صفحه سیاست گزارش می دهد؛

آمریکا در برابر واقعیت تنگه هرمز؛ آیا واشنگتن ناچار به پذیرش کنترل ایران می‌شود؟

یک تحلیل منتشرشده در روزنامه آمریکایی «نیویورک‌تایمز» با اذعان به محدودیت توان آمریکا برای بازگشایی کامل تنگه هرمز، پیشنهاد کرده است واشنگتن در صورت لزوم حتی با دریافت عوارض عبور توسط ایران کنار بیاید؛ پیشنهادی که نشان می‌دهد معادله تنگه هرمز برای آمریکا پیچیده‌تر از آن چیزی است که در مواضع سیاسی کاخ سفید مطرح می‌شود.

آمریکا در برابر واقعیت تنگه هرمز؛ آیا واشنگتن ناچار به پذیرش کنترل ایران می‌شود؟
۰ دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

روزنامه نیویورک‌تایمز در یادداشتی به قلم «رزماری کلانیک»، مدیر برنامه خاورمیانه در اندیشکده آمریکایی «اولویت‌های دفاعی»، به بررسی آینده تنگه هرمز و گزینه‌های پیش روی آمریکا پرداخته است.

نویسنده این یادداشت معتقد است بسیاری از خواسته‌های مطرح‌شده از سوی دونالد ترامپ درباره تنگه هرمز، از جمله تبدیل این آبراه به قلمرو آمریکا یا تأکید بر کنترل بین‌المللی آن، در عمل قابل تحقق نیست.

کلانیک در همین چارچوب نوشته است که ترامپ باید با واقعیت موجود روبه‌رو شود؛ واقعیتی که بر اساس آن، بازگشایی تنگه هرمز بدون در نظر گرفتن نقش و قدرت ایران بسیار دشوار خواهد بود.

ایران می‌تواند تنگه را مختل کند؛ آمریکا هم نمی‌تواند آن را به‌طور کامل باز کند

یکی از مهم‌ترین بخش‌های این تحلیل، اذعان به یک واقعیت نظامی و ژئوپلیتیکی است: ایران نمی‌تواند تنگه هرمز را برای همیشه و به‌طور کامل ببندد، اما آمریکا نیز نمی‌تواند با استفاده از قدرت نظامی خود آن را به‌طور کامل و بدون ریسک باز کند.

این تحلیلگر آمریکایی با اشاره به شرایط جغرافیایی تنگه هرمز می‌نویسد که موقعیت خاص این آبراه، سواحل ناهموار و نزدیکی آن به ایران، امکان استفاده از موشک‌های نقطه‌زن، پهپادها و شناورهای تهاجمی را برای تهران فراهم می‌کند.

از نگاه نویسنده، همین ویژگی باعث می‌شود حتی اگر آمریکا بتواند بخشی از ظرفیت‌های نظامی ایران را هدف قرار دهد، تضمینی برای از بین رفتن کامل تهدید علیه کشتی‌های تجاری وجود نداشته باشد.

چرا آمریکا نمی‌تواند امنیت کشتیرانی در هرمز را تضمین کند؟

تنگه هرمز

نکته مهم در این تحلیل آن است که ایران برای ایجاد اختلال در تردد کشتی‌ها الزاماً نیازی به حمله مستقیم به همه نفتکش‌ها ندارد.

بر اساس این یادداشت، کافی است سطح ریسک عبور از تنگه هرمز به اندازه‌ای افزایش پیدا کند که شرکت‌های کشتیرانی، بیمه‌گران و صاحبان محموله‌ها حاضر به پذیرش خطر نباشند.

در چنین شرایطی، حتی بدون حمله گسترده به کشتی‌ها، تهدید امنیتی می‌تواند به کاهش شدید تردد دریایی و صادرات نفت از مسیر هرمز منجر شود.

کلانیک همچنین معتقد است توان ایران برای تولید و استفاده از موشک‌ها و پهپادهای نسبتاً کم‌هزینه، باعث می‌شود آمریکا با یک تهدید فرسایشی مواجه باشد؛ تهدیدی که مقابله کامل با آن هزینه نظامی و مالی بسیار بالایی خواهد داشت.

کاهش عبور نفت؛ فشار مستقیم بر بازار جهانی انرژی

در این تحلیل ادعا شده است که پیش از جنگ، حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز از تنگه هرمز عبور می‌کرد، اما در شرایط فعلی این میزان به حدود ۵ میلیون بشکه کاهش یافته است.

نویسنده همچنین به کاهش عرضه نفت در بازار جهانی اشاره کرده و هشدار داده است که ادامه اختلال در تردد نفتکش‌ها می‌تواند فشار قابل‌توجهی بر ذخایر نفت خام و فرآورده‌های نفتی وارد کند.

این بخش از گزارش اهمیت اقتصادی تنگه هرمز را نشان می‌دهد؛ چرا که این آبراه فقط یک مسیر دریایی نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان محسوب می‌شود و هرگونه اختلال طولانی‌مدت در آن می‌تواند بازار نفت، هزینه حمل‌ونقل و در نهایت اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.

پیشنهاد جنجالی: پرداخت عوارض به ایران بهتر از ادامه بحران است؟

بازدارندگی یا تله ژئوپلیتیکی؟ چرا تنگه هرمز و باب‌المندب به مهم‌ترین اهرم سیاست خارجی ایران تبدیل شده‌اند

اما شاید جنجالی‌ترین بخش یادداشت نیویورک‌تایمز، پیشنهادی باشد که برای خروج از بن‌بست مطرح شده است.

کلانیک معتقد است تنگه هرمز باید بازگشایی شود، حتی اگر این مسئله به معنای پرداخت عوارض عبور به ایران باشد.

از نگاه او، چنین توافقی برای آمریکا یک شکست سیاسی محسوب می‌شود، اما در شرایط فعلی می‌تواند کم‌خطرترین گزینه باشد؛ زیرا ادامه وضعیت نیمه‌بسته تنگه، علاوه بر افزایش قیمت انرژی، هزینه‌های نظامی و اقتصادی بیشتری به آمریکا و سایر کشورها تحمیل خواهد کرد.

این پیشنهاد در واقع نشان می‌دهد بحث تنگه هرمز از یک موضوع صرفاً نظامی فراتر رفته و به یک مسئله اقتصادی و سیاسی برای واشنگتن تبدیل شده است.

معادله هرمز؛ جنگی که برنده مطلق ندارد

تحلیل نیویورک‌تایمز را می‌توان نوعی اعتراف به دشواری معادله تنگه هرمز برای هر دو طرف دانست.

ایران در صورت تشدید بحران، با محدودیت‌هایی برای بستن کامل و دائمی تنگه مواجه است؛ اما در مقابل، آمریکا نیز برای تضمین باز بودن کامل این مسیر با چالش‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی جدی روبه‌رو خواهد بود.

به همین دلیل، راه‌حل احتمالی ممکن است نه در «کنترل کامل» تنگه توسط یک طرف، بلکه در رسیدن به نوعی توافق برای مدیریت تردد و کاهش ریسک کشتیرانی جست‌وجو شود.

تنگه هرمز؛ اهرم ژئوپلیتیکی ایران

اهمیت این تحلیل زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان است. هر کشوری که بتواند بر امنیت و هزینه عبور از این مسیر تأثیر بگذارد، عملاً یک اهرم مهم در معادلات انرژی و اقتصاد جهانی در اختیار دارد.

از همین منظر، پیشنهاد پرداخت عوارض به ایران را می‌توان بیش از آنکه صرفاً یک پیشنهاد اقتصادی دانست، نشانه‌ای از پذیرش نقش تعیین‌کننده تهران در معادله امنیتی تنگه هرمز تلقی کرد.

در نهایت، پیام اصلی این تحلیل روشن است: واشنگتن ممکن است بتواند برتری نظامی خود را در منطقه حفظ کند، اما تبدیل این برتری نظامی به کنترل کامل تنگه هرمز، مسئله‌ای بسیار دشوارتر است. به همین دلیل، حتی گزینه‌ای که در نگاه نخست برای آمریکا یک عقب‌نشینی سیاسی محسوب می‌شود، ممکن است در محاسبات اقتصادی و امنیتی به گزینه‌ای کم‌هزینه‌تر تبدیل شود.

 

اخبار مرتبط
  • همزمان با انتشار اخبار گفت‌وگوهای ایران و عمان درباره مدیریت تردد در تنگه هرمز، برخی مسئولین کاخ سفید و رسانه‌های غربی با فضا سازی گسترده از «بازگشایی قریب‌الوقوع» این آبراه سخن می‌گویند. اما این روایت، تفاوت میان مذاکرات فنی و حل‌وفصل پرونده‌های سیاسی و امنیتی را نادیده می‌گیرد؛ تفاوتی که می‌تواند مسیر تحولات هرمز را تعیین کند.

  • ادعای عبور حدود ۴۰ نفتکش و انتقال نزدیک به ۱۶ میلیون بشکه نفت از مسیر جنوبی تنگه هرمز، بار دیگر بحث درباره وضعیت واقعی این آبراه راهبردی را داغ کرده است. در حالی که باراک راوید، خبرنگار آکسیوس، به نقل از مقام‌های آمریکایی از عبور گسترده نفتکش‌ها خبر داده، داده‌های ردیابی کشتی‌ها در روزهای اخیر از تردد بسیار محدود در هرمز حکایت دارند؛ اختلافی که یک سؤال اساسی را پیش می‌کشد: تنگه هرمز واقعاً باز است یا فقط بخشی از آن قابل عبور است؟

  • تردد کشتی‌ها به مقصد و از مبدأ خلیج فارس در مقایسه با دوره پیش از درگیری‌های منطقه‌ای ۴ درصد کاهش یافته است؛ افتی که از تشدید چالش‌های امنیتی و لجستیکی در مسیرهای حیاتی تجارت جهانی حکایت دارد.

ارسال نظر