امارات طی سالهای گذشته، همزمان با گسترش روابط اقتصادی با ایران، روابط امنیتی و سیاسی خودش با آمریکا و رژیم صهیونیستی رو هم توسعه داده. بعد از توافق ابراهیم هم همکاریهای ابوظبی و تلآویو وارد مرحله تازهای شد.
در جریان تنشهای اخیر هم، نقش امارات یکی از موضوعات بحثبرانگیز بود؛ کشوری که از یک طرف خودش رو شریک اقتصادی ایران معرفی میکنه و از طرف دیگه، در ائتلافهای امنیتی منطقهای نزدیک به آمریکا و اسرائیل قرار داره.
اما شاید مهمتر از همه، وابستگی اقتصادی ایرانه.
وقتی بخش قابل توجهی از تجارت، انتقال پول و واردات کالاهای اساسی از یک مسیر محدود انجام بشه، طبیعتاً همون مسیر میتونه به نقطه فشار تبدیل بشه.
اینجاست که بحث «تراستیها» و شبکههای واسطه مالی مطرح میشه؛ شبکههایی که اگر نظارت کافی روی اونها وجود نداشته باشه، میتونن منافع اقتصادی کشور رو تحت تأثیر قرار بدن.
از طرف دیگه، اختلاف بر سر جزایر سهگانه ایرانی و مواضع سیاسی ابوظبی، نشون میده که اختلاف تهران و ابوظبی فقط اقتصادی نیست.
اما سؤال اصلی اینه: ایران باید چه کار کنه؟
راهکار، الزاماً قطع رابطه با امارات نیست؛ بلکه کاهش وابستگیه.
یعنی تنوع دادن به مسیرهای واردات، توسعه تجارت با کشورهای مختلف، ایجاد کانالهای مالی مطمئنتر و شفافتر و مهمتر از همه، جلوگیری از شکلگیری هرگونه شبکه نفوذ خارجی.
در سیاست خارجی، همسایه خوب یعنی همسایهای که منافع مشترک ایجاد میکنه؛ اما این به معنی نادیده گرفتن اختلافات و تهدیدهای احتمالی نیست.
ایران باید با امارات حسابشده، هوشمندانه و از موضع قدرت برخورد کنه؛ نه با وابستگی اقتصادی و نه با تصمیمهای هیجانی.
چون یک اصل واضحه:
تجارت میتونه پل باشه؛ اما اگر وابستگی ایجاد کنه، میتونه تبدیل به اهرم فشار هم بشه.