جلوه‌گر شد، نشان می‌دهد که حفظ آرامش روانی جامعه و تداوم چرخه‌های اقتصادی و آموزشی، خود بخشی از توان مقاومتی کشور در برابر تحلیل‌های شکننده دشمن است.

ارزش اصلی این سخنان رئیس مجلس در کالبدشکافی دو جریانی است که با ساده‌انگاری واقعیت، کشور را در معرض انفعال یا فرسایش قرار می‌دهند. از یک سو، نگاهی افراطی قرار دارد که تقابل را منهای ابزارهای دیپلماتیک و بدون محاسبه ظرفیت‌های واقعی دنبال می‌کند و به دلیل انکار تعامل و عدم ارائه سازوکار برای پایان مقتدرانه منازعه، کشور را به سمت یک جنگ فرسایشی و بی‌نتیجه هدایت می‌نماید.

در نقطه مقابل، نگاه تفریطی و هراس‌آفرینی وجود دارد که با کم‌برآوردی توان داخلی و بزرگ‌نمایی قدرت رقیب، نسخه‌ای جز عقب‌نشینی و پذیرش شروط یک‌طرفه ندارد و منابع و عزت ملی را پیش‌پیش واگذار می‌کند. رئیس مجلس به‌درستی اشاره کرد که هر دو رویکرد خروجی یکسانی دارند و آن برهم زدن انسجام داخلی و بازی در زمین دشمن است.

محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی

تأکید قالیباف بر فرمول «هم باید جنگید و هم مذاکره کرد»، پاسخ عقلانی نظام حکمرانی به این دوگانه‌سازی‌های فلج‌کننده است. قدرتی که تنها در میدان نظامی خلاصه شود و از ابزار دیپلماتیک بهره نگیرد، توان تبدیل دستاوردهای دفاعی به امتیازات ملموس سیاسی و اقتصادی را ندارد.

در مقابل، دیپلماسی بدون پشتوانه میدانی نیز از ابزار فشار کافی برای عقب راندن دشمن برخوردار نیست و در نهایت به پذیرش فریب و تحمیل یک‌طرفه می‌انجامد. بر اساس این منطق، برخورد نظامی هوشمندانه در لحظه لازم برای متوقف کردن تجاوزگری است تا در نقطه اقتدار، دستگاه دیپلماتیک بتواند با صراحت شروط کشور را تثبیت کند. منوط کردن بازگشت به شرایط عادی یا بازگشایی شاهراه‌های ترانزیتی مثل تنگه هرمز به اجرای تعهدات آمریکا و لغو تحریم‌ها، دقیقاً اجرای همین الگوی هم‌افزایی میان ابزارهای سخت و نرم است.

تصریح بر اینکه پیام‌ها و شروط ایران بدون ابهام از طریق میانجی‌ها منتقل شده، نشان می‌دهد که مواضع تهران کاملاً روشن، عقلانی و غیرقابل‌معامله است. ایران بازی‌های مبهم و فرسایشی را نپذیرفته و راه تحمیل یک‌طرفه را بسته است. مدیریت بحران‌های بزرگ منطقه‌ای، بیش از هر چیز نیازمند تلفیق شجاعت میدانی با عقلانیت دیپلماتیک است.

در شرایطی که تهران مرزبندی خود را با دوگانه‌های افراطی و تفریطی روشن کرده، آیا طرف‌های غربی واقعیت‌های جدید منطقه را خواهند پذیرفت، یا با اصرار بر محاسبات اشتباه، به تعمیق انسداد کنونی ادامه می‌دهند؟

اخبار مرتبط
ارسال نظر