جنگ اقتصادی علیه ایران؛ قمار تازه آمریکا برای تغییر موازنه قدرت در جهان

جنگ علیه ایران دیگر صرفاً در میدان موشک و هواپیما دنبال نمی‌شود؛ اکنون اقتصاد، انرژی، تجارت، بانک‌ها، زنجیره‌های تأمین و فناوری به میدان اصلی تقابل تبدیل شده‌اند. در شرایطی که فشار نظامی نتوانسته تمام اهداف مورد انتظار واشنگتن را محقق کند، آمریکا تلاش دارد با تشدید تحریم‌ها، محدود کردن مبادلات تجاری و فشار بر شرکای اقتصادی ایران، از ابزار اقتصاد برای رسیدن به اهدافی استفاده کند که در میدان نظامی به دست نیامده است. با این حال، تجربه چند دهه تحریم نشان می‌دهد اقتصاد ایران نه‌تنها با فشار خارجی فرو نپاشیده، بلکه سازوکارهای متنوعی برای ادامه فعالیت در شرایط تحریمی ایجاد کرده است؛ موضوعی که می‌تواند این جنگ اقتصادی را به آزمونی فراتر از تقابل تهران و واشنگتن تبدیل کند.

جنگ اقتصادی علیه ایران؛ قمار تازه آمریکا برای تغییر موازنه قدرت در جهان
۰ دقیقه
صفحه سیاست-

صادق حسن اللواتی، نویسنده و تحلیلگر عمانی، در یادداشتی در روزنامه «الشبیبه» با اشاره به فشارهای اقتصادی علیه ایران، معتقد است آمریکا در این قمار یک واقعیت مهم را نادیده گرفته است؛ اینکه ایران دیگر اقتصادی نیست که بتوان با بستن چند مسیر مالی و تجاری آن را از کار انداخت.

ایران طی دهه‌های گذشته تجربه گسترده‌ای در مدیریت اقتصادی تحت فشار به دست آورده است؛ از ایجاد مسیرهای جایگزین تجارت و حفظ ظرفیت‌های تولیدی گرفته تا توسعه روابط اقتصادی با کشورهایی خارج از مدار غرب.

البته تحریم‌ها هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد ایران تحمیل کرده‌اند و آثار آن بر سرمایه‌گذاری، تجارت خارجی، نرخ ارز و معیشت قابل انکار نیست، اما همزمان موجب شده اقتصاد ایران به سمت تقویت ظرفیت‌های داخلی، تنوع‌بخشی به بازارها و کاهش وابستگی به ساختارهای اقتصادی غرب حرکت کند.

از این منظر، فرضیه‌ای که بر اساس آن «تحریم بیشتر مساوی فروپاشی اقتصادی ایران» است، با واقعیت‌های چند دهه گذشته همخوانی کامل ندارد.

اقتصاد ایران؛ ترکیبی از انرژی، صنعت، دانش و بازار داخلی

یکی از نقاط مهم در ارزیابی تاب‌آوری اقتصاد ایران، توجه به این واقعیت است که اقتصاد کشور صرفاً بر درآمدهای نفتی متکی نیست.

بازار داخلی بزرگ، منابع طبیعی، صنایع متنوع، ظرفیت‌های کشاورزی، صنایع پتروشیمی، دارویی، مهندسی و فناوری و همچنین دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی، مجموعه‌ای از ظرفیت‌هایی را شکل داده‌اند که امکان ادامه فعالیت اقتصادی را حتی در شرایط فشار خارجی فراهم می‌کند.

این بدان معنا نیست که اقتصاد ایران از تحریم آسیب نمی‌بیند؛ بلکه مسئله اصلی این است که تحریم الزاماً به فروپاشی منجر نمی‌شود.

تفاوت میان «تحمیل هزینه» و «ایجاد فروپاشی» در همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند. آمریکا می‌تواند هزینه تجارت با ایران را افزایش دهد، دسترسی به منابع مالی را دشوار کند و شرکت‌های بین‌المللی را از همکاری با تهران بازدارد، اما تبدیل این فشارها به نتیجه سیاسی مورد نظر، به عوامل بسیار بیشتری وابسته است.

