«غلامرضا ظریفیان» درباره تاکید برخی جریانها به اولویت دادن به جنگ، گفت: واقعیت این است که کشور هنوز در وضعیت عادی قرار ندارد و تهدید نظامی، تحریم، ناامنی و احتمال درگیری مجدد همچنان وجود دارد. در چنین شرایطی، هر جریانی که عملا مسیر دیپلماسی را مسدود کند و صرفا بر تداوم تقابل تاکید داشته باشد، باید توضیح دهد که چگونه میخواهد کشور را از این وضعیت فرسایشی خارج کند. ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» پیش از هر چیز، منابع ملی و زندگی مردم را مستهلک میکند. پیمایشها نشان میدهد اکثریت جامعه ایران خواستار دیپلماسی هستند.
استاد سابق تاریخ دانشگاه تهران در پاسخ به چرایی تمایل برخی جریانها به تداوم تقابل بهجای مذاکره، عنوان کرد: این پرسش را باید از خود آنان پرسید، اما آنچه قابل نقد است، نگاهی است که مذاکره را با تسلیم برابر میداند؛ حال آنکه تقریبا تمام قدرتهای بزرگ جهان، حتی در اوج رقابت و دشمنی، همزمان مسیر مذاکره را نیز باز نگه داشتهاند.
ظریفیان ادامه داد: اگر مذاکره از موضع قدرت باشد، نه نشانه ضعف، ابزار صیانت از منافع ملی است. در واقع، تبدیل کردن مذاکره به «تابو»، کشور را از یکی از حیاتیترین ابزارهای سیاست خارجی محروم میکند.
وی در پاسخ به این پرسش که مخالفان مذاکره چه راه جایگزینی پیشروی کشور قرار میدهند، گفت: این مهمترین پرسش است. اگر مذاکره رد میشود، باید راهکاری عملی، روشن و قابلسنجش ارائه شود؛ راهکاری که مشخص کند تحریمها چگونه کاهش مییابد، سرمایهگذاری و رشد اقتصادی از چه مسیری محقق میشود و خطر جنگ چگونه کاهش پیدا میکند. همچنین باید افق زمانی اجرای این راهبرد و هزینههای آن برای مردم بهطور شفاف بیان شود.
معاون وزیر علوم دولت اصلاحات بیان کرد: نقد اصلی این است که مخالفت با مذاکره، بدون ارائه نقشهراهی جایگزین، بیش از آنکه ارائه یک راهبرد ملی باشد، صرفا نفی یکی از ابزارهای مهم سیاست خارجی است.
هنر حکمرانی در بهرهگیری همزمان از قدرت دفاعی و ظرفیتهای دیپلماتیک است
ظریفیان در پاسخ به این پرسش که آیا مذاکره و جنگ با یکدیگر در تضادند، اظهار کرد: اتفاقا این دو، مکمل یکدیگرند. کشوری که فاقد قدرت دفاعی باشد، مذاکره موفقی نخواهد داشت؛ اما کشوری هم که تنها بر قدرت نظامی تکیه کند و دیپلماسی را نادیده بگیرد، هزینههای سنگینی متحمل خواهد شد. در واقع، هنر حکمرانی در بهرهگیری همزمان از قدرت دفاعی و ظرفیتهای دیپلماتیک است، نه حذف یکی به نفع دیگری.
وی گفت: در شرایط بحرانی، کشور بیش از هر زمان دیگری به اجماع نخبگان نیاز است. اگر به هر فردی که از مذاکره، عقلانیت یا کاهش تنش سخن میگوید، اهانت شود طبیعی است که بسیاری از متخصصان و دلسوزان ترجیح میدهند سکوت کنند که این به زیان منافع ملی خواهد بود.
اختلافنظر داخلی نباید به کاهش انسجام ملی برابر تهدیدهای خارجی بینجامد
ظریفیان در پاسخ به این پرسش که آیا ایجاد دوگانگی و ارسال پیامهای متناقض در میانه بحران با منافع ملی سازگار است، گفت: در هر کشوری، اختلافنظر طبیعی است؛ اما در بحرانهای امنیتی، ارسال پیامهای متناقض به خارج میتواند قدرت چانهزنی کشور را کاهش دهد.
وی ادامه داد: اگر مسئولان دیپلماسی یک مسیر را دنبال کنند و همزمان گروههایی در داخل آن را تضعیف کنند، این پرسش پیش میآید که طرف مقابل کدام پیام را باید مبنای تصمیم خود قرار دهد؟ اختلافنظر داخلی نباید به کاهش انسجام ملی در برابر تهدیدهای خارجی بینجامد.
معاون وزیر علوم دولت اصلاحات در پاسخ به این پرسش که در مواجهه با دشمن آمریکایی و صهیونیستی، چه تعریفی باید از پیروزی و بازدارندگی داشته باشیم، گفت: پیروزی صرفا به معنای شلیک بیشتر یا ادامه درگیری نیست؛ بلکه زمانی معنا پیدا میکند که امنیت کشور حفظ شود، جنگ گسترش نیابد، اقتصاد بتواند نفس بکشد، سرمایه اجتماعی تقویت شود و دشمن نتواند اراده خود را بر کشور تحمیل کند.
ظریفیان عنوان کرد: اقتصاد قدرتمند، انسجام ملی، اعتماد عمومی و دیپلماسی فعال نیز بخشهای مهمی است که میتواند بازدارندگی به وجود آورد. اگر کشوری از نظر اقتصادی و اجتماعی فرسوده شود، حتی با برخورداری از توان نظامی بالا نیز بازدارندگی آن کامل نخواهد بود.
با نفی ابزار مذاکره نمیتوان سیاست خارجی موفقی داشت
وی افزود: در مجموع، مهمترین نقد وارد بر جریانهای مخالف مذاکره این است که نمیتوان تنها با نفی این ابزار، سیاست خارجی موفقی داشت. هر جریان سیاسی که با مذاکره مخالفت میکند، باید راهبرد جایگزین، هزینههای مترتب بر آن، زمانبندی تحقق اهداف و پیامدهایش بر معیشت مردم را بهصراحت تبیین کند.
استاد سابق تاریخ دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: در غیر این صورت، مخالفت با مذاکره بیش از آنکه یک راهبرد کلان باشد، صرفا یک موضعگیری سیاسی است؛ حال آنکه صیانت از منافع ملی، نیازمند تلفیق هوشمندانه قدرت، عقلانیت و دیپلماسی است.