جنگ با هزینه‌ی زندگی؛ چالش جدید ترامپ در سبد خرید مردم

کاهش تعداد دام، افزایش هزینه سوخت و فشار بر قیمت مواد غذایی، دولت دونالد ترامپ را به جایی رسانده که برای آرام کردن بازار گوشت، به واردات متوسل شود. ورود ۳۰۰ هزار تن گوشت طی ۹۰ روز، فقط یک تصمیم اقتصادی نیست؛ این اقدام نشان می‌دهد هزینه‌های جنگ ایران چگونه می‌تواند از بازار انرژی عبور کند و مستقیماً به سفره خانوار آمریکایی برسد.

جنگ با هزینه‌ی زندگی؛ چالش جدید ترامپ در سبد خرید مردم
۰ دقیقه
صفحه سیاست-

تصمیم جدید دولت ترامپ برای واردات ۳۰۰ هزار تن گوشت چرخ‌کرده بدون اعمال تعرفه‌های خارج از سهمیه، در ظاهر اقدامی برای تنظیم بازار است؛ اما در لایه‌ای عمیق‌تر، تصویری از یک چالش سیاسی بزرگ‌تر ارائه می‌دهد: جنگی که قرار بود قدرت آمریکا را در خارج از مرزها به نمایش بگذارد، اکنون آثار خود را در هزینه زندگی شهروندان آمریکایی نشان می‌دهد.

ترامپ اعلام کرده گوشت وارداتی می‌تواند حدود ۲۵ درصد ارزان‌تر از قیمت فعلی بازار عرضه شود؛ با این حال، کاخ سفید هنوز جزئیات کشورهای تأمین‌کننده و سازوکار تضمین این کاهش قیمت را اعلام نکرده است. این تصمیم در شرایطی اتخاذ شده که تعداد گاو و گوساله در آمریکا به حدود ۸۶.۲ میلیون رأس رسیده؛ سطحی که از دهه ۱۹۵۰ تاکنون کم‌سابقه است.

تناقض سیاستی نیز همین‌جاست. دولتی که تعرفه و حمایت از تولید داخلی را از ابزارهای اصلی سیاست اقتصادی خود می‌دانست، برای کنترل قیمت گوشت در بازار داخلی ناچار شده به عرضه خارجی تکیه کند. پیش از این نیز دولت ترامپ در فوریه مجوز واردات سالانه ۸۰ هزار تن گوشت کم‌چرب از آرژانتین را بدون تعرفه صادر کرده بود؛ گوشتی که بخش قابل توجهی از آن در تولید گوشت چرخ‌کرده کاربرد دارد.

اما مسئله اصلی تعرفه نیست؛ مسئله، هزینه زندگی است.

جنگ ایران از همان ابتدا بازار انرژی را تحت تأثیر قرار داد و هرچند قیمت نفت از اوج اولیه فاصله گرفته، آثار شوک انرژی همچنان در بخش‌های مختلف اقتصاد آمریکا باقی مانده است. افزایش قیمت گازوئیل، هزینه فعالیت کشاورزی، حمل‌ونقل، تولید و جابه‌جایی خوراک دام را بالا می‌برد و در نهایت می‌تواند خود را در قیمت مواد غذایی نشان دهد.

این زنجیره را نمی‌توان نادیده گرفت: سوخت گران‌تر یعنی کشاورزی گران‌تر، حمل‌ونقل گران‌تر و در نهایت فشار بیشتر بر قیمت مواد غذایی. هزینه تولید و توزیع محصولات کشاورزی، به‌ویژه در آستانه فصل برداشت، مستقیماً از قیمت سوخت و نهاده‌ها تأثیر می‌گیرد.

گوشت چرخ‌کرده نیز به دلیل جایگاهش در سبد مصرف خانوار، به نمادی مناسب برای این بحران تبدیل شده است. برخلاف شاخص‌های پیچیده اقتصادی که ممکن است برای مردم ملموس نباشند، قیمت یک بسته گوشت در فروشگاه مستقیماً به مصرف‌کننده می‌گوید که هزینه زندگی افزایش یافته است.

از سوی دیگر، تصمیم دولت ترامپ یک واقعیت ساختاری را نیز آشکار می‌کند: تولید داخلی آمریکا در کوتاه‌مدت امکان افزایش سریع عرضه گوشت را ندارد. کاهش تعداد دام، محدودیت ظرفیت تولید و افزایش هزینه نهاده‌ها باعث شده است تنظیم بازار از مسیر افزایش فوری تولید داخلی دشوار باشد.

اما اهمیت این موضوع فقط اقتصادی نیست؛ ابعاد سیاسی آن برای ترامپ حتی مهم‌تر است.

