تنگه هرمز تنها مسیر عبور نفتکشها نیست؛ این آبراه یک گلوگاه مهم انرژی در جهان به شمار میرود و هرگونه اختلال در تردد نفتکشها میتواند از بازار انرژی به بخشهای مختلف اقتصاد سرایت کند.
در شرایطی که تنشهای منطقهای افزایش یافته، مجموعهای از شاخصهای اقتصادی آمریکا نیز تحت فشار قرار گرفتهاند؛ از کاهش پیشبینی رشد اقتصادی و افزایش قیمت بنزین و گازوئیل گرفته تا رشد تورم و افزایش بدهی خانوارها. این روند نشان میدهد هزینه اختلال در هرمز میتواند فراتر از افزایش قیمت نفت باشد.
هرمز؛ نقطه آغاز یک زنجیره اقتصادی
هرگونه اختلال در تردد نفتکشها در تنگه هرمز، ابتدا بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار میدهد. حجم بالای نفت و فرآوردههای انرژی عبوری از این مسیر باعث شده حتی افزایش ریسک در تردد دریایی نیز بتواند قیمت نفت و هزینه حملونقل انرژی را افزایش دهد.
اما اثر شوک انرژی در بازار نفت متوقف نمیشود. نفت گرانتر به معنای افزایش هزینه پالایش و تولید فرآوردههای نفتی و در ادامه، افزایش هزینه سوخت است. از این مرحله، موج بعدی آغاز میشود؛ حملونقل گرانتر، هزینه تولید بالاتر و در نهایت فشار بر قیمت کالاها و خدمات.
کاهش چشمانداز رشد؛ اولین علامت فشار
یکی از نشانههای این فشار، کاهش پیشبینی رشد اقتصادی آمریکا از ۲.۴ درصد به ۱.۷ درصد عنوان شده است؛ یعنی برآورد رشد اقتصاد آمریکا ۰.۷ واحد درصد کاهش یافته و این رقم در دادههای ارائهشده، پایینترین پیشبینی از سال ۲۰۲۰ محسوب میشود.
البته عملکرد اقتصاد آمریکا به عوامل متعددی وابسته است و نمیتوان تمام تغییرات رشد را به بحران انرژی نسبت داد. با این حال، افزایش هزینه انرژی یکی از مسیرهای انتقال شوکهای ژئوپلیتیک به اقتصاد واقعی است.
با افزایش هزینه سوخت، بنگاهها با هزینه بیشتری برای حملونقل و تولید مواجه میشوند و خانوارها نیز ناچار میشوند بخش بیشتری از درآمد خود را صرف هزینههای ضروری کنند؛ شرایطی که میتواند از سرعت فعالیت اقتصادی بکاهد.
بنزین؛ فشار مستقیم بر مصرفکننده
در بازار سوخت نیز فشار قابل مشاهده است. قیمت هر گالن بنزین در آمریکا به ۴.۵۴ دلار رسیده که بر اساس دادههای مورد استناد، بالاترین سطح از ژوئیه ۲۰۲۲ است.
افزایش قیمت بنزین یکی از سریعترین مسیرهای انتقال افزایش قیمت نفت به اقتصاد خانوار است. هزینه رفتوآمد افزایش مییابد و همزمان هزینه حمل کالا و ارائه خدمات نیز بیشتر میشود؛ بنابراین اثر سوخت گران تنها در جایگاههای بنزین باقی نمیماند و میتواند به قیمت مواد غذایی، کالاهای مصرفی و خدمات نیز منتقل شود.
گازوئیل؛ حلقه مهم زنجیره تأمین
بازار گازوئیل از دیگر بخشهای حساس اقتصاد آمریکا در برابر شوک انرژی است. قیمت هر گالن گازوئیل به ۶.۱۶ دلار رسیده؛ رقمی که در دادههای ارائهشده، بالاترین سطح ثبتشده در آمریکا عنوان شده است.
کامیونهای حمل کالا، ماشینآلات کشاورزی، تجهیزات صنعتی و بخش قابل توجهی از زنجیره لجستیک به گازوئیل وابستهاند. از این رو، افزایش قیمت گازوئیل میتواند هزینه حمل کالا را بالا ببرد.
