آنتونیو کاستا پس از دیدار با مسعود پزشکیان در شبکه اجتماعی ایکس، این گفتوگو را «صریح و اساسی» توصیف کرد و گفت از رئیسجمهور ایران خواسته است همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی از سر گرفته شود.
این موضع اروپا در شرایطی مطرح میشود که مسئله هستهای ایران دیگر صرفاً یک پرونده فنی میان تهران و آژانس نیست و با تحولات امنیتی و نظامی ماههای اخیر گره خورده است. از سوی دیگر، آژانس در گزارشهای اخیر خود مدعی شده که دسترسی بازرسان به برخی تأسیسات و اطلاعات هستهای ایران محدود شده است.
از نگاه تهران، اما نمیتوان درباره تعهدات هستهای ایران بدون در نظر گرفتن شرایط امنیتی جدید سخن گفت؛ بهویژه آنکه تأسیسات هستهای ایران در جریان حملات آمریکا و اسرائیل هدف قرار گرفتهاند. بنابراین، هرگونه بازگشت به یک سازوکار نظارتی، نیازمند توجه همزمان به مسئله امنیت تأسیسات و تضمینهای مربوط به عدم تکرار حملات خواهد بود.
تنگه هرمز؛ مطالبه اروپا یا نقطه فشار غرب؟
بخش مهمتر سخنان کاستا به تنگه هرمز مربوط میشود. رئیس شورای اروپا از ایران خواسته است حملات علیه همسایگان متوقف و آزادی کشتیرانی در این آبراه بازگردانده شود.
اما مسئله هرمز یک طرفه نیست. این تنگه پیش از تشدید جنگ، یکی از مهمترین مسیرهای انرژی جهان بود و بر اساس گزارش رویترز، پیش از جنگ حدود یکپنجم نفت و گاز طبیعی مایعشده جهان از آن عبور میکرد. اختلال در این مسیر نیز مستقیماً بر بازار انرژی و قیمتها اثر گذاشته است.
در همین حال، تهران اعلام کرده است که در صورت کاهش فشار نظامی آمریکا و رفع محاصره بنادر ایران، آمادگی دارد روند بازگشایی هرمز برای کشتیرانی را از سر بگیرد. یک مقام ایرانی به رویترز گفته بود ایران میتواند در چنین شرایطی هرمز را ظرف چند روز بازگشایی کند.
بنابراین، اختلاف اصلی بر سر یک پرسش کلیدی است: آیا آزادی کشتیرانی در هرمز باید بدون پیششرط از ایران مطالبه شود یا اینکه امنیت و آزادی این آبراه بخشی از یک توافق متقابل درباره پایان فشار نظامی و جنگ باشد؟
اروپا میان آمریکا و ایران؛ مسئله فقط کشتیرانی نیست
موضع کاستا را میتوان در چارچوب نگرانی گستردهتر اروپا درباره تبعات جنگ در منطقه نیز بررسی کرد. اروپا از یک سو خواهان کاهش تنش، ثبات بازار انرژی و بازگشت مسیرهای تجاری است و از سوی دیگر، تلاش میکند موضوع هستهای ایران را به مسیر دیپلماتیک بازگرداند.
اما همزمان، گزارشها از تلاشهای تازه برای بازگشت به مذاکره حکایت دارد. ایران پیش از سفر پزشکیان به نیویورک پیشنهادی را از طریق میانجیها به آمریکا منتقل کرده بود که بر اساس آن، در صورت کاهش فشار نظامی و رفع محاصره بنادر ایران، امکان بازگشایی هرمز مطرح شده است.
پزشکیان نیز در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل تأکید کرد که ایران آماده گفتوگو و مذاکره است، اما مذاکره را در شرایط اعمال فشار و تهدید نظامی نمیپذیرد. او همچنین درباره هرمز گفت نمیتوان انتظار داشت دیگران از این آبراه بهره ببرند اما ایران در شرایطی قرار گیرد که دسترسی و امنیت آن نادیده گرفته شود.
گره هرمز و پرونده هستهای؛ دو مسیر جدا یا یک بسته دیپلماتیک؟
واقعیت این است که در شرایط فعلی، پرونده هستهای و تنگه هرمز دیگر دو موضوع کاملاً مستقل نیستند. هر دو به یک مسئله بزرگتر یعنی چگونگی پایان جنگ و بازسازی یک چارچوب امنیتی جدید در منطقه متصل شدهاند.
اگر اروپا واقعاً به دنبال کاهش تنش باشد، صرفاً مطالبه از تهران برای همکاری با آژانس یا بازگرداندن آزادی کشتیرانی نمیتواند تمام معادله باشد. در مقابل، تهران نیز برای تبدیل فشارهای متقابل به یک توافق پایدار، نیازمند ارائه سازوکاری روشن درباره همکاری هستهای، امنیت منطقهای، کشتیرانی و توقف عملیات نظامی است.
از همین منظر، دیدار پزشکیان و کاستا را میتوان نشانهای از تلاش اروپا برای باز نگه داشتن مسیر دیپلماسی دانست؛ مسیری که در آن هرمز، پرونده هستهای و پایان جنگ به یکدیگر گره خوردهاند و حل یکی بدون تعیین تکلیف دو موضوع دیگر دشوار خواهد بود.
پیام اروپا به تهران روشن است: همکاری هستهای و آزادی کشتیرانی باید احیا شود. پیام تهران نیز در روزهای اخیر این بوده که این مطالبات نمیتواند بدون توجه به فشار نظامی، محاصره و امنیت ایران مطرح شود. اکنون سؤال اصلی این است که آیا این اختلافها میتواند در قالب یک بسته دیپلماتیک جامع حل شود یا تنگه هرمز همچنان به یکی از مهمترین اهرمهای فشار در جنگ و مذاکرات ایران و غرب تبدیل خواهد ماند.