مخائیل اولیانوف، نماینده روسیه نزد سازمانهای بینالمللی در وین، امروز در واکنش به اظهارات پیت هگزث تصریح کرد که ظاهراً دو طرف برداشت متفاوتی از مفهوم مذاکره دارند و از نگاه مسکو، «مذاکرات واقعی هنوز آغاز نشده است».
این اظهارنظر زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم در حاشیه نشستهای اخیر مجمع عمومی سازمان ملل، تهران و واشنگتن نه پای میز مذاکره مستقیم، بلکه در مسیر پیامرسانی از طریق واسطهها قرار داشتند. بنابراین، اختلاف کنونی فقط بر سر محتوای مذاکرات نیست؛ خودِ اینکه آیا مذاکرهای آغاز شده یا نه نیز محل مناقشه است.
آمریکا از مذاکره میگوید، ایران از اقدام عملی
پیت هگزث دیروز مدعی شد که دونالد ترامپ فرصتهای کافی برای حل مسئله از مسیر مذاکره در اختیار ایران گذاشته و اجازه نخواهد داد این وضعیت بدون نتیجه ادامه پیدا کند.
اما پاسخ تهران این است که اگر قرار است از مذاکره سخن گفته شود، باید مشخص باشد مذاکره درباره چیست و اولین اقدام عملی از سوی کدام طرف انجام میشود.
در این میان، تنگه هرمز به مهمترین نقطه اختلاف تبدیل شده است.
ایران پیشنهاد بازگشایی هفتروزه تنگه هرمز را مطرح کرده، اما این پیشنهاد را بدون قیدوشرط ارائه نکرده است. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، امروز صراحتاً گفت پیشنهادهای آمریکا عمدتاً در امتداد مواضع قبلی واشنگتن و مشخصاً درباره موضوعات هستهای بوده، در حالی که تهران در این مرحله تمرکز خود را بر هرمز گذاشته است.
معنای سیاسی این موضع روشن است: تهران حاضر نیست دستورکار واشنگتن را به عنوان نقطه شروع مذاکره بپذیرد.
هرمز؛ جایی که اختلاف واقعی خودش را نشان میدهد
واشنگتن میخواهد موضوع هستهای و سایر مطالبات خود را در مرکز مذاکرات قرار دهد و در مقابل، تهران میگوید مسئله فوری و تعیینکننده، امنیت تنگه هرمز است.
این اختلاف، یک اختلاف تاکتیکی ساده نیست. هر طرف میخواهد نقطه شروع مذاکرات را خودش تعیین کند و از همان نقطه، امتیاز متقابل بگیرد.
ایران میگوید بازگرداندن امنیت به هرمز نیازمند برداشتن گامهای مشخص از سوی آمریکا است. در مقابل، هگزث با طرح ادعای اینکه ایران در حال «بازی» با مسئله هرمز است، تلاش کرده این موضوع را در قالب فشار بر تهران تعریف کند.
در نتیجه، آنچه در ظاهر یک اختلاف بر سر یک آبراه است، در سطح سیاسی به نبرد بر سر تعیین دستورکار مذاکره تبدیل شده است.
قالیباف: مسئله، عقبنشینی نیست
در چنین فضایی، مواضع امروز محمدباقر قالیباف نیز قابل توجه است. پیام سیاسی مواضع او این است که تهران قرار نیست مذاکره را به معنای عقبنشینی در برابر فشار آمریکا تعریف کند.
این نکته در کنار سخنان امروز عباس عراقچی قرار میگیرد؛ وزیر امور خارجه از یک سو هشدار داده است که در صورت بازگشت دشمنان به مسیر نظامی، پاسخ ایران محکمتر از گذشته خواهد بود و از سوی دیگر تأکید کرده که اگر مسیر دیپلماسی انتخاب شود، ایران همچنان برای رسیدن به راهحلی عادلانه و شرافتمندانه آمادگی دارد.
بنابراین، موضع تهران را باید در یک چارچوب دوگانه دید: نه بستن درِ دیپلماسی و نه پذیرش دیپلماسی تحت فشار.
این تفاوت مهم است. تهران نمیگوید مذاکره ممنوع است؛ میگوید مذاکره باید از موضعی شکل بگیرد که در آن فشار نظامی و تهدید، جایگزین امتیازدهی و اقدام متقابل نشود.
چرا «مذاکره» هنوز مذاکره نیست؟
اگر پیامهای غیرمستقیم را مذاکره محسوب کنیم، میتوان گفت کانال دیپلماتیک فعال است. اما اگر مذاکره را به معنای گفتوگویی مستقیم برای رسیدن به توافق بر سر موضوعات مشخص بدانیم، هنوز فاصله قابل توجهی وجود دارد.
اختلاف امروز تهران و واشنگتن دقیقاً در همین فاصله شکل گرفته است.
آمریکا میگوید فرصت مذاکره داده شده و ایران باید انتخاب کند. ایران در مقابل میگوید پیشنهادهای آمریکا همچنان بر همان مطالبات قبلی متمرکز است و مسئله فوری از نگاه تهران، هرمز و اقداماتی است که باید از سوی واشنگتن انجام شود.
به بیان دیگر، واشنگتن از انتخاب ایران سخن میگوید؛ تهران از انتخاب آمریکا برای برداشتن گام عملی.
این دو روایت هنوز به یک نقطه مشترک نرسیدهاند.
توپ در زمین چه کسی است؟
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که آیا تهران و واشنگتن از دیپلماسی حرف میزنند یا نه؛ هر دو طرف چنین ادعایی دارند. مسئله این است که دیپلماسی با چه پیششرطی آغاز میشود و نخستین اقدام ملموس را چه کسی انجام میدهد.
تهران هرمز را در مرکز معادله قرار داده و آن را به اقدامات آمریکا گره زده است. واشنگتن نیز تلاش دارد موضوع هستهای و مطالبات گستردهتر خود را در مرکز مذاکرات نگه دارد.
از همین رو، فعلاً چیزی که میان دو طرف وجود دارد بیشتر مذاکره بر سر چگونگی آغاز مذاکره است تا خود مذاکره.
و این همان نقطهای است که اظهارات اولیانوف را معنادار میکند: اگر «مذاکرات واقعی» هنوز آغاز نشده باشد، پس مرحله بعدی نه عقبنشینی طرفین، بلکه مشخص شدن این مسئله است که چه اقدامی میتواند قفل فعلی را باز کند؛ اقدامی که تهران آن را در رفتار آمریکا جستوجو میکند و واشنگتن ظاهراً انتظار دارد نخستین گام را تهران بردارد.