در چنین شرایطی، تولیدکننده، توزیعکننده و فروشنده بخشی از افزایش هزینه را به مرحله بعدی زنجیره منتقل میکنند و در نهایت بخشی از این فشار به مصرفکننده میرسد.
تورم؛ حلقه اتصال انرژی و هزینه زندگی
همزمان، نرخ تورم سالانه به ۴.۲ درصد رسیده که در دادههای مورد استناد، بالاترین سطح از آوریل ۲۰۲۳ است.
رابطه انرژی و تورم تنها به قیمت مستقیم بنزین و گازوئیل محدود نمیشود. انرژی یکی از نهادههای اصلی تولید و حملونقل است و افزایش قیمت آن میتواند هزینه تمامشده طیف گستردهای از کالاها و خدمات را افزایش دهد.
اگر شوک انرژی ادامهدار باشد، سیاستگذار پولی نیز با شرایط پیچیدهتری مواجه خواهد شد؛ چرا که از یک سو فشار تورمی افزایش مییابد و از سوی دیگر، افزایش هزینهها میتواند فعالیت اقتصادی را کاهش دهد.
بدهی خانوار؛ فشار مضاعف بر مصرفکننده
در سوی دیگر این معادله، بدهی خانوارهای آمریکایی قرار دارد که به ۱۸.۸ تریلیون دلار رسیده و در دادههای ارائهشده، بالاترین سطح تاریخی عنوان شده است.
اهمیت این رقم زمانی بیشتر میشود که در کنار افزایش هزینههای جاری قرار گیرد. خانواری که همزمان با اقساط و تعهدات مالی، با افزایش هزینه سوخت، مواد غذایی و سایر کالاها روبهرو است، برای جبران این فشار ممکن است مصرف خود را کاهش دهد یا سهم بیشتری از درآمدش را به هزینههای ضروری اختصاص دهد.
در این شرایط، یک شوک خارجی در بازار انرژی میتواند به مسئلهای داخلی برای اقتصاد آمریکا تبدیل شود.
هزینه هرمز فقط در قیمت نفت محاسبه نمیشود
مجموع این شاخصها نشان میدهد برای سنجش هزینه اختلال در تنگه هرمز، نباید تنها قیمت هر بشکه نفت را در نظر گرفت. نفت میتواند نقطه شروع این زنجیره باشد، اما آثار آن به قیمت سوخت، هزینه حملونقل، تورم، قدرت خرید خانوار و رشد اقتصادی نیز منتقل میشود.
افزایش قیمت انرژی میتواند مانند موجی در اقتصاد حرکت کند؛ از بازار نفت آغاز شود، به پالایش و سوخت برسد، سپس حملونقل و تولید را تحت تأثیر قرار دهد و در نهایت خود را در قیمت کالاها و رفتار مصرفکنندگان نشان دهد.
هرچه اختلال در جریان انرژی طولانیتر شود، دامنه آثار اقتصادی آن نیز گستردهتر خواهد شد.
صورتحساب هرمز فقط نفتی نیست
بازار انرژی نخستین بازاری است که هزینه بحران هرمز را منعکس میکند، اما لزوماً آخرین بازار نیست. افزایش قیمت نفت و فرآوردههای نفتی میتواند همزمان با افزایش هزینه حملونقل و تولید، فشار تورمی را تشدید کند و در اقتصادی که خانوارهای آن با سطح بالایی از بدهی مواجهاند، فشار بیشتری بر قدرت خرید وارد کند.
بنابراین، اگرچه نفت مهمترین متغیر در معادله هرمز است، اما صورتحساب نهایی میتواند در شاخصهایی مانند تورم، هزینه زندگی و رشد اقتصادی نیز ظاهر شود.
زنجیره اثرگذاری روشن است: هرچه اختلال انرژی طولانیتر شود، هزینه اقتصادی آن گستردهتر خواهد شد و هرچه این اختلال به زنجیره تأمین منتقل شود، فاصله میان یک بحران ژئوپلیتیک و فشار اقتصادی بر خانوارها کوتاهتر میشود.