فراتر از یک نطق سیاسی؛ بازتعریف جایگاه ایران توسط پزشکیان

نطق پزشکیان در سازمان ملل، پنج مخاطب متفاوت دارد و برای هر کدام پیام مستقلی طراحی شده است. برای مردم ایران، پیام غرور و انسجام ملی است. برای آمریکا، پیام بازدارندگی است؛ اینکه جنگ و تحریم ایران را به تسلیم نمی‌رساند. برای اروپا و سازمان ملل، پیام نقد معیارهای دوگانه است. برای همسایگان، پیام همکاری و امنیت مشترک است. و برای جهان جنوب، پیام دفاع از حق توسعه و برابری ملت‌ها در نظم جهانی.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
فراتر از یک نطق سیاسی؛ بازتعریف جایگاه ایران توسط پزشکیان
صفحه سیاست-
صحن مجمع عمومی سازمان ملل امسال و تا اینجا میدان نبرد روایت‌ها بوده است. تنها یک روز پیش از رئیس‌جمهور ایران، رئیس‌جمهور آمریکا در همان تریبون، تهران را با تندترین تعابیر به حمایت از تروریسم متهم کرد و کوشید جنگ ماه‌های اخیر را با همان روایت آشنای «ایران؛ منشأ بی‌ثباتی منطقه» صورت‌بندی کند. پاسخ مسعود پزشکیان اما فقط یک پاسخ سیاسی نبود؛ تلاشی بود برای بازنویسی جایگاه ایران در این روایت جهانی. او نه صرفاً از یک دولت، بلکه از یک ملت سخن گفت؛ ملتی که خود را قربانی جنگ و تروریسم معرفی کرد، اما در عین حال اعلام کرد نه از جنگ هراسان است و نه از مذاکره گریزان.
همین ویژگی، سخنرانی پزشکیان را از بسیاری از نطق‌های سال‌های گذشته متمایز کرد. این سخنرانی نه بیانیه‌ای صرفاً اعتراضی بود و نه دعوتی یک‌جانبه و تعارف آمیز به گفت‌وگو. متن سخنان او بر یک منطق ارتباطی دقیق استوار بود: انتقال این پیام که ایران می‌تواند هم مقتدر باشد و هم اهل منطق؛ هم مقاومت کند و هم مسیر دیپلماسی را باز نگه دارد. این همان نقطه‌ای است که یک رئیس‌جمهور میانه‌رو، زبان مقاومت را به زبان دیپلماسی ترجمه می‌کند.
از نخستین لحظه سخنرانی، پزشکیان میدان بازی را تغییر داد. او به جای آغاز با ادبیات حقوقی یا سیاسی، تصاویر دانش‌آموزان شهید میناب و لامرد را مقابل چشم نمایندگان جهان گرفت. این انتخاب، تصادفی نبود. تصویر کودکان قربانی جنگ، روایت را از سطح منازعه دولت‌ها به سطح وجدان افکار عمومی جهان منتقل می‌کند. پزشکیان تلاش کرد پیش از آنکه درباره ایران قضاوت شود، مخاطب با قربانیان جنگ روبه‌رو شود. به بیان دیگر، او کوشید جای متهم و شاکی را تغییر دهد؛ از کشوری که متهم به تروریسم شده، کشوری بسازد که خود قربانی تروریسم و تجاوز معرفی می‌شود.
اما این فقط آغاز روایت بود. بخش اصلی سخنرانی بر مفهوم «قدرت» بنا شده است؛ مفهومی که شاید پرتکرارترین واژه متن باشد. با این حال، تقریباً هر بار که از قدرت سخن می‌گوید، بلافاصله قیدی به آن اضافه می‌کند: قدرت برای دفاع، قدرت برای بقا، قدرت برای جلوگیری از تجاوز، نه قدرت برای سلطه. این تکرار هدفمند، مفهوم قدرت را از ادبیات تهاجمی به ادبیات بازدارندگی منتقل می‌کند. پزشکیان نمی‌گوید ایران قدرتمند است تا نظم منطقه را تغییر دهد؛ می‌گوید ایران باید آن‌قدر قدرتمند باشد که بقایش تهدید نشود.
در همین چارچوب، شاید مهم‌ترین جمله سخنرانی نیز شکل می‌گیرد: «برای دفاع از خود از جنگ نمی‌ترسیم و برای صلح از مذاکره نمی‌گریزیم.» این جمله، خلاصه راهبرد ارتباطی دولت در دوران پس از جنگ است. سال‌ها در فضای سیاسی ایران، مقاومت و مذاکره دو مفهوم متقابل معرفی شده بودند؛ گویی انتخاب یکی به معنای نفی دیگری است. پزشکیان این دوگانه را شکست. در روایت او، مقاومت نه جایگزین مذاکره، بلکه پشتوانه مذاکره است؛ همان عاملی که اجازه می‌دهد گفت‌وگو از موضع ضعف آغاز نشود.
