ترامپ بامداد چهارشنبه در پیامی در شبکه اجتماعی تروثسوشال، گزارش شبکه ABC News درباره تلاش آمریکا برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره را رد کرد و مدعی شد که واشنگتن در شرایط کنونی علاقهای به توافق با تهران ندارد.
رئیسجمهور آمریکا همچنین مدعی شد که ایالات متحده تقریباً کنترل کامل تنگه هرمز را در اختیار دارد و اقتصاد ایران نیز در آستانه فروپاشی قرار گرفته است؛ ادعاهایی که مقامهای ایرانی بارها آن را رد کردهاند.
با این حال، بخش مهمتر پیام ترامپ نه در ادعاهای نظامی و اقتصادی، بلکه در بخشی بود که مستقیماً جامعه ایران را هدف قرار داد؛ جایی که او از مردم ایران پرسید چه زمانی قرار است علیه حکومت قیام کنند و مبارزه را آغاز کنند.
فراخوان ترامپ؛ فشار نظامی یا جنگ روانی؟
فراخوان مستقیم رئیسجمهور آمریکا به مردم یک کشور برای مقابله با حکومت مستقر، فراتر از یک موضعگیری معمول سیاسی است. این نوع ادبیات نشان میدهد که واشنگتن در کنار فشار نظامی، تحریم و فشار اقتصادی، به اثرگذاری بر فضای داخلی ایران نیز توجه دارد.
در چنین شرایطی، مسئله فقط محتوای سخنان ترامپ نیست؛ بلکه باید به مخاطب اصلی این پیام و زمان انتشار آن نیز توجه کرد. پیام رئیسجمهور آمریکا در شرایطی منتشر شده که جنگ نظامی، فشار اقتصادی و بحران انرژی در منطقه به صورت همزمان در جریان است و تنگه هرمز نیز به یکی از مهمترین نقاط مناقشه تبدیل شده است.
از این منظر، فراخوان به «قیام» را میتوان بخشی از تلاش برای ایجاد فشار روانی بر جامعه ایران دانست؛ فشاری که هدف آن میتواند القای این تصور باشد که ساختار سیاسی و اقتصادی کشور در آستانه فروپاشی قرار گرفته است.
افشای «کد آشوب» از سوی قالیباف
اظهارات ترامپ زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که آن را در کنار پیام ویدئویی محمدباقر قالیباف قرار دهیم. رئیس مجلس پیش از انتشار پیام ترامپ هشدار داده بود که دشمن پس از ناکامی یا محدودیت در عرصه نظامی و دیپلماسی، تلاش میکند جنگ اقتصادی و شناختی را نیز به میدان اضافه کند.
قالیباف هدف این مرحله را ایجاد اغتشاش و آشوب در داخل کشور عنوان کرده و گفته بود که در کنار جنگ شناختی و اقتصادی، احتمال استفاده از ترور و حملات محدود نظامی نیز وجود دارد؛ اقداماتی که به گفته او میتواند با هدف تضعیف ایران و تغییر محاسبات کشور در عرصه دیپلماسی انجام شود.
اهمیت این اظهارات در آن است که پیام ترامپ نیز مستقیماً جامعه ایران را مخاطب قرار داده و از مردم خواسته است علیه حکومت قیام کنند. به همین دلیل، همزمانی این دو موضعگیری میتواند از نگاه تهران نشانهای از تمرکز بیشتر آمریکا بر مؤلفه اجتماعی و روانی بحران باشد.
ادعای کنترل تنگه هرمز در برابر روایت ایران

بخش دیگری از پیام ترامپ به تنگه هرمز اختصاص داشت. رئیسجمهور آمریکا مدعی شد واشنگتن تقریباً کنترل کامل این آبراه راهبردی را در اختیار دارد؛ ادعایی که با روایت مقامهای ایرانی تفاوت اساسی دارد.
قالیباف در پیام خود تأکید کرده بود که نیروهای نظامی ایران کنترل تنگه هرمز را در دست دارند و اجازه باز شدن آن را نمیدهند. او البته اشاره کرده بود که در برخی مقاطع، تعدادی از کشتیها توانستهاند از این مسیر عبور کنند، اما این مسئله را به معنای از دست رفتن کنترل تنگه ندانست.