جغرافیا؛ متغیری که تحریم نمی‌تواند حذف کند

یکی از مهم‌ترین مزیت‌های راهبردی ایران، جغرافیای آن است؛ عاملی که برخلاف سرمایه، بانک یا شرکت، نمی‌توان آن را تحریم یا از میان برداشت.

ایران در نقطه اتصال خلیج فارس، آسیای مرکزی، قفقاز و جنوب آسیا قرار گرفته و همین موقعیت، اهمیت ژئوپلیتیکی کشور را فراتر از اندازه اقتصادی آن افزایش داده است.

در جنوب ایران نیز تنگه هرمز قرار دارد؛ یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی جهان که هرگونه بی‌ثباتی در آن می‌تواند بر قیمت انرژی، هزینه حمل‌ونقل، بیمه کشتی‌ها، زنجیره‌های تأمین و تورم در اقتصادهای مختلف اثر بگذارد.

در سوی دیگر منطقه نیز دریای سرخ، خلیج عدن و باب‌المندب قرار دارند؛ مسیرهایی که تحولات امنیتی آنها به شکل مستقیم و غیرمستقیم با معادلات انرژی و تجارت جهانی پیوند خورده است.

به همین دلیل، معادله اقتصادی جنگ ایران صرفاً در مرزهای ایران و آمریکا تعریف نمی‌شود؛ بلکه بخشی از آن به شبکه گسترده مسیرهای انرژی و تجارت جهانی مربوط است.

تحریم‌ها در برابر واقعیت‌های اقتصاد جهانی

آمریکا می‌تواند بانک‌ها، شرکت‌ها و بازارهای مشخصی را تحت فشار قرار دهد، اما نمی‌تواند جغرافیای ایران را تغییر دهد، منابع طبیعی آن را از بین ببرد یا نیاز اقتصادهای آسیایی به انرژی، مواد خام و مسیرهای تجاری را حذف کند.

این مسئله یکی از مهم‌ترین تناقض‌های جنگ اقتصادی است.

هرچه فشار برای قطع ارتباط ایران با اقتصاد جهانی افزایش پیدا کند، انگیزه تهران و شرکای آن برای ایجاد مسیرهای جایگزین نیز بیشتر می‌شود. در چنین شرایطی، مسئله فقط «دور زدن تحریم» نیست؛ بلکه ممکن است به تدریج به ایجاد شبکه‌های اقتصادی جدید منجر شود.

چین و روسیه؛ دو ضلع مهم معادله جدید

در این نقطه، نقش چین و روسیه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

چین علاوه بر آنکه یکی از بزرگ‌ترین اقتصادهای جهان و بازیگران اصلی تجارت بین‌المللی است، به انرژی، بازارهای متنوع و مسیرهای تجاری متعدد نیاز دارد. از این منظر، حفظ روابط اقتصادی با ایران می‌تواند بخشی از راهبرد پکن برای تنوع‌بخشی به منابع انرژی و مسیرهای تجاری باشد.

روسیه نیز طی سال‌های اخیر تحت تحریم‌های گسترده غرب قرار گرفته و بخش مهمی از تجارت خود را به سمت آسیا سوق داده است. گسترش روابط اقتصادی مسکو با چین، هند و سایر کشورهای آسیایی، نشان‌دهنده شکل‌گیری مسیرهایی است که الزاماً به ساختارهای مالی و تجاری غرب وابسته نیستند.

در نتیجه، ایران و روسیه از یک تجربه مشترک برخوردارند: مواجهه بلندمدت با فشارهای اقتصادی غرب و تلاش برای ایجاد مسیرهای جایگزین.

چین نیز با برخورداری از صنعت، فناوری، بازار و ظرفیت مالی گسترده، می‌تواند یکی از مهم‌ترین بازیگران این شبکه در حال شکل‌گیری باشد.

از ایران، روسیه و چین تا شکل‌گیری یک شبکه اقتصادی چندقطبی

معادله جدید را می‌توان چنین ترسیم کرد:

ایران، جغرافیا، انرژی، بازار و تجربه مقابله با تحریم‌ها را در اختیار دارد؛ روسیه از منابع عظیم و وزن ژئوپلیتیکی برخوردار است؛ چین صنعت، فناوری، سرمایه و بازار گسترده دارد و بسیاری از کشورهای آسیایی و جنوب جهانی نیز به دنبال افزایش استقلال اقتصادی و کاهش وابستگی به یک مرکز واحد هستند.

