به گزارش الجزیره، ترامپ همچنان بر این ادعا پافشاری میکند که آمریکا کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد؛ اما استمرار بحران و تحولات میدانی، فاصله میان روایت سیاسی واشنگتن و واقعیتهای موجود را برجستهتر کرده است.
مسئله اصلی برای کاخ سفید این است که صرف تکرار یک ادعا، لزوماً به معنای پذیرش آن از سوی افکار عمومی نیست. هرچه جنگ طولانیتر شود، هزینههای اقتصادی و سیاسی آن نیز بیشتر خود را نشان میدهد و همین مسئله میتواند روایت دولت آمریکا درباره موفقیت نظامی را با چالش مواجه کند.
از این منظر، تنگه هرمز برای ترامپ به یک معادله چندوجهی تبدیل شده است؛ معادلهای که در یک سوی آن ملاحظات نظامی و در سوی دیگر، قیمت انرژی، هزینه زندگی و انتخابات میاندورهای کنگره قرار دارد.
جنگی که پای آن به جیب آمریکاییها رسیده است
یکی از مهمترین نقاط ضعف دولت ترامپ، زمانی آشکار میشود که تبعات جنگ از سطح اخبار خارجی عبور کرده و مستقیماً به زندگی روزمره شهروندان آمریکایی برسد.
بر اساس گزارش الجزیره، نظرسنجیها از برتری ۴۶ درصدی دموکراتها در برابر ۴۰ درصد جمهوریخواهان حکایت دارد. در چنین شرایطی، افزایش قیمت سوخت، برق و مواد غذایی میتواند به یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده رفتار رأیدهندگان تبدیل شود.
این همان نقطهای است که جنگ ایران برای دولت آمریکا از یک پرونده سیاست خارجی به یک مسئله داخلی تبدیل میشود. رأیدهنده آمریکایی ممکن است درباره جزئیات تحولات خلیج فارس اطلاعات دقیقی نداشته باشد، اما افزایش قیمت بنزین و هزینههای زندگی را مستقیماً احساس میکند.
تلاش کاخ سفید برای تغییر زمین بازی
در چنین شرایطی، به نظر میرسد کاخ سفید تلاش دارد مرکز ثقل روایت خود را از «کنترل هرمز» به «کاهش قیمت انرژی» منتقل کند.
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، پایین نگه داشتن قیمت نفت را نخستین هدف دولت عنوان کرده و کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، نیز از تلاش دولت برای بازگرداندن قیمت بنزین به حدود سه دلار در هر گالن سخن گفته است.
این تغییر ادبیات قابل توجه است. اگر مسئله صرفاً نمایش قدرت نظامی بود، واشنگتن میتوانست همچنان بر موفقیتهای عملیاتی و ادعای کنترل مسیر کشتیرانی تمرکز کند؛ اما وقتی قیمت بنزین به دغدغه اصلی تبدیل میشود، مشخص است که دولت با یک مسئله سیاسی در داخل کشور مواجه شده است.
ترامپ به دنبال «راه خروج» است؟
الجزیره به نقل از تحلیلگران تأکید میکند که ترامپ تلاش دارد راهی برای خروج از جنگ پیدا کند که در نهایت بتواند آن را بهعنوان یک پیروزی سیاسی معرفی کند.
این بخش از ماجرا شاید مهمترین چالش پیش روی رئیسجمهور آمریکا باشد. پایان دادن به جنگ بدون دستیابی به یک دستاورد ملموس میتواند از سوی مخالفان بهعنوان عقبنشینی تعبیر شود و ادامه جنگ نیز خطر افزایش هزینههای اقتصادی و سیاسی را به همراه دارد.
به همین دلیل، ترامپ در موقعیتی قرار گرفته که هر دو گزینه هزینه دارند: ادامه درگیری میتواند فشار اقتصادی و انتخاباتی را افزایش دهد و عقبنشینی بدون دستاورد نیز میتواند اعتبار سیاسی او را هدف قرار دهد.
وقتی گزینه نظامی کارایی سابق را ندارد
تیم کنستانتین، معاون سردبیر واشنگتنتایمز، معتقد است با کاهش کارآمدی گزینه نظامی برای وادار کردن ایران به بازگشایی تنگه هرمز، دولت ترامپ به سمت فشار اقتصادی حرکت کرده است.
این تغییر رویکرد، اگر درست باشد، نشانه مهمی از محدود شدن گزینههای واشنگتن است. آمریکا در ابتدای بحران میتواند بر برتری نظامی خود تکیه کند، اما در جنگی طولانی، مسئله فقط توان شلیک و استقرار نیرو نیست؛ بلکه توان تحمل هزینههای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی نیز اهمیت پیدا میکند.
انتخابات؛ متغیر تعیینکننده
نزدیک شدن انتخابات میاندورهای کنگره، اهمیت این تحولات را برای ترامپ دوچندان کرده است. جمهوریخواهان برای حفظ موقعیت خود در کنگره به رأیدهندگانی نیاز دارند که در نهایت عملکرد دولت را بر اساس مسائل ملموسی مانند اقتصاد، قیمت سوخت و هزینههای زندگی ارزیابی میکنند.
از همین رو، بحران هرمز میتواند به آزمونی برای سیاست خارجی ترامپ تبدیل شود؛ آزمونی که نتیجه آن نه فقط در آبهای خلیج فارس، بلکه در پای صندوقهای رأی آمریکا نیز مشخص خواهد شد.
در نهایت، مسئله اصلی برای واشنگتن دیگر صرفاً این نیست که آیا میتواند درباره تنگه هرمز ادعای کنترل کند یا نه؛ پرسش مهمتر این است که آیا میتواند هزینههای یک جنگ طولانی را پیش از آنکه به یک بحران انتخاباتی تبدیل شود، مدیریت کند؟
اگر پاسخ این پرسش منفی باشد، هرمز میتواند از یک پرونده ژئوپلیتیک به یکی از نقاط آسیبپذیر دولت ترامپ در داخل آمریکا تبدیل شود؛ جایی که قیمت یک گالن بنزین ممکن است از دهها بیانیه درباره «پیروزی» و «کنترل» اثرگذارتر باشد.