صفحه سیاست گزارش می دهد؛

اشراف همه‌جانبه بر تنگه هرمز و دیپلماسی از موضع اقتدار؛ چرا واشنگتن مجبور به مانور توافق شده است؟

گزارش‌های اخیر رسانه‌های بین‌المللی از جمله «نیویورک تایمز» درباره تثبیت تسلط نظامی بر شریان‌های حیاتی انتقال انرژی در تنگه هرمز و هم‌زمان اظهارات سیگنال‌گونه دونالد ترامپ مبنی بر احتمال دست‌یابی به توافق، ابعاد تازه‌ای از ناکامی راهبردی آمریکا در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران را بر ملا می‌سازد.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
اشراف همه‌جانبه بر تنگه هرمز و دیپلماسی از موضع اقتدار؛ چرا واشنگتن مجبور به مانور توافق شده است؟
صفحه سیاست-

افزایش تدابیر حفاظتی آمریکا و تقاضای مداوم کشورهای منطقه برای تقویت سامانه‌های پدافندی، بیش از آنکه نشان‌دهنده «قدرت‌نمایی» واشنگتن باشد، گواهی روشن بر شکست چتر امنیتی ادعایی غرب در حفظ امنیت انرژی و خطوط کشتیرانی است.

۱. تنگه هرمز؛ اهرم بومی موازنه و اشراف راهبردی

گزارش‌های رسانه‌های غربی درباره تحرکات و توانمندی‌های دریایی در تنگه هرمز، اعترافی ناخواسته به یک حقیقت گریزناپذیر است: «امنیت آبراه‌های حیاتی خاورمیانه بدون اراده و رضایت جمهوری اسلامی ایران غیرممکن است.»

تلاش آمریکا برای گسیل سامانه‌های دفاعی جدید به عربستان و قطر یا تقویت گشت‌های دریایی، نتوانسته ریسک‌های ناشی از تنش‌آفرینی را در بازار جهانی انرژی کاهش دهد. واشنگتن درک کرده است که هرگونه اختلال در شاهراه انرژی جهان، بیش از آنکه بر ایران فشار وارد کند، شریان‌های اقتصادی غرب و متحدانش را فلج خواهد کرد. این تسلط و اشراف هوشمندانه، بازدارندگی واقعی را در برابر زیاده‌خواهی‌های آمریکا به تثبیت رسانده است.

۲. سیگنال‌های توافق؛ عقب‌نشینی گام‌به‌گام کاخ سفید از موضع قدرت‌نمایی

حرف زدن دونالد ترامپ از «احتمال توافق» - آن هم در شرایطی که پیش‌تر از خط‌ونشان‌های تند سخن می‌گفت - عقب‌نشینی آشکار از سیاست‌های افراطی و انفعال در برابر پایداری ملّی ایران است. واشنگتن که تصور می‌کرد با فشار نظامی و اقتصادی می‌تواند زیاده‌خواهی‌های خود را تحمیل کند، اکنون در برابر صلبیت میدان و ایستادگی جمهوری اسلامی، ناچار شده است مسیر «دیپلماتیک» را به‌عنوان تنها راه خروج از بحران‌های خودساخته جستجو کند.

اختلافات موجود در شروط توافق نیز نشان می‌دهد که تهران حاضر نیست تحت فشار روان‌‌شناختی یا تهدیدات پوشالی، از اصول راهبردی و منافع ملّی خود عقب بنشیند. ایران دیپلماسی را صرفاً از «موضع اقتدار و نفی تحمیل» پیگیری می‌کند.

۳. بی‌اثری چتر حمایتی آمریکا و انفعال متحدان منطقه‌ای

تقویت سامانه‌های پدافندی در پایتخت‌های خلیج فارس، بیش از آنکه برای مقابله با ایران باشد، نوعی «مسکن روان‌شناختی» برای متحدان منطقه‌ای آمریکا است که اعتماد خود را به تعهدات امنیتی واشنگتن به کلی از دست داده‌اند. ورود یا اعلام آمادگی بازیگرانی چون روسیه برای نقش‌آفرینی در پرونده هسته‌ای و معادلات منطقه‌ای نیز نشان‌دهنده شکست یک‌جانبه‌گرایی آمریکا در انزوای ایران است.

اقتدار میدانی، ضامن دیپلماسی عزت‌مندانه

تحولات اخیر ثابت کرد که تسلط بر تنگه هرمز و حفظ توان پاسخی کوبنده، همان معادله متوازنی است که طرف غربی را ناچار به تجدیدنظر در محاسباتش کرده است. ادعاهای ترامپ درباره توافق، ثمره مستقیم «اقتدار بومی» و «ایستادگی جبهه مقاومت» است؛ اقتداری که ثابت کرد هیچ معادله‌ای در منطقه بدون در نظر گرفتن حقوق و اقتدار جمهوری اسلامی ایران به سرانجام نخواهد رسید.

 

اخبار مرتبط
  • یک تحلیل منتشرشده در روزنامه آمریکایی «نیویورک‌تایمز» با اذعان به محدودیت توان آمریکا برای بازگشایی کامل تنگه هرمز، پیشنهاد کرده است واشنگتن در صورت لزوم حتی با دریافت عوارض عبور توسط ایران کنار بیاید؛ پیشنهادی که نشان می‌دهد معادله تنگه هرمز برای آمریکا پیچیده‌تر از آن چیزی است که در مواضع سیاسی کاخ سفید مطرح می‌شود.

  • همزمان با انتشار اخبار گفت‌وگوهای ایران و عمان درباره مدیریت تردد در تنگه هرمز، برخی مسئولین کاخ سفید و رسانه‌های غربی با فضا سازی گسترده از «بازگشایی قریب‌الوقوع» این آبراه سخن می‌گویند. اما این روایت، تفاوت میان مذاکرات فنی و حل‌وفصل پرونده‌های سیاسی و امنیتی را نادیده می‌گیرد؛ تفاوتی که می‌تواند مسیر تحولات هرمز را تعیین کند.

  • مسعود پزشکیان با اشاره به جایگاه راهبردی تنگه هرمز در امنیت و اقتصاد منطقه و جهان، بر رویکرد مسئولانه ایران و ضرورت همکاری کشورهای منطقه برای حفظ امنیت پایدار خلیج فارس تأکید کرد.

ارسال نظر