حزب عهد ایران در این بیانیه، دفاع نیروهای مسلح و حمایت عمومی از آن را از مهمترین فرازهای تاریخ معاصر ایران دانسته و مدعی شده است که ایران در جنگهای اخیر توانسته اهداف اصلی متجاوزان را ناکام بگذارد.
این حزب، ریشه اصلی مناقشه با آمریکا را سیاستهای چند دهه گذشته واشنگتن و رویکرد منطقهای اسرائیل عنوان کرده و ادامه درگیریها پس از تفاهم اسلامآباد را نیز به آنچه «تفاهمشکنی، بدعهدی و رویکرد زورگویانه آمریکا» خوانده، نسبت داده است.
در بخش دیگری از بیانیه، همبستگی ملی بهعنوان یکی از اصلیترین پایههای دفاع از کشور مورد تأکید قرار گرفته و از تجمعات حول پرچم ایران بهعنوان نمادی از این انسجام یاد شده است. حزب عهد ایران در عین حال خواستار آن شده که این اجتماعات به محل منازعات جناحی و جریانی تبدیل نشوند.
این حزب همچنین بر تقویت همزمان قدرت نظامی، دیپلماسی، اقتصاد و رضایت عمومی تأکید کرده و خواستار تحرک بیشتر دستگاه دیپلماسی در تعامل با قدرتهای جهانی و منطقهای، استفاده از ظرفیتهایی مانند شانگهای و بریکس و گسترش روابط با همسایگان و کشورهای جنوب جهانی شده است.
در حوزه داخلی نیز بیانیه بر استفاده از خرد جمعی، تقویت جایگاه شورای عالی امنیت ملی، اعتماد به مدیران توانمند، افزایش تابآوری اقتصادی، حمایت از اقشار محروم و تنظیم «آرایش جنگی» دولت و نهادهای عمومی متناسب با شرایط جنگ و محاصره تأکید دارد.
حزب عهد ایران در پایان، پایان عزتمندانه و پایدار جنگ، حفظ بازدارندگی و تقویت انسجام ملی را دو اولویت اصلی کشور دانسته و تأکید کرده است که اختلافنظر درباره شیوه و زمانبندی اقدامات نظامی و دیپلماتیک نباید به این دو اولویت آسیب بزند.
متن کامل بیانیه حزب عهد ایران
به نام یزدان دادگر
دفاع میهنی باشکوهِ ایرانیان در جنگهای تحمیلی ۱۲ روزه و رمضان و نبرد هرمز در برابر آمریکا و رژیم اشغالگر و نسلکش اسرائیل، فصلی نو در تاریخ ایرانزمین گشوده است. در این بحبوحهٔ ملی، مواضع نیروهای سیاسی دربارهٔ جنگ و دفاع میهنی نیز واجد اهمیت است. حزب عهد ایران وظیفهٔ خود میداند اصول مواضع سیاسی و ملی دربارهٔ این فراز تاریخی از سرنوشت کشور را به اطلاع هموطنان گرامی برساند.
۱- دفاع قهرمانانه و مؤثر نیروهای مسلح ایران، پشتیبانی یکپارچهٔ مسئولان اجرایی، هماهنگی قوا و حمایت وسیع مردمی از دفاع میهنی در برابر تجاوزهای دو قدرت اتمی، یکی از پرافتخارترین فرازهای تاریخ ایران در قرون اخیر است. بقا و بالندگی ایران و امنیت و زندگی نسلهای امروز و آیندهٔ ایرانیان وامدار دفاع سلحشورانهٔ شهدا و سربازان وطن در این جنگهای تحمیلی است. یاد رهبر شهید، فرماندهان جانبرکف، شهدای مظلوم ناو دنا، دلاوران پای لانچرها، سلحشوران پدافند، مدافعان هرمز، خدمتگزاران ایثارگر نهادهای عمومی، کودکان میناب، جوانان لامرد و هزاران شهروند شهید و مظلوم ایران در این جنگها در تاریخ ایران جاویدان میماند.
۲- ایران ما، با وجود تحمل ضربات شدید و تقدیم شهدای ارزشمند، متجاوزان را در وصول به همهٔ اهداف اصلی راهبردیشان از تجاوز به ایران به شکست کشاند و برندهٔ قطعی دفاع میهنی است. امروز واضحتر شده است که انگارهٔ «ایران ضعیف»، که پیشفرض تجاوز قرار گرفت، اشتباه بود و ایران بسیار قویتر از چیزی است که بسیاری از ناظران و بازیگران تصور میکردند. اعتماد به نفس ملی حاصل از این دستاورد بزرگ، سرمایهای ارزشمند برای آیندهٔ کشور و بقا و ارتقای ایران است.
۳- عامل اصلی اختلاف و تنازع ما با آمریکا، سیاستهای تجاوزکارانه، استعمارگرانه و ایرانستیزانهٔ دولت آمریکا در طی هشت دههٔ گذشته و استیلاجوییِ منطقهایِ اسرائیلِ اشغالگر و جنایتپیشه است. نسبت دادن این تخاصم استعمارگرانه به دفاع جمهوری اسلامی ایران از استقلال راهبردی ایران، نوعی خودزنیِ سستبنیاد است.
۴- عامل اصلی ادامهٔ درگیری در منطقه، بعد از امضای یادداشت تفاهم اسلامآباد بین دو طرف، در ماههای اخیر نیز سلطهجویی، تفاهمشکنی، بدعهدی و تمایلات استعماری و زورگویانهٔ دولت آمریکا است. استناد دشمن به برخی عکسالعملهای نظامی ایران در برابر تفاهمشکنیهای متعدد طرف مقابل، برای توجیه خروجش از تفاهم، بهانهجویانه است.
۵- قوای نظامی، دیپلماسی نیرومند، رضایت و همبستگی شهروندان، و قدرت اقتصادی و معنایی، همه از مؤلفههای قدرت ملیاند که عزم ملی برای تقویت و همافزاییشان در دفاع میهنی کنونی ضروری است. تقویت و فعال کردن و بازنمایی همهٔ این مؤلفهها نباید متوقف و کمتحرک و موقوف به دیگری شود.
۶- همبستگی ملی ایرانیان و پشتوانهای که برای نیروهای مسلح و دیپلماتهای ایران ساختند، یکی از اصلیترین پایههای دفاع میهنی در برابر تجاوز دو قدرت بزرگ نظامی است. قویترین تجلی این همبستگی را میتوان در طی حدود ۲۰۰ شب اخیر در تجمعهای مستمر خیابانی در تمام شهرها و روستاها و دهها میدان پایتخت حول پرچم ایران مشاهده کرد. این تجمعات پرشمار و مستمر را میتوان یک جنبش بزرگ ضداستعماری برای حفاظت از ایران دانست که چندین هدف اصلی متجاوزان را ناممکن کرد.
اجتماعات خیابانی باید تجلی همبستگی فراگیر ملی بماند و محل منازعات جریانی نشود. در این مسیر باید از تغییر نمادها و شعارهای ملی در تجمعات و مصادرهٔ خیابان توسط یک گرایش خاص پرهیز کرد. هر چه فراگیرتر و تکثرپذیرتر کردن اجتماعات شبانه حول پرچم ایران برای میدان و دیپلماسی پشتوانهٔ قویتری در حفاظت از ایران میسازد. برای صیانت از همبستگی ملی، پرهیز حداکثری از هر اقدام و تصمیمی که بخشی از جامعهٔ متکثر ایران را خشمگین و شکافهای اجتماعی را فعال کند نیز ضروری است.
۸- دیپلماسی ایران علاوه بر زمینهسازی برای احیای مقتدرانهٔ تفاهمنامه، باید با ابتکار عمل، خلاقیت، استفاده از موقعیتها و تحرک حداکثری برای ایران راهگشایی کند. این تحرک باید معطوف به ارتقای رابطهٔ راهبردی با قدرتهای جهانی و منطقهای، استفادهٔ بیشتر از ظرفیت شبکهٔ شانگهای و بریکس، کاشتن و آبیاری بذر امنیت جمعی در منطقه بدون حضور آمریکا، و ارتقای روابط دوجانبه و چندبعدی با همسایگان و کشورهای جنوب جهانی باشد.