این اختلاف روایت نشان میدهد که تنگه هرمز تنها یک موضوع نظامی نیست، بلکه به یک میدان مهم در جنگ روایتها میان ایران و آمریکا تبدیل شده است؛ میدانی که هر دو طرف تلاش میکنند تصویر متفاوتی از میزان توانایی و ابتکار عمل خود ارائه دهند.
چرا ترامپ اکنون مردم ایران را مخاطب قرار داده است؟
یکی از نکات مهم در پیام اخیر ترامپ، تغییر سطح مخاطب از حکومت ایران به جامعه ایران است. زمانی که رئیسجمهور آمریکا مستقیماً مردم یک کشور را به اعتراض و قیام دعوت میکند، پیام از سطح تهدید میان دولتها فراتر میرود و وارد عرصه جنگ روانی و شناختی میشود.
واشنگتن از این طریق تلاش میکند فشارهای اقتصادی و نظامی را با فشار اجتماعی ترکیب کند. منطق چنین رویکردی روشن است: اگر فشار خارجی بتواند نارضایتیهای داخلی را تشدید کند، هزینه ادامه درگیری برای طرف مقابل افزایش خواهد یافت.
با این حال، موفقیت چنین سیاستی قطعی نیست. جامعه ایران در شرایط جنگی ممکن است به جای حرکت در مسیر مورد انتظار طرف خارجی، واکنشی متفاوت نشان دهد و تهدید خارجی را به عاملی برای افزایش همبستگی تبدیل کند. از همین رو، فراخوانهای مستقیم خارجی لزوماً به نتیجه سیاسی مورد انتظار طراحان آن منجر نمیشود.
تنگه هرمز و نفت؛ پیامدهای فراتر از ایران
ادعاهای ترامپ درباره تنگه هرمز در شرایطی مطرح میشود که هرگونه اختلال جدی در عبور و مرور کشتیها از این آبراه میتواند پیامدهایی فراتر از ایران و آمریکا داشته باشد.
تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان است و افزایش تنش در این منطقه میتواند بازار نفت، هزینه حملونقل و اقتصاد کشورهای واردکننده انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.
بنابراین، ادامه جنگ لفظی درباره کنترل این آبراه، صرفاً یک مناقشه تبلیغاتی نیست. هرچه تنش نظامی و سیاسی در اطراف هرمز بیشتر شود، حساسیت بازارهای جهانی نیز افزایش پیدا میکند و این مسئله میتواند فشار اقتصادی را به کشورهای بیشتری منتقل کند.
«کد آشوب»؛ پیام اصلی ترامپ چیست؟
اگر پیام اخیر ترامپ را در کنار اظهارات قالیباف قرار دهیم، میتوان گفت بخش مهمی از تقابل کنونی ایران و آمریکا از میدان نظامی به عرصه ادراک، افکار عمومی و فضای داخلی منتقل شده است.
ترامپ با ادعای فروپاشی اقتصاد ایران، تأکید بر برتری آمریکا در تنگه هرمز و دعوت مستقیم مردم به قیام، سه پیام را به صورت همزمان دنبال کرده است: نمایش قدرت، القای ضعف طرف مقابل و ایجاد فشار روانی در داخل ایران.
در مقابل، تهران تلاش دارد همین اقدامات را به عنوان بخشی از جنگ ترکیبی آمریکا تفسیر کند و با برجسته کردن نقش جامعه در مقابله با فشار خارجی، مانع تبدیل فشار نظامی و اقتصادی به بحران اجتماعی شود.
در نهایت، مهمترین نکته این است که پیام ترامپ را نباید صرفاً یک اظهارنظر در شبکه اجتماعی دانست. فراخوان مستقیم رئیسجمهور آمریکا به مردم ایران نشان میدهد که در کنار رویارویی نظامی و اقتصادی، نبرد بر سر افکار عمومی و ثبات داخلی ایران نیز به یکی از میدانهای اصلی این بحران تبدیل شده است.