در چنین شرایطی، تحریم‌ها همچنان ابزار قدرتمندی هستند، اما اثرگذاری آنها دیگر مطلق نیست.

هرچه مراکز تولید، انرژی، تأمین مالی و بازارهای مصرف متنوع‌تر شوند، امکان ایجاد مسیرهای جایگزین نیز افزایش پیدا می‌کند.

جهان چندقطبی؛ چالشی برای ابزار تحریم

تحریم زمانی بیشترین اثرگذاری را دارد که بخش بزرگی از تجارت، سرمایه، فناوری و نظام مالی جهان در یک شبکه متمرکز قرار داشته باشد.

اما اگر مراکز قدرت اقتصادی متعدد شوند، امکان انتقال تجارت و سرمایه میان شبکه‌های مختلف افزایش می‌یابد.

از همین منظر، برخی نظریه‌های مطرح در حوزه نظام جهانی و چرخه‌های انتقال قدرت، از جمله دیدگاه‌های ایمانوئل والرشتاین، جیووانی آریگی و فرناند برودل، می‌توانند برای فهم این تحول مورد توجه قرار گیرند؛ تحولاتی که در آنها جغرافیا، مسیرهای تجاری، قدرت اقتصادی و تغییر مرکز ثقل تولید جهانی نقش تعیین‌کننده دارند.

بر اساس چنین نگاهی، جنگ اقتصادی علیه ایران را می‌توان بخشی از رقابت بزرگ‌تری دانست؛ رقابتی میان ساختاری که در آن بخش قابل توجهی از کلیدهای نظام مالی و تجاری در اختیار یک مرکز قرار دارد و ساختاری که به سمت تعدد مراکز قدرت اقتصادی و سیاسی حرکت می‌کند.

پارادوکس بزرگ آمریکا؛ تحریم ممکن است رقبای واشنگتن را تقویت کند

اینجا یکی از مهم‌ترین پارادوکس‌های سیاست تحریمی آمریکا شکل می‌گیرد.

اگر واشنگتن شرکت‌های غربی را از همکاری با ایران منع کند، فرصت بیشتری برای شرکت‌های آسیایی ایجاد می‌شود. اگر محدودیت‌های مالی افزایش یابد، انگیزه برای توسعه سازوکارهای پرداخت و تسویه جایگزین بیشتر می‌شود.

و اگر دلار بیش از پیش به‌عنوان ابزار فشار سیاسی مورد استفاده قرار گیرد، ممکن است کشورهای بیشتری به فکر کاهش وابستگی خود به این ارز بیفتند.

بنابراین، تحریم می‌تواند در کوتاه‌مدت هزینه‌های قابل توجهی ایجاد کند، اما در بلندمدت ممکن است انگیزه لازم برای ساختن ساختارهای جایگزین را نیز افزایش دهد.

این همان پارادوکسی است که جنگ اقتصادی علیه ایران را از یک تقابل دوجانبه خارج می‌کند و به موضوعی مرتبط با آینده نظام اقتصادی بین‌المللی تبدیل می‌سازد.

قدرت ایران فقط در بستن مسیرها نیست؛ در یافتن مسیرهای جایگزین است

قدرت ژئوپلیتیکی ایران را نباید فقط در توانایی احتمالی آن برای اثرگذاری بر تردد در تنگه هرمز یا معادلات امنیتی منطقه جست‌وجو کرد.

بخش مهمی از قدرت ایران در موقعیت جغرافیایی، منابع انرژی، نیروی انسانی متخصص، ظرفیت‌های صنعتی و امکان اتصال مسیرهای دریایی و زمینی نهفته است.

به بیان دیگر، مزیت ایران فقط داشتن یک «در» برای تجارت نیست؛ بلکه توانایی یافتن «درهای دیگر» در زمان بسته شدن مسیرهای سنتی است.

تجربه چند دهه تحریم نیز نشان داده که اقتصاد ایران برای ادامه فعالیت، به‌تدریج شبکه‌ای از شرکا، مسیرها و سازوکارهای جایگزین ایجاد کرده است.

