سفر وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به پکن، همزمان با تصریح مقامهای چینی مبنی بر اینکه استمرار منازعه به سود هیچیک از طرفها نیست، نشاندهنده حساسیت پکن نسبت به ثبات ژئوپلیتیک خلیج فارس و شریانهای انرژی است. درخواست وزارت خارجه چین برای ایجاد چارچوبی مبتنی بر توافق پایدار و ترجیح راهحلهای سیاسی بر ابزارهای قهرآمیز، بازتابدهنده دغدغه اقتصادهای بزرگ جهان نسبت به پیامدهای فرساینده تشدید تنش میان تهران و واشنگتن است. این رویکرد، گویای آن است که بازیگران کلیدی خارج از حوزه غرب، ثبات اقتصادی خود را در گروی مهار بحرانها و ممانعت از تصاعد درگیریها میدانند.
پیامدهای اقتصادی بیثباتی در خلیج فارس برای پکن؛ گذار قاره کهن از انحصار دیپلماتیک غرب
چین بهعنوان بزرگترین واردکننده نفت خام از منطقه خلیج فارس و خریدار اصلی انرژی ایران، هرگونه اختلال در ناوبری دریایی یا تشدید تقابلهای امنیتی را تهدیدی مستقیم برای زنجیره تأمین سوخت و رشد اقتصادی خود تلقی میکند. از همین رو، تلاش پکن برای واداشتن واشنگتن و تهران به پذیرش الگویی برای «توافق پایدار»، مبتنی بر یک محاسبه دقیق تجاری و امپراتوری اقتصادی است. پکن نه خواهان فرسایش قدرت همپیمانان آسیایی خود تحت فشارهای تحریمی آمریکا است و نه تمایلی دارد که امنیت ترانزیت انرژی در شاهراه تنگه هرمز قربانی محاسبات نظامی و تقابلهای یکجانبه شود.
از منظر راهبردی، تأکید پکن بر حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات، محدودیتهای رویکردهای مبتنی بر فشار یکجانبه را بیش از پیش برجسته میکند. در شرایطی که واشنگتن همچنان به ابزارهای تحریمی و فشار اقتصادی به عنوان ابزار مهار متکی است، تهران با توسعه مناسبات متوازن با قدرتهای آسیایی، تلاش میکند همزمان با حفظ اهرمهای راهبردی خود، فضای تنفس دیپلماتیک و اقتصادی مناسبی را ایجاد کند. تقویت رایزنیها میان ایران و چین نشان میدهد که تهران محدود به گزینههای غربی نبوده و از ظرفیتهای دیپلماسی چندجانبه برای پیشبرد منافع خود بهره میبرد.
حضور فعالانه چین در پروسه مدیریت تنشها طی ماههای گذشته، گواهی بر تثبیت و تعمیق نقش بازیگران غیرغربی در هدایت پروندههای کلان امنیتی خاورمیانه است. تجربه پکن در میانجیگری و تسهیل روابط میان کشورهای منطقه در سالهای اخیر، نشان داد که این کشور بهدنبال تثبیت جایگاه خود بهعنوان بازیگری ثباتساز است. این گذار ساختاری، ایالات متحد آمریکاه را در موقعیتی قرار میدهد که دیگر نمیتواند مناقشات بینالمللی را صرفاً بر اساس منافع یکجانبه خود مدیریت کند، چرا که قدرتهای نوظهور با تکیه بر ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک، کارآمدی ابزارهای کهنه تنبیهی را به چالش کشیدهاند.
گسترش این تعاملات دیپلماتیک همچنین نشانه آشکاری از تلاش برای مهار هزینههای اقتصاد جهانی در برابر بیثباتیهای منطقهای است. در شرایطی که پکن به دنبال تثبیت نقش خود به عنوان میانجی یا تسهیلگر گفتگوهاست، هرگونه بازنگری در فرآیندهای دیپلماتیک مستلزم خروج از بنبست سیاستهای تحریمی و پذیرش واقعیتهای میدانی است. در این فضا، آیا واشنگتن تمایلی به پذیرش الگوهای چندجانبه و واقعبینانه برای حلوفصل اختلافات خواهد داشت یا همچنان بر کارایی ابزارهای فرسایشی فشار تکیه خواهد کرد؟
گفتنی است ساعاتی پیش، رسانههای داخلی به نقل از الجزیره، از تاکید وزیر امور خارجه چین بر بیحاصل بودن درگیری میان ایران و آمریکا و درخواست وی از طرفین برای بازسازی چارچوب مذاکرات براساس یک توافق دائمی خبر دادند.