صفحه سیاست بررسی می کند؛

۹۴ بار ادعای «نابودی» و سدی به نام واقعیت؛ چرا محاسبات آمریکا درباره ایران مجدداً شکست خورد؟

ادعای مکرر و ۹۴ باره‌ی دونالد ترامپ مبنی بر «شکست، نابودی یا فروپاشی توان ایران»، بیش از آنکه یک واقعیت میدانی باشد، روایتی تبلیغاتی برای سرپوش گذاشتن بر ناکامی‌های راهبردی واشنگتن است. نگاهی به تحولات عینی منطقه نشان می‌دهد که میان «جنگ روانی کاخ سفید» و «واقعیات میدان»، شکافی عمیق و پرنشدنی ایجاد شده است؛ شکافی که هزینه‌های سنگین آن اکنون مستقیماً به اقتصاد و جامعه آمریکا سرایت کرده است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
۹۴ بار ادعای «نابودی» و سدی به نام واقعیت؛ چرا محاسبات آمریکا درباره ایران مجدداً شکست خورد؟
صفحه سیاست-

تکرار چندباره‌ی گزاره‌ی «پایان توان ایران» از سوی رئیس‌جمهور آمریکا، نشان‌دهنده نیاز مبرم واشنگتن به اعلام یک «پیروزی زودهنگام» است. با این حال، حفظ کامل ساختار سیاسی، انسجام اجتماعی و مهم‌تر از همه، تثبیت توان پاسخگویی و بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران، پوچ بودن این عملیات روانی را به اثبات رسانده است.

ایران نشان داده که برخلاف محاسبات ساده‌انگارانه غربی‌ها، اقتدار راهبردی‌اش بر پایه‌های متکثر، بومی و انعطاف‌پذیر استوار است؛ پایه‌هایی که با ترور، فشار حداکثری یا مانورهای کلامی از هم نمی‌پاشد. توان پایداری و انسجام ایران باعث شده که واشنگتن نتواند نقطه‌ی پایانی برای این مواجهه ترسیم کند و در یک «فرسایش ناخواسته» گرفتار شود.

سرایت هزینه‌های جنگ به سفره شهروند آمریکایی

ابعاد این ناکامی زمانی عریان‌تر می‌شود که هزینه‌های آن در داخل آمریکا سربرمی‌آورد. برآوردهای رسمی از هزینه‌های مستقیم ده‌ها میلیارد دلاری جنگ از یک‌سو، و تحمیل هزینه اضافیِ بیش از ۱۰۰ میلیارد دلاری به مصرف‌کنندگان آمریکایی ناشی از جهش قیمت انرژی از سوی دیگر، نشان می‌دهد که ماجراجویی علیه ایران دیگر یک «مانور کم‌هزینه» نیست.

افزایش قیمت سوخت و تورم ناشی از آن، فشار شدیدی بر طبقه متوسط آمریکا وارد کرده است. ترامپ که با شعار «اول آمریکا» و سامان‌دهی به اقتصاد وارد عرصه شده بود، اکنون مجبور است ثروت مردم آمریکا را در تنوری بسوزاند که دود آن تنها به چشم افکار عمومی غرب می‌رود.

اقتدار بومی؛ متغیر توازن‌بخش در برابر زیاده‌خواهی غرب

حفظ توان عملیاتی و ساختار راهبردی ایران با وجود تمام فشارها و خسارات، پیام روشنی به بین‌الملل صادر کرد: «اراده و اقتدار جمهوری اسلامی ایران متغیری نیست که با معادلات غربی قابل حذف باشد.»

تصویر امروز خاورمیانه نشان می‌دهد که آمریکا نه تنها به اهداف اعلام‌شده خود نرسیده، بلکه خود در تله‌ی هزینه‌های اقتصادی و سیاسی گرفتار شده است. توان پاسخگویی ایران، موازنه قدرت را به گونه‌ای تنظیم کرده که هزینه‌ی هرگونه ماجراجویی جدید برای واشنگتن، بسیار سنگین‌تر از عواید احتمالی آن باشد.

شکست «روایت‌‌سازی» در برابر «اقتدار ملی»

واقعیت‌های میدانی و بازتاب‌های اقتصادی آن در واشنگتن ثابت کرد که با ۹۴ بار - یا حتی صدها بار - ادعای نابودی، نمی‌توان واقعیت قدرت یک ملت مقتدر را کتمان کرد. جمهوری اسلامی ایران با حفظ هوشمندانه توان بازدارندگی و ساختار سیاسی خود، ادعاهای تبلیغاتی کاخ سفید را با بن‌بست مواجه کرده است. امروز این آمریکا است که باید میان پذیرش اقتدار ایران یا ادامه تحمل هزینه‌های کمرشکن اقتصادی و دیپلماتیک، یکی را انتخاب کند.

 

اخبار مرتبط
  • پس از پایان اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل، چشم‌انداز تحولات مرتبط با جنگ ایران همچنان مبهم است؛ نه توافقی نهایی شکل گرفته و نه می‌توان با قطعیت از بازگشت جنگ سخن گفت. در این میان، رد شروط ایران درباره تنگه هرمز از سوی دونالد ترامپ، همزمان با تأکید او بر ادامه مذاکرات، پرسش مهمی را مطرح کرده است: اگر درگیری جدیدی آغاز شود، آیا آمریکا و رژیم اسرائیل قادر خواهند بود زمان و دامنه پایان آن را نیز کنترل کنند؟

  • دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در تازه‌ترین پیام خود ضمن تکرار ادعاها درباره کنترل تنگه هرمز و وضعیت اقتصادی ایران، مستقیماً مردم ایران را به مقابله با جمهوری اسلامی و «قیام» فراخواند. این موضع‌گیری در حالی مطرح شده که ساعاتی پیش از آن، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، از تلاش دشمن برای افزودن یک جنگ اقتصادی و شناختی با هدف ایجاد آشوب داخلی به درگیری نظامی خبر داده بود؛ همزمانی‌ای که بار دیگر موضوع فشار اجتماعی و جنگ روانی علیه ایران را به یکی از محورهای اصلی بحران تبدیل کرده است.

  • گزارش تازه «وال‌استریت ژورنال» از روند تصمیم‌گیری دولت دونالد ترامپ برای آغاز جنگ با ایران، تصویری متفاوت از روایت‌های رسمی ارائه می‌دهد؛ روایتی که نشان می‌دهد بخشی از مقام‌های اطلاعاتی و نظامی آمریکا پیش از شروع درگیری، درباره پیامدهای احتمالی جنگ هشدار داده بودند. با گذشت حدود شش ماه، بسیاری از همان نگرانی‌ها به چالش‌های واقعی واشنگتن تبدیل شده و آمریکا از فشار نظامی به سمت فشار اقتصادی و تلاش برای تغییر محاسبات تهران حرکت کرده است.

ارسال نظر