جنگ اقتصادی؛ آزمون بزرگ‌تر از ایران

در نهایت، تلاش برای شکست اقتصادی ایران تنها یک آزمون برای تهران نیست؛ بلکه می‌تواند آزمونی برای راهبرد تحریمی آمریکا نیز باشد.

اگر تحریم‌ها نتوانند به اهداف سیاسی مورد نظر منجر شوند و در مقابل، ایران و شرکای آن را به سمت ایجاد مسیرهای مستقل‌تر سوق دهند، نتیجه می‌تواند فراتر از یک مناقشه دوجانبه باشد.

در چنین سناریویی، مسئله اصلی دیگر «سقوط یا بقای اقتصاد ایران» نخواهد بود؛ بلکه این پرسش مطرح می‌شود که آیا ساختار اقتصاد جهانی همچنان می‌تواند بر پایه یک مرکز مسلط باقی بماند یا اینکه جهان به سمت شبکه‌ای از مراکز متعدد اقتصادی، مالی و تجاری حرکت خواهد کرد.

ایران در این میان نه بزرگ‌ترین اقتصاد جهان است و نه برخوردار از منابع روسیه یا ظرفیت صنعتی چین؛ اما ترکیب جغرافیا، انرژی، صنعت، دانش و موقعیت ژئوپلیتیکی، به آن نقشی می‌دهد که نمی‌توان به سادگی از معادلات منطقه‌ای و جهانی حذف کرد.

از این منظر، جنگ اقتصادی علیه ایران ممکن است یک نتیجه ناخواسته نیز داشته باشد: هرچه استفاده از تحریم به‌عنوان ابزار سلطه افزایش یابد، انگیزه قدرت‌های رقیب برای ساختن نظام‌هایی که وابستگی کمتری به این ابزار داشته باشند نیز بیشتر خواهد شد.

بنابراین، پایان انحصار اقتصادی آمریکا الزاماً به معنای سقوط این کشور نیست؛ بلکه می‌تواند به معنای ظهور جهانی باشد که در آن کلیدهای اقتصاد، انرژی، تجارت و فناوری در اختیار بازیگران بیشتری قرار گرفته است.

و شاید مهم‌ترین پرسش آینده همین باشد: آیا فشار اقتصادی می‌تواند ایران را وادار به عقب‌نشینی کند، یا آنکه در نهایت، تهران و شرکایش را به سمت ساختن شبکه‌ای سوق خواهد داد که اثرگذاری ابزار تحریم را برای همیشه کاهش دهد؟

 

اخبار مرتبط
  • ادعای رئیس‌جمهور آمریکا درباره برخورد احتمالی حکومت ایران با معترضان، در حالی مطرح شده که هنوز چنین رخدادی اتفاق نیفتاده است؛ مسئله‌ای که می‌تواند نشانه‌ای از شکل‌گیری یک «پیش‌دستی روایی» برای نسبت دادن حوادث احتمالی آینده به جمهوری اسلامی باشد.

  • دولت آمریکا در ادامه سیاست فشار حداکثری علیه ایران، از تشدید اقدامات اقتصادی و مالی علیه تهران خبر داده است؛ رویکردی که به گفته مقام‌های آمریکایی می‌تواند کشورهای همکار اقتصادی با ایران را نیز هدف تحریم قرار دهد و در مقابل، هشدارهای ایران درباره پیامدهای مشارکت کشورها در این فشارها، معادلات اقتصادی و امنیتی منطقه را وارد مرحله‌ای تازه کرده است.

  • گزارش تازه «وال‌استریت ژورنال» از روند تصمیم‌گیری دولت دونالد ترامپ برای آغاز جنگ با ایران، تصویری متفاوت از روایت‌های رسمی ارائه می‌دهد؛ روایتی که نشان می‌دهد بخشی از مقام‌های اطلاعاتی و نظامی آمریکا پیش از شروع درگیری، درباره پیامدهای احتمالی جنگ هشدار داده بودند. با گذشت حدود شش ماه، بسیاری از همان نگرانی‌ها به چالش‌های واقعی واشنگتن تبدیل شده و آمریکا از فشار نظامی به سمت فشار اقتصادی و تلاش برای تغییر محاسبات تهران حرکت کرده است.

ارسال نظر