صفحه سیاست گزارش می دهد؛

مذاکره یا تقابل؟؛ چالش راهبردی سیاست خارجی در میانه بحران

در حالی که فضای سیاست خارجی ایران همچنان تحت تأثیر تهدیدهای امنیتی، تحریم‌های اقتصادی و احتمال تداوم تنش‌های منطقه‌ای قرار دارد، مناقشه بر سر «مذاکره یا تقابل» بار دیگر به یکی از اصلی‌ترین محورهای اختلاف در عرصه سیاسی کشور تبدیل شده است. در این میان، برخی جریان‌های سیاسی بر اولویت دادن به تقابل با غرب و پرهیز از مذاکره تأکید دارند؛ در مقابل، گروهی دیگر معتقدند دیپلماسی، در کنار قدرت دفاعی، یکی از مهم‌ترین ابزارهای تأمین منافع ملی و کاهش هزینه‌های کشور است.

مذاکره یا تقابل؟؛ چالش راهبردی سیاست خارجی در میانه بحران
۰ دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

غلامرضا ظریفیان، معاون وزیر علوم دولت اصلاحات، با نقد رویکرد مخالفان مذاکره، معتقد است مخالفت با گفت‌وگو، زمانی می‌تواند به‌عنوان یک راهبرد قابل دفاع مطرح شود که برای آن نقشه‌راهی عملی، قابل سنجش و دارای چشم‌انداز مشخص ارائه شود؛ در غیر این صورت، مخالفت با مذاکره بیش از آنکه یک استراتژی ملی باشد، صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی خواهد بود.

دیپلماسی؛ ابزار مدیریت بحران یا نشانه عقب‌نشینی؟

به باور این استاد سابق دانشگاه تهران، کشور همچنان در شرایطی قرار دارد که تهدید نظامی، تحریم‌های اقتصادی و احتمال درگیری دوباره، بخشی از واقعیت‌های محیط امنیتی آن را تشکیل می‌دهد. از این منظر، ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» بیش از هر چیز به فرسایش منابع ملی، کاهش توان اقتصادی و افزایش فشار بر معیشت مردم منجر خواهد شد.

ظریفیان معتقد است در چنین شرایطی، جریان‌هایی که خواهان کنار گذاشتن مسیر مذاکره هستند، باید توضیح دهند که چگونه می‌توان بدون استفاده از این ابزار، تحریم‌ها را کاهش داد، سرمایه‌گذاری را افزایش داد و کشور را از چرخه فرسایشی تنش خارج کرد.

مخالفت با مذاکره؛ راهبرد یا موضع سیاسی؟

یکی از محورهای اصلی این تحلیل، نقد رویکردی است که مذاکره را مترادف «تسلیم» می‌داند. ظریفیان با اشاره به تجربه قدرت‌های بزرگ جهان تأکید می‌کند حتی کشورهایی که در شدیدترین رقابت‌های ژئوپلیتیکی قرار دارند، مسیر گفت‌وگو را به‌طور کامل مسدود نمی‌کنند و هم‌زمان از ابزارهای نظامی و دیپلماتیک بهره می‌گیرند.

از این منظر، مذاکره اگر از موضع قدرت انجام شود، نه نشانه ضعف، بلکه ابزاری برای صیانت از منافع ملی است. در مقابل، تبدیل مذاکره به یک تابوی سیاسی، به معنای کنار گذاشتن یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیاست خارجی خواهد بود.

ضرورت ارائه نقشه‌راه جایگزین

ظریفیان مهم‌ترین پرسش از مخالفان مذاکره را فقدان راهبرد جایگزین می‌داند. به اعتقاد او، صرف رد مذاکره کافی نیست؛ بلکه باید به‌صورت شفاف مشخص شود که کاهش تحریم‌ها، جذب سرمایه، رشد اقتصادی و جلوگیری از جنگ، از چه مسیر دیگری محقق خواهد شد و این راهبرد چه هزینه‌هایی برای کشور و مردم خواهد داشت.