دیپلماسی در هر شرایطی یکی از عناصر مهم جعبهابزار دفاع از منافع و قدرت ملی است که تقویت و استمرارش لازمهٔ نقد کردن و تثبیت دستاوردهای میدان و خیابان و مستلزم اعطای اختیارات و اعتماد به دیپلماتها است.
۹- پیروزی در جنگ ترکیبی و دفاع میهنی، همچنین مستلزم پیروی از فرماندهی واحد است. هماهنگی کامل قوای کشور ذیل فرماندهی کل قوا ضرورتی ملی و عقلانی است. ادارهٔ جنگ و کشور در شرایط سخت کنونی همچنین نیازمند استفاده از خرد جمعی، داشتن اطلاعات و سنجشهای دقیق و رایزنی و گفتوگوی کارشناسان و نیروهای سیاسی و اجتماعی است.
از نگاه ما، در امر جنگ و با اتکا به اطلاعات دقیق و تجمیع ملاحظات نظامی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی و اجتماعی، شورای عالی امنیت ملی جایگاه رسمی تجلی این خرد جمعی و سنجشگری فرابخشی و چندوجهی است. هرگونه نقد و نظری نباید موجب تضعیف این نهاد ارزشمند شود.
۱۰- از نگاه ما، اصل بر زندگی در صلح است. جنگ واقعیت تلخی است که بر ما تحمیل شده است و ما را به دفاعی ملی در برابر متجاوزان واداشته است. پایان بادوام جنگ و ممکن شدن صلح عزتمندانه مستلزم شرایطی است که باید آنها را محقق کرد.
بر این اساس، معتقدیم سیاست اصولی ما باید خلق زمینههای صلح و امنیت پایدار در کشور و منطقه بر اساس توازن قوا و بازدارندگی ترکیبی و توافقهایی باشد که دشمنان را از تجاوزگری مجدد و مکرر باز دارد. ما ناگزیریم دشمنان را از نتیجهبخشی راهبردهایی همچون «محاصره تا فروپاشی سیاسی»، «چمنزنی»، «فشار حداکثری»، «تضعیف و مهار»، «تمهید براندازی و فروپاشی سرزمینی» و «جنگهای متناوب کمشدت و پرشدت نظامی و اقتصادی» ناامید کنیم.
ما در نقطهای تاریخی قرار داریم که باید دشمن را به «تغییر رفتار در برابر ایران»، «پذیرش استقلال راهبردی ایران» و «کنار آمدن با امنیت و توسعهٔ ایران» برسانیم.
۱۱- اعتماد به مسئولان و مدیران کشور و امید به حل مشکلات و داشتن افقی نویدبخش در آینده، ضرورتی اساسی در ایجاد حس همبستگی و همگرایی ملی و افزایش تابآوری در ابعاد مختلف است. در این مسیر هم رسانهٔ ملی باید ملیتر و فراگیرتر عمل کند و هم اهالی رسانه و متنفذان اجتماعی و سیاسی وظیفهای خطیر برعهده دارند تا مرز نظارت و انتقاد و گفتوگوی حلمسئلهای و ظرفیتساز با خودتخریبی و ایجاد حس ناامیدی و تضعیف روحیهٔ دفاع میهنی مخدوش نشود.
۱۲- قدرت چشمگیر موشکی و پهپادی ایران و توان آفندی و پدافندی کشور در جنگهای نابرابر اخیر، نشانگر رویکرد درست و سنجیدهٔ رهبر شهید انقلاب در تجهیز بهموقع، متناسب و راهبردی نیروهای مسلح کشور است. این رویکرد باید در آینده نیز ادامه یابد و شامل تقویت زمینههای دیگر دفاعی بر مبنای دانش و فناوری روزآمد و بهبود وضعیت معیشتی سربازان وطن باشد.