همین منطق در بخش مربوط به برنامه هسته‌ای نیز دیده می‌شود. پزشکیان مسئله هسته‌ای را از زبان فنی سانتریفیوژ، درصد غنی‌سازی و تحریم خارج می‌کند و آن را به زبان توسعه بازتعریف می‌کند؛ فناوری برای درمان بیماران، امنیت غذایی، صنعت و آینده انرژی کشور. سپس با یک جمله کوتاه، چارچوب سیاست هسته‌ای ایران را صورت‌بندی می‌کند: «نه سلاح هسته‌ای، نه محرومیت از دانش هسته‌ای.» این عبارت، هم‌زمان دو پیام را منتقل می‌کند؛ نفی تولید سلاح هسته‌ای و نفی انحصار دانش و فناوری. در واقع، میدان منازعه از «بمب» به «حق توسعه» منتقل می‌شود.
این شیوه انتقال پیام، یکی از هوشمندانه‌ترین ویژگی‌های سخنرانی است. پزشکیان تقریباً در همه موضوعات تلاش می‌کند میدان نزاع را عوض کند؛ از تروریسم به قربانی تروریسم، از تهدید هسته‌ای به حق توسعه، از قدرت نظامی به بازدارندگی دفاعی و از امنیت مبتنی بر زور به امنیت مبتنی بر همکاری منطقه‌ای. این همان چیزی است که در ارتباطات سیاسی، «بازتعریف چارچوب منازعه» نامیده می‌شود؛ یعنی پاسخ دادن در زمینی که خودت ساخته‌ای، نه در زمینی که رقیب تعریف کرده است.
نکته مهم‌تر اما شخص گوینده این پیام است. اگر همین جملات از زبان یک فرمانده نظامی یا مقام امنیتی بیان می‌شد، مخاطب جهانی آن را در قالب ادبیات امنیتی می‌شنید. اما گوینده این سخنان رئیس‌جمهوری است که از نخستین روز فعالیت خود، با شعار گفت‌وگو، رفع تنش و وفاق شناخته شده است. همین پیشینه، وزن متفاوتی به سخنان او می‌دهد. پزشکیان نشان داد می‌توان در عین دفاع از قدرت بازدارنده، از گفت‌وگو نیز دفاع کرد؛ بدون آنکه یکی به قیمت حذف دیگری تمام شود.
او در سراسر سخنرانی، مذاکره را مشروط به احترام متقابل معرفی می‌کند. نه از مذاکره فرار می‌کند و نه آن را بی‌قید و شرط می‌پذیرد. پیام روشن است: ایران آماده توافق است، اما توافقی که هم به جهان درباره صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای اطمینان بدهد و هم حقوق ملت ایران را تضمین کند. این همان تصویری است که یک دولت میانه‌رو می‌خواهد از خود ارائه کند؛ دولتی که تعامل را ابزار حل بحران می‌داند، نه نشانه عقب‌نشینی.
از مهم‌ترین فرازهای سخنرانی، بخش مربوط به همسایگان و امنیت منطقه بود. جمله «ما همسایگان خود را رقیب امنیتی خود نمی‌دانیم؛ ما همسایگان خود را قوی می‌خواهیم» شاید مهم‌ترین پیام منطقه‌ای ایران در سال‌های اخیر باشد. این جمله یک تعارف دیپلماتیک نیست؛ بیان یک الگوی متفاوت از امنیت منطقه‌ای است. پزشکیان امنیت را بازی جمع صفر معرفی نمی‌کند؛ امنیت ایران را در ناامنی همسایگان نمی‌بیند و تأکید می‌کند بحران یک کشور، دیر یا زود به همه منطقه سرایت خواهد کرد.
در همین چارچوب، بحث تنگه هرمز نیز از زبان تهدید بیان نمی‌شود، بلکه از زبان عدالت و حقوق برابر مطرح می‌شود. او نمی‌گوید ایران تنگه هرمز را خواهد بست؛ می‌گوید نمی‌توان پذیرفت کشوری که نگهبان تاریخی این آبراه است، خود از حقوق کشتیرانی و تجارت آزاد محروم باشد، در حالی که همان مسیر برای انتقال سلاح و جنگ‌افزار علیه ایران استفاده شود. این تفاوت در ادبیات، بسیار معنادار است؛ دفاع از منافع ملی بدون استفاده از زبان بحران‌آفرین.
بخش دیگری از سخنرانی که در داخل ایران بازتاب فراوانی پیدا کرد، اشاره مکرر به حضور مردم در خیابان‌ها طی ماه‌های گذشته بود. پزشکیان نگفت قدرت ایران فقط موشک‌ها و سامانه‌های دفاعی است؛ گفت مردم هر شب در خیابان بودند و آنان قدرت ایران هستند. این جمله، خیابان را از یک مفهوم سیاسی به یک مفهوم امنیت ملی تبدیل می‌کند. در روایت او، مردم نه تماشاگر جنگ هستند و نه ابزار تبلیغات؛ مردم خودِ پشتوانه بازدارندگی‌اند. این همان مفهوم «امنیت مردم‌پایه» است که در ماه‌های اخیر بیش از گذشته وارد ادبیات سیاسی ایران شده است.
در واقع، پزشکیان سرمایه اجتماعی مقاومت را به سازمان ملل برد. او به جهان گفت اگر ایران در برابر فشار نظامی ایستاد، فقط به دلیل توان دفاعی نبود؛ بلکه به دلیل انسجام ملی بود. این انتقال پیام، هم برای افکار عمومی جهان اهمیت داشت و هم برای جامعه ایران که احساس کند حضور و هزینه‌ای که در ماه‌های جنگ پرداخته، در عالی‌ترین تریبون بین‌المللی دیده شده است.
اما شاید هوشمندانه‌ترین بخش سخنرانی، حمله به «معیارهای دوگانه» در نظام بین‌الملل بود. پزشکیان وارد یک مجادله ایدئولوژیک نشد؛ مجموعه‌ای از تضادهای ساده اما قابل فهم را کنار هم قرار داد: اسرائیل عضو پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای نیست، اما ایران بازرسی می‌شود؛ اسرائیل سلاح هسته‌ای دارد، اما ایران تحریم می‌شود؛ غیرنظامیان کشته می‌شوند، اما قربانی متهم می‌شود. او مسئله را از ایران فراتر برد و اعتبار خود نظام بین‌الملل را به پرسش کشید.
این بخش از سخنرانی از منظر اقناع بسیار مهم است، زیرا مخاطب را وادار می‌کند درباره عدالت قواعد جهانی فکر کند، نه صرفاً درباره ایران. پزشکیان به جای آنکه فقط از تحریم ایران شکایت کند، استدلال می‌کند اگر حقوق بین‌الملل فقط زمانی اجرا شود که با منافع قدرت‌های بزرگ سازگار باشد، نتیجه آن جهانی خواهد بود که همه کشورها امنیت را فقط در قدرت نظامی جست‌وجو می‌کنند. این هشدار، دیگر فقط درباره ایران نیست؛ درباره آینده نظم جهانی است.
همین منطق در بخش مربوط به فلسطین نیز دیده می‌شود. پزشکیان مقاومت را صرفاً یک سازمان یا جریان سیاسی معرفی نمی‌کند؛ آن را واکنش طبیعی انسان به اشغال، اخراج و بمباران می‌داند. او مقاومت را از سطح یک مفهوم سیاسی به سطح یک مفهوم انسانی منتقل می‌کند و استدلال می‌کند تا زمانی که اشغال و بی‌عدالتی وجود داشته باشد، مقاومت نیز بازتولید خواهد شد. این تغییر واژگان، مخاطب جهانی را با یک مفهوم جهان‌شمول روبه‌رو می‌کند: حق دفاع از خانه و سرزمین.
شاید مهم‌ترین واژه سخنرانی، «اعتماد» باشد؛ واژه‌ای که اتفاقاً با شعار رسمی اجلاس نیز هم‌خوان بود. پزشکیان اعتماد را نه محصول سخن گفتن، بلکه نتیجه رفتار برابر می‌داند. از نگاه او، اعتماد زمانی بازسازی می‌شود که معیارهای دوگانه کنار گذاشته شود، حقوق ملت‌ها یکسان دیده شود و تحریم جای دیپلماسی را نگیرد. اینجاست که سخنرانی از یک دفاعیه ملی به یک پیشنهاد برای اصلاح نظم بین‌الملل تبدیل می‌شود.
از منظر تحلیل محتوا، این نطق پنج مخاطب متفاوت دارد و برای هر کدام پیام مستقلی طراحی شده است. برای مردم ایران، پیام غرور و انسجام ملی است؛ اینکه قدرت واقعی کشور مردم‌اند. برای آمریکا، پیام بازدارندگی است؛ اینکه جنگ و تحریم ایران را به تسلیم نمی‌رساند. برای اروپا و سازمان ملل، پیام نقد معیارهای دوگانه و دعوت به اجرای بی‌طرفانه حقوق بین‌الملل است. برای همسایگان، پیام همکاری و امنیت مشترک است. و برای جهان جنوب، پیام دفاع از حق توسعه و برابری ملت‌ها در نظم جهانی.
همین چندلایگی، سخنرانی پزشکیان را از یک متن اعتراضی به یک متن راهبردی تبدیل می‌کند. او هم‌زمان با چند زبان سخن می‌گوید؛ زبان حقوق، زبان امنیت، زبان اخلاق و زبان دیپلماسی. هنر این نطق نیز در همین است که هیچ‌کدام از این زبان‌ها دیگری را حذف نمی‌کند.
بازتاب داخلی این سخنرانی نیز از همین زاویه قابل فهم است. جامعه ایران پس از ماه‌ها جنگ، تحریم و فشار، بیش از هر چیز به روایتی نیاز داشت که میان عزت و امید جمع کند. پزشکیان نه وعده پیروزی نظامی داد و نه وعده صلح فوری؛ گفت ایران آن‌قدر قدرتمند است که بتواند صلح را از موضع عزت دنبال کند. این ترکیب، احساس مقاومت را با امکان گشودن افق دیپلماسی پیوند می‌زند و به همین دلیل برای بخش بزرگی از افکار عمومی، حس غرور ملی ایجاد می‌کند. واکنش مثبت و یکدست مقامات و بزرگان سیاسی کشور به این نطق، ریشه در همین واقعیت دارد. 
نطق نیویورک را نباید فقط یک سخنرانی در سازمان ملل دانست؛ می‌توان آن را نخستین تلاش جدی دولت برای صورت‌بندی سیاست خارجی ایران پس از جنگ دانست. اگر این ادبیات استمرار پیدا کند، سیاست خارجی ایران می‌تواند بر سه پایه استوار شود: قدرت برای دفاع، دیپلماسی برای رفع تنش و عدالت به‌عنوان مبنای نظم منطقه‌ای و جهانی.
شاید مهم‌ترین دستاورد این سخنرانی همین باشد که دیپلماسی را از موضع درخواست به موضع عزت منتقل کرد. پیام نهایی پزشکیان این نبود که ایران از جنگ استقبال می‌کند و نه اینکه برای صلح هر شرطی را می‌پذیرد؛ پیام او این بود که ایران آماده گفت‌وگو است، اما گفت‌وگویی که در آن زور جای قانون ننشیند و حقوق برابر ملت‌ها قربانی اراده قدرت‌های بزرگ نشود. این، بیش از هر چیز، تلاشی برای بازنویسی روایت ایران در جهان بود؛ روایتی که می‌خواهد ایران را کشوری مقاوم، منطقی و در عین حال طرفدار کاهش تنش معرفی کند، نه کشوری که میان مقاومت و دیپلماسی یکی را بر دیگری ترجیح می‌دهد.

 

منبع: نورنیوز
اخبار مرتبط
  • رئیس‌جمهوری گفت: سیاست قطعی ایران گسترش همکاری‌ها با کشورهای منطقه و همسایه است و در این زمینه دولت همه تلاش خود را برای اجرای توافقات به کار می‌گیرد.

  • دیدار مسعود پزشکیان و آنتونیو کاستا، رئیس شورای اروپا، در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، بار دیگر دو موضوع هسته‌ای و تنگه هرمز را به محور رایزنی‌های دیپلماتیک درباره ایران تبدیل کرد. کاستا پس از این دیدار از تهران خواست همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را از سر بگیرد و حملات به کشورهای همسایه و محدودیت‌های کشتیرانی در تنگه هرمز پایان یابد. در مقابل، موضع تهران بر این استوار است که وضعیت هرمز را نمی‌توان جدا از جنگ، فشار نظامی آمریکا و محدودیت‌های اعمال‌شده علیه بنادر ایران بررسی کرد.

  • رئیس‌جمهوری با انتقاد از انفعال کشورهای اروپا مقابل آمریکا گفت: اقدامات اروپایی‌ها در موضوع اسنپ بک و برجام و قرار گرفتن زیر سایه اقدامات خصمانه باعث شد از چرخه تاثیرگذاری در تحولات بین‌المللی خارج شوند.

ارسال نظر