ادعای نابودی توان موشکی ایران یکی از مهمترین محورهای جنگ روانی آمریکا در جریان درگیریهای اخیر بود؛ ادعایی که دونالد ترامپ بارها آن را تکرار کرد و از پایان توان موشکی جمهوری اسلامی سخن گفت. اما روند تحولات میدانی، استمرار حملات موشکی ایران و اجرای عملیات «نصر ۲» تصویری متفاوت از وضعیت صنعت دفاعی کشور ترسیم کرد.
آنچه در میدان رخ داد، تنها ادامه شلیک موشکها نبود؛ بلکه نمایش ظرفیت عملیاتی سامانههایی بود که تصور میشد در نتیجه حملات گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی از چرخه عملیاتی خارج شده باشند. این مسئله بار دیگر موضوع «تابآوری صنعت دفاعی ایران» را به یکی از محورهای اصلی تحلیلهای امنیتی و نظامی تبدیل کرده است.
عملیات «نصر ۲»؛ نمایش تنوع و آمادگی زرادخانه موشکی
یکی از مهمترین نشانههای تداوم توان موشکی ایران، اجرای عملیات «نصر ۲» بود؛ عملیاتی که در آن طیفی متنوع از موشکهای بالستیک و راهبردی از جمله خیبرشکن، عماد، قدر، سجیل، فتاح و حاج قاسم به کار گرفته شد.
بهکارگیری همزمان چند نسل از موشکهای ایرانی، صرفاً یک اقدام عملیاتی نبود؛ بلکه حامل پیامی راهبردی نیز محسوب میشد. استفاده از این خانوادههای موشکی نشان داد که سامانههای مختلف همچنان در چرخه تولید، نگهداری، پشتیبانی و آمادگی رزمی قرار دارند و توان عملیاتی آنها حفظ شده است.
از نگاه تحلیلگران، استمرار چنین عملیاتی با ادعای نابودی کامل زیرساختهای موشکی ایران همخوانی ندارد و نشان میدهد ظرفیتهای دفاعی کشور همچنان فعال هستند.
تولید دفاعی؛ صنعتی که در جنگ متوقف نشد
همزمان با تداوم عملیاتهای موشکی، اظهارات سرپرست وزارت دفاع نیز بر استمرار فعالیت صنعت دفاعی تأکید دارد.
سردار سیدمجید ابنالرضا با اشاره به اهداف حملات دشمن علیه مراکز راهبردی دفاعی اعلام کرد که هدف اصلی این حملات، متوقف کردن روند توسعه صنعت دفاعی ایران بود؛ اما به گفته وی، تولیدات دفاعی حتی در طول جنگ نیز متوقف نشد و چرخه تولید یک روز هم از حرکت بازنایستاد.
این اظهارات نشان میدهد که ساختار دفاعی جمهوری اسلامی طی سالهای گذشته به گونهای طراحی شده که آسیب به برخی مراکز، به معنای توقف کل زنجیره تولید نیست؛ موضوعی که از منظر نظامی، یکی از مهمترین مؤلفههای بازدارندگی محسوب میشود.
رمز ماندگاری توان موشکی ایران چیست؟

یکی از پرسشهایی که پس از جنگ اخیر بیش از گذشته مطرح شده، این است که چگونه با وجود حملات گسترده، توان موشکی ایران همچنان حفظ شد؟
کارشناسان معتقدند پاسخ این سؤال را باید در معماری صنعت دفاعی ایران جستوجو کرد؛ ساختاری که بر پایه چند مؤلفه کلیدی شکل گرفته است:
- بومیسازی فناوریهای راهبردی؛
- پراکندگی مراکز طراحی، تولید و پشتیبانی؛
- اتکا به نیروی انسانی متخصص و دانشبنیان؛
- کاهش وابستگی به زنجیرههای خارجی تأمین تجهیزات.
وجود چنین ساختاری باعث شده است که حتی حملات سنگین نیز نتواند چرخه تولید، تعمیر، ارتقا و پشتیبانی سامانههای موشکی را متوقف کند.
جنگ روایتها؛ از ادعای نابودی تا واقعیت میدان
جنگ اخیر تنها عرصه تقابل نظامی نبود، بلکه میدان رقابت روایتها نیز محسوب میشد. آمریکا تلاش داشت با اعلام نابودی توان موشکی ایران، تصویری از فروپاشی ظرفیت دفاعی جمهوری اسلامی ارائه دهد؛ اما استمرار عملیاتهای موشکی و استفاده از سامانههای متنوع در میدان نبرد، این روایت را با چالش مواجه کرد.
در چنین شرایطی، توانایی حفظ عملیات، استمرار تولید و تداوم پاسخهای موشکی، بیش از هر چیز نشاندهنده اهمیت «تابآوری صنعتی» در معادلات بازدارندگی است؛ مفهومی که امروز در بسیاری از ارزیابیهای نظامی، به اندازه تعداد موشکها یا برد آنها اهمیت یافته است.
آینده صنعت موشکی ایران؛ از بقا تا توسعه
تحولات جنگ اخیر نشان میدهد که ارزیابی توان موشکی ایران تنها بر اساس تعداد موشکها یا میزان خسارت واردشده به برخی مراکز نظامی امکانپذیر نیست. آنچه اهمیت بیشتری دارد، ظرفیت بازتولید، استمرار چرخه تولید و قابلیت حفظ آمادگی عملیاتی در شرایط جنگی است.
اگرچه درباره میزان خسارات واردشده به زیرساختهای دفاعی ایران روایتهای متفاوتی از سوی طرفهای درگیر مطرح شده است، اما استمرار عملیاتهای موشکی، استفاده از سامانههای راهبردی در «نصر ۲» و تأکید مسئولان دفاعی بر توقفناپذیر بودن تولید، نشان میدهد که صنعت دفاعی ایران همچنان یکی از ارکان اصلی معادلات بازدارندگی جمهوری اسلامی باقی مانده و به گفته مقامات این کشور، وارد مرحله جدیدی از توسعه فناوریهای دفاعی شده است.