از نگاه وی، هر سیاست جایگزین باید دارای زمان‌بندی مشخص، شاخص‌های قابل ارزیابی و برآورد روشنی از پیامدهای اقتصادی و اجتماعی باشد؛ در غیر این صورت، مخالفت با مذاکره در حد یک موضع سیاسی باقی خواهد ماند.

قدرت دفاعی و دیپلماسی؛ دو ضلع یک راهبرد

بخش دیگری از سخنان معاون وزیر علوم دولت اصلاحات بر رابطه میان قدرت نظامی و دیپلماسی متمرکز است. او معتقد است این دو نه در تقابل، بلکه در تکمیل یکدیگر قرار دارند.

به گفته ظریفیان، کشوری که فاقد توان دفاعی باشد، در مذاکرات نیز از موقعیت مناسبی برخوردار نخواهد بود؛ اما در مقابل، تکیه صرف بر قدرت نظامی و بی‌توجهی به ظرفیت‌های دیپلماتیک نیز می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای کشور ایجاد کند. از این منظر، هنر حکمرانی در ایجاد توازن میان اقتدار دفاعی و دیپلماسی فعال تعریف می‌شود.

انسجام داخلی؛ پیش‌شرط موفقیت در سیاست خارجی

ظریفیان در بخش دیگری از این گفت‌وگو، بر اهمیت انسجام داخلی در شرایط بحران تأکید می‌کند. به اعتقاد او، وجود اختلاف‌نظر در مسائل سیاسی امری طبیعی است، اما ارسال پیام‌های متناقض در حوزه سیاست خارجی می‌تواند قدرت چانه‌زنی کشور را کاهش دهد و طرف مقابل را در ارزیابی اراده واقعی ایران دچار ابهام کند.

وی همچنین هشدار می‌دهد که تخریب یا اهانت به دیدگاه‌های کارشناسی درباره مذاکره و کاهش تنش، می‌تواند به سکوت نخبگان و کاهش مشارکت آنان در تصمیم‌سازی‌های ملی منجر شود؛ مسئله‌ای که در نهایت به زیان منافع کشور خواهد بود.

بازدارندگی فقط نظامی نیست

در ارزیابی مفهوم بازدارندگی نیز ظریفیان نگاه گسترده‌تری ارائه می‌دهد. او معتقد است پیروزی در منازعات صرفاً با میزان درگیری نظامی یا حجم آتش سنجیده نمی‌شود، بلکه حفظ امنیت، جلوگیری از گسترش جنگ، تقویت اقتصاد، افزایش سرمایه اجتماعی و جلوگیری از تحمیل اراده دشمن، مهم‌ترین شاخص‌های موفقیت محسوب می‌شوند.

از همین رو، وی اقتصاد توانمند، اعتماد عمومی، انسجام ملی و دیپلماسی فعال را در کنار توان دفاعی، ارکان اصلی بازدارندگی پایدار می‌داند و تأکید می‌کند کشوری که از نظر اقتصادی و اجتماعی دچار فرسایش شود، حتی با برخورداری از قدرت نظامی بالا نیز بازدارندگی کاملی نخواهد داشت.

تحلیل صفحه سیاست

سخنان غلامرضا ظریفیان را می‌توان دفاع از رویکردی دانست که سیاست خارجی را بر پایه تلفیق قدرت سخت و قدرت نرم تعریف می‌کند. در این چارچوب، مذاکره نه جایگزین توان دفاعی، بلکه مکمل آن است و مخالفت با این ابزار، تنها زمانی می‌تواند به‌عنوان یک راهبرد ملی پذیرفته شود که برای حل مسائل کشور، از تحریم و اقتصاد گرفته تا امنیت و روابط خارجی، برنامه‌ای عملی و قابل ارزیابی ارائه کند.

بر این اساس، وی تأکید دارد که صیانت از منافع ملی، بیش از هر چیز، نیازمند بهره‌گیری همزمان از اقتدار دفاعی، عقلانیت سیاسی، انسجام داخلی و دیپلماسی فعال است؛ مؤلفه‌هایی که در کنار یکدیگر می‌توانند زمینه کاهش تنش و افزایش قدرت چانه‌زنی ایران در عرصه بین‌المللی را فراهم کنند.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر