روزنامه «العربی الجدید» در گزارشی به قلم جورجو کافیهرو نوشته که جنگ اخیر واشنگتن و تلآویو علیه ایران، محاسبات امنیتی پایتختهای عربی رو تغییر داده.
ایران از همون روزهای نخست حملات، به پایگاهها و تأسیسات نظامی طرف مقابل در منطقه پاسخ داد؛ اتفاقی که برای کشورهای عربی یک پیام روشن داشت:
در صورت گسترش جنگ، پایگاههای آمریکایی و منافع کشورهای میزبان هم میتونن در معرض پیامدهای مستقیم قرار بگیرن.
حالا بعضی پایتختهای عربی دارن به این نتیجه میرسن که ایران یک همسایه موقت نیست؛ یک واقعیت دائمی جغرافیاییه.
امیر قطر از ایجاد یک «سامانه امنیت دستهجمعی منطقهای» صحبت کرده و تأکید داشته که بحران خلیج فارس باید از مسیر دیپلماسی حل بشه.
در امارات هم انور قرقاش از ضرورت گفتوگوی مستقیم با تهران و شکلگیری یک «ذهنیت تازه» درباره ایران گفته.
اما این فقط بحث دیپلماسی نیست.
کشورهای عربی همزمان دارن به سمت تنوعبخشی به شرکای نظامی و امنیتی حرکت میکنن؛ از چین و فرانسه گرفته تا روسیه، ترکیه و پاکستان و البته توسعه صنایع دفاعی داخلی.
چرا؟
چون یک واقعیت دیگه هم خودش رو نشون داده:
امنیت یک کشور نمیتونه کاملاً به تصمیمهای کاخ سفید وابسته باشه.
و اینجا میرسیم به مهمترین نقطه ماجرا؛ تنگه هرمز.
کشورهای خلیج فارس میلیاردها دلار برای خرید تجهیزات نظامی هزینه کردهاند، اما هیچکدام نمیتونن جغرافیا رو تغییر بدن.
هرمز همچنان یک گلوگاه حیاتی برای تجارت انرژی جهانه و هرگونه ناامنی در اون میتونه مستقیماً اقتصاد این کشورها و حتی پروژههای بلندپروازانه توسعهشون رو تحت تأثیر قرار بده.
به همین دلیل، بخشی از تحلیلگران معتقدند کشورهای منطقه بیش از گذشته به این نتیجه رسیدهاند که امنیت خلیج فارس باید با مشارکت کشورهای خود منطقه تعریف بشه، نه صرفاً بر اساس ترتیباتی که از بیرون تحمیل میشه.
البته این به معنای قطع رابطه کشورهای عربی با آمریکا نیست.
وابستگیهای نظامی، اطلاعاتی و سیاسی همچنان عمیقه و همین موضوع، تغییر معادله رو پیچیده میکنه.
اما یک تغییر مهم اتفاق افتاده:
ایران را نمیتوان از معادلات امنیتی خلیج فارس حذف کرد.
حالا سؤال اصلی اینه:
آیا این بحران، کشورهای منطقه رو به سمت یک سازوکار امنیتی بومی و فراگیر میبره؟
یا دوباره، بعد از فروکش کردن بحران، همهچیز به همان معادلات قبلی برمیگرده؟
این، یکی از مهمترین پرسشهای امنیتی آینده خلیج فارس است.