صفحه سیاست گزارش می دهد؛

افکار عمومی آمریکا علیه جنگ؛ شکاف میان کاخ سفید و جامعه در پرونده ایران

در شرایطی که دولت دونالد ترامپ همچنان بر گزینه‌های فشار و تقابل علیه ایران تأکید دارد، داده‌های نظرسنجی‌های جدید نشان می‌دهد جامعه آمریکا تمایل چندانی به ورود به یک جنگ تازه ندارد. بر اساس نتایج یک نظرسنجی، تنها یک‌سوم آمریکایی‌ها از اقدام نظامی علیه ایران حمایت می‌کنند و اکثریت مردم آمریکا مخالف آغاز جنگی جدید در خاورمیانه هستند؛ روندی که می‌تواند محدودیت‌های سیاسی داخلی کاخ سفید برای ادامه سیاست‌های تقابلی را افزایش دهد.

افکار عمومی آمریکا علیه جنگ؛ شکاف میان کاخ سفید و جامعه در پرونده ایران
۰ دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

نتایج نظرسنجی‌های اخیر در آمریکا نشان می‌دهد حمایت عمومی از جنگ علیه ایران به پایین‌ترین سطح خود از زمان آغاز این پرونده رسیده است. بر اساس نظرسنجی رویترز/ایپسوس، تنها ۳۳ درصد از آمریکایی‌ها از جنگ علیه ایران حمایت می‌کنند؛ به این معنا که از هر سه شهروند آمریکایی، تنها یک نفر موافق ورود واشنگتن به یک درگیری نظامی مستقیم است.

در مقابل، بخش قابل توجهی از جامعه آمریکا با سیاست‌های نظامی‌گرایانه مخالف است و ترجیح می‌دهد دولت این کشور مسیرهای دیپلماتیک و غیرنظامی را دنبال کند. این تغییر نگاه عمومی، یادآور تجربه‌های پرهزینه آمریکا در جنگ‌های عراق و افغانستان است؛ جنگ‌هایی که هزینه‌های انسانی و مالی سنگینی برای واشنگتن به همراه داشت.

ابهام در اهداف؛ پاشنه آشیل سیاست ترامپ

یکی از نکات مهم در نتایج این نظرسنجی، نگرانی مردم آمریکا درباره نبود تصویر روشن از اهداف دولت ترامپ در قبال ایران است. حدود ۶۹ درصد از شرکت‌کنندگان اعلام کرده‌اند که رئیس‌جمهور آمریکا اهداف ایالات متحده در قبال ایران را به اندازه کافی شفاف نکرده است.

این مسئله نشان می‌دهد حتی بخشی از جریان‌های نزدیک به حزب جمهوری‌خواه نیز نسبت به مسیر سیاست خارجی دولت تردید دارند. بر اساس داده‌های منتشرشده، چهار نفر از هر ۱۰ جمهوری‌خواه نیز معتقدند اهداف واشنگتن در قبال ایران به‌روشنی بیان نشده است.

برای دولت ترامپ که همواره تلاش کرده سیاست خارجی خود را بر نمایش قدرت و بازدارندگی استوار کند، کاهش اعتماد عمومی می‌تواند به یک چالش سیاسی جدی تبدیل شود.

محبوبیت پایین ترامپ و هزینه سیاسی یک جنگ جدید

در کنار کاهش حمایت از جنگ، میزان رضایت عمومی از عملکرد ترامپ نیز همچنان در سطح پایینی قرار دارد و میزان تأیید عملکرد او زیر ۴۰ درصد باقی مانده است.

در چنین شرایطی، ورود آمریکا به یک درگیری نظامی جدید می‌تواند هزینه‌های سیاسی قابل توجهی برای کاخ سفید داشته باشد؛ به‌ویژه اگر جنگ طولانی شود یا پیامدهای اقتصادی آن مانند افزایش قیمت انرژی، فشار بر بازارها و افزایش هزینه‌های نظامی داخلی خود را نشان دهد.

تجربه تاریخی آمریکا نشان داده است که حمایت افکار عمومی از عملیات نظامی معمولاً در مراحل اولیه ممکن است افزایش یابد، اما در صورت طولانی شدن درگیری و افزایش هزینه‌ها، به سرعت کاهش پیدا می‌کند.

شکاف میان محاسبات واشنگتن و واقعیت جامعه آمریکا

کاهش حمایت عمومی از جنگ علیه ایران نشان می‌دهد میان محاسبات سیاستمداران در واشنگتن و نگاه بخش بزرگی از جامعه آمریکا فاصله ایجاد شده است. در حالی که برخی جریان‌های سیاسی تلاش می‌کنند تقابل با ایران را به عنوان ابزار افزایش قدرت آمریکا معرفی کنند، بخش زیادی از مردم این کشور نگران پیامدهای ورود به یک جنگ تازه هستند.

این وضعیت می‌تواند بر تصمیم‌گیری‌های آینده دولت ترامپ اثرگذار باشد؛ چرا که هرگونه اقدام نظامی گسترده، علاوه بر پیامدهای منطقه‌ای، نیازمند همراهی نسبی افکار عمومی داخلی است.

پیام نظرسنجی‌ها برای کاخ سفید

نتایج این نظرسنجی‌ها یک پیام روشن برای دولت آمریکا دارد: جامعه آمریکا آمادگی محدودی برای پرداخت هزینه‌های یک جنگ جدید دارد. کاهش حمایت از جنگ علیه ایران، در کنار نگرانی درباره اهداف نامشخص و کاهش محبوبیت رئیس‌جمهور، می‌تواند قدرت مانور کاخ سفید را در استفاده از گزینه نظامی محدود کند.

به نظر می‌رسد در معادله ایران و آمریکا، علاوه بر تحولات میدانی و دیپلماتیک، عامل مهم دیگری نیز وارد بازی شده است؛ فشار افکار عمومی داخل آمریکا که می‌تواند به یکی از موانع اصلی تصمیمات ماجراجویانه واشنگتن تبدیل شود.

 

اخبار مرتبط
  • اظهارات تازه دونالد ترامپ درباره گفت‌وگوهایش با رؤسای جمهور چین و روسیه، اگرچه در ظاهر تلاشی برای نمایش موفقیت دیپلماسی آمریکا و القای انزوای جمهوری اسلامی ایران است، اما در لایه‌های عمیق‌تر، حامل پیامی متفاوت است؛ پیامی که بیش از هر چیز بر ناکامی راهبرد مهار ایران و اتکای فزاینده تهران به ظرفیت‌های بومی دفاعی دلالت دارد.

  • توقف درگیری‌های اخیر میان ایران و آمریکا، بیش از آنکه نشانه بازگشت به توافقی پایدار باشد، از ورود پرونده تقابل دو کشور به مرحله‌ای پیچیده‌تر حکایت دارد؛ مرحله‌ای که در آن، علاوه بر میدان نبرد، دیپلماسی منطقه‌ای، مسیرهای راهبردی انرژی و نقش قدرت‌های فرامنطقه‌ای نیز به تعیین‌کننده‌ترین عوامل تبدیل شده‌اند. در چنین فضایی، آتش‌بس نه پایان بحران، بلکه فرصتی برای بازتعریف موازنه قدرت و آزمون ابتکارهای جدید دیپلماتیک است.

  • اظهارات یکی از دیپلمات‌های باسابقه آمریکایی درباره جنگ با ایران، فراتر از یک نقد سیاسی، بازتاب‌دهنده شکاف عمیقی است که میان روایت رسمی کاخ سفید و واقعیت‌های میدانی شکل گرفته است. اعتراف به ناتوانی دولت آمریکا در دستیابی به دستاوردی قابل دفاع، در کنار هشدار درباره پیامدهای انتخاباتی این جنگ، نشان می‌دهد که پرونده ایران می‌تواند به یکی از مهم‌ترین چالش‌های داخلی دولت دونالد ترامپ و حزب جمهوری‌خواه تبدیل شود.

ارسال نظر