۱۳- دفاع دانشپایه و درونزاد ملت ایران در برابر تجاوز بیگانگان حاکی از نقش ویژهای است که دانشمندان و فناوران توانای کشور در این عرصه داشتهاند. این ضرورت باید در آینده نیز وجههٔ همت باشد. حل معضلات کشور نیازمند بهکارگیری فرهیختگان، دانشورزان و مدیران کارآمد و توانا است. ضروری است نگاههای تنگنظرانهای که سر راه استفادهٔ حداکثری از سرمایههای انسانی ایران در این معرکهٔ ملی است، کنار گذاشته شود.
۱۴- تابآوری کشور در برابر شرایط تحمیلی خارجی و محاصرهٔ اقتصادی و تحریم شدید، نیازمند عزم جدی مدیران و داشتن روحیهای خستگیناپذیر و مقاوم برای تمشیت امور و حل مسائل است. مدیرانی که نمیتوانند واقعیتهای سخت ناشی از شرایط کشور و فشارهای خارجی را درک کنند، باید از پذیرش مسئولیت خودداری کنند. امروز کشور نیازمند مدیران قوی، ایثارگر، مقاوم و حلال مسائل است.
عملکرد دولت در تداوم خدمات عمومی حین جنگهای اخیر شایستهٔ افتخار است. اکنون هم تا حصول شرایط پایان عزتمندانه و پایدار جنگ و تحریم و محاصره، باید برنامهریزی و «آرایش جنگی» دولت و جامعه و سایر نهادهای عمومی متناسب با ادارهٔ کارآمدتر و متمرکزتر بر اولویتها در ستاد جنگ اقتصادی، ستاد تبلیغات جنگ/دفاع میهنی و ستاد اجتماعی جنگ/دفاع میهنی باشد.
۱۵- بهبود شرایط زندگی و معیشت مردم و توسعهٔ فراگیر در ایران مورد توجه دولت محترم است. در حزب عهد ایران هم عمیقاً همدرد و دغدغهمند سختیها و فشارهای معیشتی سهمگینی هستیم که به هموطنانمان تحمیل شده است.
بهبود وضعیت اقتصادی کشور مستلزم تثبیت عدم موفقیت متجاوزان در تعرض به منافع حیاتی ایران است. برای پذیرش حقوق حقهٔ ایران و اقتضائات منافع حیاتی کشور توسط طرفهای درگیر نیز ناگزیر از مقاومت و استقامت هستیم.
در تعیین مطالبات مورد نظر ایران و منافع قابل تحقق باید مدبرانه و متناسب با اقتضائات «آرمانگرایی واقعنگرانه» عمل کرد. نه ممکن است همهٔ منافع هدفگیریشده برای کشور یکباره و دفعتاً تأمین شود و نه باید از مرزهای استقلال راهبردی ایران و حقوق و منافع حیاتی کشور عبور کرد.
تثبیت پیروزی بزرگ ایران در ناکام گذاردن دشمنان غدار در جنگهای اخیر با میزانی از تداوم مقاومت قابل تحقق است. بر این اساس، حمایت از ضعیفترین و محرومترین شهروندان در برابر فشارهای اقتصادی شرایط جنگ و محاصره باید اولویت نهادهای عمومی در این مرحله باشد.
۱۶- بخش اعظم جامعه و گروههای سیاسی و اجتماعی ایران در دو موضوع اصلی همنظرند: اولاً مهمترین هدف، بقای سرافرازانهٔ ایران و پایان عزتمندانه و پایدار جنگ در عین ایجاد و حفظ ظرفیت بازدارندگی است. ثانیاً انسجام و همبستگی ملی مهمترین راهبرد مورد نیاز در طول جنگ و دورهٔ بازسازی است.
تفاوت نظرها در برنامهها و جزئیات زمانبندیهای اقدامات جنگی و دیپلماتیک نباید به دو مورد اولویتدار یادشده آسیب بزند و به موضوع اصلی گفتوگوها و بگومگوها تبدیل شود. پاسداشت و تقویت اشتراکات در دو مورد اول از تفاوت آراء در مورد سوم مهمتر است.
بر این اساس، از سویی تداوم سنجشگری و گفتوگوی ظرفیتساز در زمینهٔ سوم و از سوی دیگر، حمایت هرچه وسیعتر از تصمیم نهایی مسئولان مطلع و تمهید همبستگی ملی حداکثری ضروری است.