در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، افزایش هزینه‌های زندگی می‌تواند به یکی از مهم‌ترین نقاط آسیب دولت تبدیل شود. رأی‌دهنده آمریکایی ممکن است درباره سیاست خارجی، امنیت انرژی یا معادلات ژئوپلیتیکی تحلیل‌های متفاوتی داشته باشد، اما قیمت بنزین، گازوئیل و مواد غذایی را هر روز در زندگی خود لمس می‌کند.

اینجاست که جنگ خارجی به مسئله‌ای داخلی تبدیل می‌شود.

ترامپ می‌تواند درباره اهمیت تنگه هرمز، امنیت انرژی و موازنه قدرت در خاورمیانه سخن بگوید، اما اگر هزینه پر کردن باک خودرو یا خرید گوشت افزایش یابد، روایت سیاسی او با یک واقعیت ملموس اقتصادی روبه‌رو خواهد شد.

از این منظر، واردات ۳۰۰ هزار تن گوشت را نباید صرفاً یک تصمیم تجاری دانست. دولت ترامپ تلاش می‌کند بخشی از تبعات اقتصادی جنگ را پیش از آنکه به بحران سیاسی تبدیل شود، مهار کند؛ از کاهش فشار بازار سوخت گرفته تا کنترل قیمت مواد غذایی.

اما این سیاست یک سؤال مهم را بی‌پاسخ می‌گذارد: آیا می‌توان آثار اقتصادی یک بحران خارجی را با مداخلات کوتاه‌مدت در بازار داخلی خنثی کرد؟

ترامپ جنگ را با هرمز، نفت و قدرت ژئوپلیتیک آغاز کرد؛ اما اکنون بخشی از نبرد سیاسی او در جایی بسیار نزدیک‌تر جریان دارد: قفسه فروشگاه‌های مواد غذایی.

در نهایت ممکن است رأی‌دهنده آمریکایی درباره کارنامه سیاست خارجی ترامپ نه با نقشه خلیج فارس، بلکه با قیمت یک کیلو گوشت چرخ‌کرده، یک گالن بنزین و هزینه پر کردن باک خودرو قضاوت کند.

 

منبع: صفحه اقتصاد
اخبار مرتبط
  • اعلام «جنگ اقتصادی بی‌سابقه» از سوی دونالد ترامپ علیه ایران، بیش از آنکه نشانه کشف ابزاری تازه برای فشار بر تهران باشد، می‌تواند بیانگر محدود شدن گزینه‌های قبلی واشنگتن باشد. آمریکا در شرایطی دامنه تحریم‌ها را به بانک‌ها، شرکت‌ها، خریداران نفت و شرکای تجاری ایران گسترش می‌دهد که بخش عمده اقتصاد ایران پیش‌تر هدف تحریم قرار گرفته است؛ بنابراین میدان اصلی فشار، از داخل ایران به شبکه اقتصادی پیرامونی آن منتقل شده است. این تغییر، اگرچه می‌تواند هزینه‌های اقتصادی جدیدی ایجاد کند، اما همزمان آمریکا را در برابر یک پرسش دشوار قرار می‌دهد: برای افزایش فشار بر ایران، واشنگتن تا کجا حاضر است با چین، روسیه و سایر بازیگران اقتصادی وارد تقابل شود؟

  • تهدیدهای تازه دونالد ترامپ علیه ایران و وعده تشدید «جنگ اقتصادی» در حالی مطرح می‌شود که نشانه‌های موجود از تمایل واشنگتن برای پرهیز از ورود دوباره به یک درگیری نظامی گسترده حکایت دارد. نیویورک‌تایمز در تحلیلی نوشته است که بازگشت دولت ترامپ به ابزار تحریم و فشار اقتصادی، بیش از آنکه نشانه آمادگی آمریکا برای جنگی تازه باشد، بیانگر محدودیت گزینه‌های نظامی واشنگتن و تلاش برای اعمال فشار بدون پرداخت هزینه‌های سنگین یک جنگ جدید است.

  • دونالد ترامپ با تهدید کشورها و شرکت‌هایی که به هر شکل به ایران «خط نجات اقتصادی» بدهند، از آغاز دور تازه‌ای از فشار حداکثری علیه تهران خبر داده است؛ سیاستی که اگرچه با ادبیات «کوبنده‌ترین عملیات اقتصادی جهان» معرفی می‌شود، اما تجربه چند دهه تحریم و به‌ویژه ناکامی کارزار فشار حداکثری پیشین نشان می‌دهد واشنگتن این بار نیز با اقتصادی مواجه است که بخش مهمی از سازوکارهای مقابله با تحریم را آموخته و توسعه داده است.

ارسال نظر