صفحه سیاست گزارش می دهد؛

اعتراف از قلب واشنگتن؛ چرا ترامپ راهی برای اعلام پیروزی در تقابل با ایران ندارد؟

اظهارات یکی از دیپلمات‌های باسابقه آمریکایی درباره جنگ با ایران، فراتر از یک نقد سیاسی، بازتاب‌دهنده شکاف عمیقی است که میان روایت رسمی کاخ سفید و واقعیت‌های میدانی شکل گرفته است. اعتراف به ناتوانی دولت آمریکا در دستیابی به دستاوردی قابل دفاع، در کنار هشدار درباره پیامدهای انتخاباتی این جنگ، نشان می‌دهد که پرونده ایران می‌تواند به یکی از مهم‌ترین چالش‌های داخلی دولت دونالد ترامپ و حزب جمهوری‌خواه تبدیل شود.

اعتراف از قلب واشنگتن؛ چرا ترامپ راهی برای اعلام پیروزی در تقابل با ایران ندارد؟
۰ دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

در حالی که دولت آمریکا همچنان تلاش می‌کند سیاست‌های خود در قبال ایران را موفق جلوه دهد، سخنان «جوزف وستفال» دیپلمات و مقام پیشین وزارت خارجه آمریکا، تصویری متفاوت از وضعیت موجود ارائه می‌دهد؛ تصویری که نه تنها از ناکامی راهبردی واشنگتن حکایت دارد، بلکه از هزینه‌های سیاسی این ناکامی برای دولت ترامپ نیز پرده برمی‌دارد.

وستفال با اشاره به فضای داخلی آمریکا تأکید می‌کند که جامعه این کشور دیگر از ادامه درگیری با ایران حمایت نمی‌کند و آثار اقتصادی و امنیتی جنگ، نارضایتی عمومی را تشدید کرده است. از نگاه او، این نارضایتی می‌تواند در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره به زیان جمهوری‌خواهان تمام شود و جایگاه سیاسی ترامپ را بیش از گذشته تضعیف کند.

بن‌بست راهبردی آمریکا در برابر ایران

مهم‌ترین بخش سخنان این دیپلمات آمریکایی، اعتراف به نبود هیچ سناریوی قابل قبول برای اعلام پیروزی واشنگتن در این تقابل است. او معتقد است دولت آمریکا نه توانسته اهداف اولیه خود را محقق کند و نه راهکاری برای پایان دادن به بحران در اختیار دارد.

این ارزیابی در شرایطی مطرح می‌شود که به گفته وستفال، ایران همچنان توان موشکی و پهپادی خود را حفظ کرده، قدرت بازدارندگی خود را به نمایش گذاشته و معادلات امنیتی منطقه را تحت تأثیر قرار داده است. از این منظر، ادامه جنگ نه تنها دستاورد ملموسی برای آمریکا نداشته، بلکه هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی آن نیز رو به افزایش است.

مذاکراتی بدون شناخت از ایران

وستفال بخش دیگری از ناکامی آمریکا را به ضعف تیم مذاکره‌کننده این کشور نسبت می‌دهد. او معتقد است افرادی که مسئول گفت‌وگو با ایران هستند، شناخت کافی از ساختار سیاسی، فرهنگی و تاریخی جمهوری اسلامی ندارند و همین مسئله موجب شده مذاکرات نیز به نتیجه نرسد.

این انتقاد، بار دیگر یکی از چالش‌های دیرینه سیاست خارجی آمریکا را برجسته می‌کند؛ اینکه تصمیم‌گیری درباره ایران اغلب بر پایه برداشت‌های سیاسی و امنیتی انجام شده و کمتر از شناخت دقیق واقعیت‌های داخلی و منطقه‌ای این کشور بهره برده است.

جنگی که می‌تواند به بحران انتخاباتی ترامپ تبدیل شود

اظهارات وستفال تنها یک ارزیابی دیپلماتیک نیست، بلکه هشداری درباره آینده سیاسی دولت ترامپ نیز محسوب می‌شود. تجربه جنگ‌های طولانی آمریکا در عراق و افغانستان نشان داده است که هرگاه افکار عمومی احساس کند هزینه‌های یک درگیری بیش از منافع آن است، پیامدهای آن مستقیماً در صندوق‌های رأی نمایان می‌شود.

اکنون نیز اگر جنگ با ایران بدون دستیابی به اهداف اعلام‌شده ادامه یابد، دولت ترامپ با دو چالش همزمان روبه‌رو خواهد شد؛ از یک سو ناتوانی در ارائه تصویری از موفقیت در عرصه سیاست خارجی و از سوی دیگر افزایش فشارهای اقتصادی و اجتماعی در داخل آمریکا.

تحلیل صفحه سیاست

سخنان جوزف وستفال را می‌توان نشانه‌ای از افزایش تردیدها در میان بخشی از نخبگان سیاسی آمریکا نسبت به راهبرد تقابل با ایران دانست. اعتراف به نبود مسیر خروج از جنگ، ناکامی در مذاکرات و هشدار درباره تبعات انتخاباتی این سیاست، همگی بیانگر آن است که برخلاف روایت‌های رسمی کاخ سفید، پرونده ایران به یکی از پیچیده‌ترین و پرهزینه‌ترین چالش‌های سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده؛ چالشی که نه تنها در میدان، بلکه در عرصه سیاست داخلی ایالات متحده نیز می‌تواند آینده دولت ترامپ و حزب جمهوری‌خواه را تحت تأثیر قرار دهد.

اخبار مرتبط
  • اجرای تعرفه‌های جدید دولت دونالد ترامپ علیه واردات از ۶۰ کشور جهان، بار دیگر سیاست «فشار اقتصادی» کاخ سفید را به یکی از محورهای اصلی مناقشات تجاری بین‌المللی تبدیل کرده است؛ اقدامی که این بار با ادعای مقابله با «کار اجباری» توجیه شده اما در عمل موجی از نگرانی، اعتراض و بازنگری در روابط اقتصادی کشورهای آمریکای لاتین و حوزه کارائیب با واشنگتن را به دنبال داشته است. از مکزیک که تلاش می‌کند تنش را مدیریت کند تا برزیل که تهدید به شکایت در سازمان تجارت جهانی کرده، تصمیم جدید ترامپ نشان می‌دهد سیاست تعرفه‌ای آمریکا به ابزاری برای بازتعریف مناسبات اقتصادی و سیاسی با همسایگان جنوبی تبدیل شده است.

  • رفتارهای متناقض دونالد ترامپ در قبال ایران؛ از تهدید به حمله و تشدید فشارهای نظامی تا ارسال پیام‌های مذاکره و تاکید بر آمادگی تهران برای گفت‌وگو، بار دیگر این پرسش را در محافل سیاسی و تحلیلی مطرح کرده است که راهبرد واقعی کاخ سفید چیست. آیا واشنگتن در حال اجرای یک بازی حساب‌شده برای وادار کردن ایران به مذاکره است یا این نوسان‌ها نشانه سردرگمی در سیاست خارجی آمریکاست؟

  • اظهارات تازه دونالد ترامپ درباره گفت‌وگوهایش با رؤسای جمهور چین و روسیه، اگرچه در ظاهر تلاشی برای نمایش موفقیت دیپلماسی آمریکا و القای انزوای جمهوری اسلامی ایران است، اما در لایه‌های عمیق‌تر، حامل پیامی متفاوت است؛ پیامی که بیش از هر چیز بر ناکامی راهبرد مهار ایران و اتکای فزاینده تهران به ظرفیت‌های بومی دفاعی دلالت دارد.

ارسال نظر