اظهارات نخستوزیر رژیم صهیونیستی درباره نقش برخی افراد در داخل ایران در دور شدن از «تفاهم»، صرفاً یک موضعگیری سیاسی تلقی نمیشود، بلکه بخشی از یک سناریوی گستردهتر برای تغییر فضای داخلی و اثرگذاری بر محاسبات راهبردی جمهوری اسلامی ایران ارزیابی شده است.
اظهارات نتانیاهو؛ آغاز یک جنگ روایی؟
نخستین محور این تحلیل به سخنان اخیر بنیامین نتانیاهو اختصاص دارد؛ اظهاراتی که در آن ادعا شد هر زمان ایران به تفاهم نزدیک میشود، برخی افراد در داخل کشور مانع تحقق آن میشوند.
این ادعا تلاشی برای تغییر روایت از مسئولیت شکست توافقهاست؛ به این معنا که به جای تمرکز بر عملکرد آمریکا و رژیم صهیونیستی در قبال توافقهای گذشته، افکار عمومی به سمت مقصر دانستن عوامل داخلی هدایت شود.
در این چارچوب، هدف اصلی چنین فضاسازیهایی، انتقال این پیام به جامعه عنوان شده که مانع اصلی توافق، اختلافات داخلی است، نه رفتار طرفهای خارجی.
دوگانه «جنگ یا صلح»؛ رقابت بر سر شکلدهی به افکار عمومی
دومین محور این تحلیل، به شکلگیری دوگانهای با عنوان «جنگ یا صلح» میپردازد.
بر اساس این دیدگاه، برخی جریانهای سیاسی و رسانهای تلاش میکنند مقاومت را معادل جنگطلبی و مذاکره را مترادف صلح معرفی کنند؛ در حالی که نویسنده معتقد است این تقسیمبندی، تصویری سادهشده از یک مسئله پیچیده امنیتی و سیاسی است.
در این روایت، ادعا میشود هدف از چنین دوقطبیهایی، افزایش شکافهای اجتماعی و سیاسی و ایجاد زمینه برای تشدید اختلافات داخلی است؛ اختلافاتی که میتواند در نهایت بر انسجام ملی و توان تصمیمگیری کشور تأثیر بگذارد.
نبرد بر سر آمار؛ آیا جنگ شناختی وارد مرحله جدیدی شده است؟
شاید مهمترین بخش این تحلیل، تمرکز بر آن چیزی باشد که از آن با عنوان «جریان آمارسازی» یاد شده است.
در این بخش ادعا میشود برخی گزارشها و تحلیلهای ارائهشده به تصمیمگیران کشور، تصویری متفاوت از واقعیت افکار عمومی ارائه میکنند و این گزاره را القا میکنند که جامعه ایران از ادامه تنشها خسته شده و پذیرش هرگونه توافق را ترجیح میدهد.
اگر چنین گزارشهایی مبتنی بر دادههای دقیق و معتبر نباشند، میتوانند در فرآیند تصمیمسازی اثرگذار باشند و محاسبات مسئولان را تحت تأثیر قرار دهند.
البته این ادعاها در متن یادشده بدون ارائه مستندات مستقل مطرح شده و نیازمند بررسی و راستیآزمایی بر اساس دادههای معتبر و قابل اتکا است.
جنگ شناختی؛ مفهومی که به ادبیات امنیت ملی وارد شده است
صرفنظر از درستی یا نادرستی ادعاهای مطرحشده، موضوع «جنگ شناختی» طی سالهای اخیر به یکی از مفاهیم مهم در ادبیات امنیتی بسیاری از کشورها تبدیل شده است.
در این نوع رقابت، هدف صرفاً تغییر موازنه نظامی نیست، بلکه تلاش میشود از طریق رسانه، روایتسازی، فضای مجازی، نظرسنجیها و عملیات روانی، بر برداشت افکار عمومی و حتی فرآیند تصمیمگیری سیاستگذاران اثر گذاشته شود.
به همین دلیل، بسیاری از دولتها در کنار تقویت توان دفاعی، بر ارتقای سواد رسانهای، شفافیت اطلاعات و استفاده از دادههای قابل راستیآزمایی در فرآیندهای تصمیمسازی نیز تأکید دارند.
تجربه توافقهای گذشته؛ چرا بیاعتمادی همچنان پابرجاست؟
یکی دیگر از محورهای این تحلیل، اشاره به تجربه توافقهای پیشین و بیاعتمادی نسبت به پایبندی طرفهای غربی به تعهداتشان است.
در این چارچوب استدلال میشود که سابقه خروج آمریکا از توافقها و اختلافنظرهای موجود درباره اجرای تعهدات، باعث شده بخش قابل توجهی از فضای سیاسی ایران نسبت به هرگونه توافق جدید با دیده تردید بنگرد.
این موضوع همچنان یکی از مهمترین محورهای بحث در فضای سیاست خارجی ایران به شمار میرود و در کنار ملاحظات امنیتی و اقتصادی، بر ارزیابی تصمیمگیران اثرگذار است.
تحلیل صفحه سیاست
تحولات اخیر نشان میدهد رقابت میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی تنها به عرصههای دیپلماتیک و نظامی محدود نیست و بخش مهمی از این تقابل در حوزه روایتسازی، افکار عمومی و جنگ شناختی دنبال میشود.
در چنین فضایی، ادعاهایی مانند وجود «پروژه سهضلعی» یا «جریان آمارسازی» بازتابدهنده نگرانی از تأثیرگذاری عملیات روانی بر فضای داخلی کشور است؛ هرچند ارزیابی صحت این ادعاها نیازمند بررسی مستندات، دادههای معتبر و تحلیلهای مستقل است.
آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، اتکای تصمیمگیریهای کلان به اطلاعات دقیق، قابل راستیآزمایی و تحلیلهای کارشناسی است. در شرایطی که رقابت روایتها به یکی از ابزارهای اصلی سیاست بینالملل تبدیل شده، تقویت شفافیت، افزایش اعتماد عمومی و بهرهگیری از دادههای معتبر میتواند نقش مهمی در کاهش اثرگذاری عملیات روانی و ارتقای کیفیت تصمیمسازی در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی ایفا کند.