آغاز عملیات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران با هدف اعلامی تضعیف توانمندیهای راهبردی تهران و تغییر معادلات منطقه همراه بود، اما روند تحولات نشان داد که تحقق این اهداف با موانع جدی روبهرو شده است.
بررسی مواضع مقامهای غربی و گزارش رسانههای بینالمللی نشان میدهد که جنگ نهتنها به یک پیروزی سریع برای واشنگتن و تلآویو منجر نشده، بلکه هزینههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی قابل توجهی را به همراه داشته است.
در چنین شرایطی، محور اصلی تحولات از میدان نظامی به عرصه دیپلماسی منتقل شده و تلاش میانجیهای منطقهای برای کاهش تنشها افزایش یافته است.
رسانههای انگلیسی؛ بازگشت دیپلماسی در سایه فشارهای جنگ
شبکه آمریکایی PBS در گزارشی از تلاش میانجیهای منطقهای برای نزدیک کردن مواضع ایران و آمریکا خبر داد و اعلام کرد کشورهایی مانند قطر و پاکستان در حال ایجاد کانالهایی برای بازگشت دو طرف به مسیر گفتوگو هستند.
بر اساس این گزارش، توقف چندروزه حملات متقابل، فرصتی برای فعال شدن مسیرهای دیپلماتیک ایجاد کرده است؛ هرچند اختلافات اصلی همچنان پابرجاست.
در همین چارچوب، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران اعلام کرده است که ممکن است میانجیها پیامهایی از طرف آمریکا منتقل کنند، اما مذاکره مستقیم میان تهران و واشنگتن در جریان نیست.
همچنین موضوع مدیریت ترافیک دریایی در تنگه هرمز میان ایران و عمان مورد بررسی قرار گرفته است؛ موضوعی که نشان میدهد امنیت انرژی و تجارت جهانی به یکی از مهمترین محورهای بحران تبدیل شده است.
ترامپ میان تهدید نظامی و امید به توافق
BBC گزارش داد دونالد ترامپ همزمان با توقف حملات، از احتمال دستیابی به یک توافق با ایران سخن گفته است.
ترامپ مدعی شده مذاکرات میتواند به نتیجه برسد، اما در عین حال هشدار داده است که در صورت شکست دیپلماسی، آمریکا گزینههای نظامی را دوباره فعال خواهد کرد.
این موضعگیری نشاندهنده یک دوگانگی در سیاست واشنگتن است؛ از یک سو تلاش برای حفظ فشار حداکثری و از سوی دیگر نگرانی از هزینههای ادامه جنگ.
کاهش قیمت نفت پس از انتشار اخبار مربوط به احتمال کاهش تنشها نیز نشان داد که بازارهای جهانی به شدت تحت تأثیر مسیر تحولات سیاسی قرار دارند.
تنگه هرمز؛ مرکز ثقل بحران جدید منطقه
یکی از مهمترین محورهای تحولات اخیر، مسئله تنگه هرمز است؛ آبراهی که بخش قابل توجهی از تجارت انرژی جهان از آن عبور میکند.
ایران اعلام کرده هرگونه سازوکار جدید برای مدیریت تردد در این منطقه باید حقوق حاکمیتی تهران را تضمین کند.
پیشنهادهایی مانند ایجاد مسیرهای موقت دریایی یا تشکیل سازوکار منطقهای برای امنیت کشتیرانی، نشان میدهد بازیگران منطقهای به دنبال راههایی برای جلوگیری از تبدیل بحران هرمز به یک بحران جهانی انرژی هستند.
رسانههای عربی؛ قطر و عمان در نقش میانجیهای بحران
رسانههای عربی در تحلیل تحولات اخیر، نقش کشورهای کوچک منطقهای مانند قطر و عمان را برجسته کردهاند.
Al Jazeera Media Network در گزارشی به جایگاه قطر در دیپلماسی منطقهای پرداخت و نوشت دوحه طی سالهای اخیر تلاش کرده با استفاده از قدرت نرم، ارتباط همزمان با بازیگران مختلف و میانجیگری در بحرانهای پیچیده، جایگاهی ویژه در معادلات بینالمللی به دست آورد.
از نگاه این رسانه، نقش قطر در پروندههایی مانند مذاکرات ایران و آمریکا، بحران غزه، افغانستان و لبنان، نمونهای از تغییر ماهیت قدرت در نظام جهانی است؛ جایی که کشورهای کوچک میتوانند از مسیر دیپلماسی، نفوذی فراتر از اندازه جغرافیایی خود ایجاد کنند.
تغییر مرکز ثقل تقابل منطقهای از جهان عرب به ایران
رسانه المیادین در تحلیلی تاریخی، جمهوری اسلامی ایران را بازیگر اصلی تقابل با آمریکا و اسرائیل در منطقه معرفی کرده است.
این رسانه با مرور تحولات قرن اخیر، از دوره ملیگرایی عربی به رهبری جمال عبدالناصر تا تحولات پس از انقلاب اسلامی ایران، معتقد است مرکز ثقل رقابت ژئوپلیتیکی خاورمیانه از جهان عرب به ایران منتقل شده است.
بر اساس این تحلیل، موضوعاتی مانند انرژی، مسیرهای تجاری، نفوذ منطقهای و رقابت قدرتهای جهانی، ابعاد اصلی این تقابل را شکل میدهند.
تحلیل روسیه و چین؛ امنیت منطقه در سایه بحران دریایی
رسانههای روسی و چینی نیز بخش مهمی از توجه خود را به پیامدهای منطقهای بحران اختصاص دادهاند.
خبرگزاری TASS در گزارشی درباره حمله به یک کشتی ایرانی در دریای خزر، موضع مسکو را بازتاب داد و این اقدام را تهدیدی برای امنیت دریایی منطقه دانست.
روسیه تأکید کرده است که حمله به کشتیهای غیرنظامی میتواند ثبات دریای خزر را تحت تأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، خبرگزاری Xinhua News Agency گزارش داد کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در نشست اخیر خود بر ضرورت تقویت امنیت دریانوردی و تضمین جریان تجارت از مسیر تنگه هرمز تأکید کردهاند.
جنگی که معادلات جدیدی ساخت
تحولات اخیر نشان میدهد بحران ایران و آمریکا وارد مرحلهای شده که دیگر صرفاً یک رویارویی نظامی نیست، بلکه به عرصهای برای رقابت دیپلماتیک، اقتصادی و ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.
در حالی که آمریکا و متحدانش تلاش میکنند فشار سیاسی و اقتصادی علیه تهران را حفظ کنند، ایران نیز با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیکی خود در منطقه، بهویژه در ارتباط با تنگه هرمز، تلاش دارد هزینههای هرگونه اقدام نظامی را افزایش دهد.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا مسیر دیپلماسی میتواند جایگزین تقابل شود یا منطقه همچنان در مسیر یک بحران فرسایشی باقی خواهد ماند؛ مسیری که پیامدهای آن تنها به خاورمیانه محدود نخواهد شد و میتواند بازار انرژی و معادلات امنیت جهانی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.