چرا دکترین نظامی آمریکا در برابر ایران با چالش راهبردی روبه‌رو شده است؟

بن‌بست استراتژیک پنتاگون؛ چرا دکترین «شوک و بهت» در برابر اراده فولادین ایران فروپاشید؟

چرا دکترین نظامی آمریکا در برابر ایران با چالش راهبردی روبه‌رو شده است؟
0 دقیقه

صفحه سیاست-در حالی که اتاق‌های فکر واشینگتن همواره با تکیه بر دکترین‌های کلاسیک و اتکا به برتری هوایی، رویای تکرار سناریوهای تهاجمی را در سر می‌پرورانند، واقعیت‌های میدان نبرد و هوشمندی دکترین دفاعی ایران، تمام محاسبات راهبردی دشمن را برهم زده است. بررسی فنی نشان می‌دهد که دکترین بمباران زیرساخت‌ها که در دهه‌های گذشته علیه کشورهای منطقه به کار گرفته شد، در برابر جمهوری اسلامی ایران به یک خطای محاسباتیِ استراتژیک تبدیل شده است.

1. فروپاشی افسانه ضربه جهانی سریع

دکترین ضربه جهانی سریع آمریکا که بر پایه فلج‌سازی زیرساخت‌های حیاتی استوار است، در مواجهه با استراتژی پدافند غیرعاملِ پیش‌دستانه ایران، عملاً ناکارآمد شده است. توزیع گسترده زیرساخت‌های حیاتی، استقرار در تأسیسات فوق‌مقاوم و اعماق زمین، و اتکا به توان موشکیِ پراکنده، به این معناست که آمریکا نه تنها نمی‌تواند شریان‌های حیاتی ایران را قطع کند، بلکه خود در یک تله فرسایشی گرفتار می‌شود.

2. قدرت پاسخ متقابل؛ کارت برنده ایران

آنچه دکترین نظامی آمریکا را به لرزه درآورده، تغییر پارادایم بازدارندگی از سوی ایران است. فرماندهان نظامی ایران به‌درستی بر این نکته تأکید دارند که دوران بزن و دررو تمام شده است‌. تئوری پاسخ متقارن به زیرساخت‌های منطقه‌ای، معادله را تغییر داده است. دشمن می‌داند که هرگونه آسیب به زیرساخت‌های ایران، با پاسخی برق‌آسا مواجه خواهد شد که کل نظم انرژی و امنیتِ سرمایه‌گذاریِ مورد نظرِ آمریکا در منطقه را به خاکستر تبدیل می‌کند. این یعنی پیروزی پیش‌دستانه از طریق خنثی‌سازی اراده دشمن برای آغاز درگیری.

3. جنگ شبکه‌محور و شکافِ توان سایبری

آمریکا با اتکا به جنگ سایبری و شبکه، به دنبال ایجاد هرج‌ومرج ساختاری است، اما نخبگان دفاعی ایران با بومی‌سازیِ کاملِ زیرساخت‌های ارتباطی و سایبری، سیستمی جزیره‌ای و امن ایجاد کرده‌اند که در برابر حملات الکترونیک ایمن است. این یعنی سیستم تصمیم‌گیریِ نیروهای مسلح ایران، حتی در شرایط فشار حداکثری، همگرا و یکپارچه باقی می‌ماند؛ در حالی که ارتش آمریکا در نبردهای نیابتی و طولانی، همواره با بحران مشروعیت و خستگی سیاسی مواجه بوده است.

تحلیل دکترین‌های نظامی گواه آن است که جنگ علیه ایران، نه تنها به پیروزیِ کوتاه برای آمریکا منجر نخواهد شد، بلکه به آغازِ پایانِ حضور استراتژیک آن‌ها در غرب آسیا بدل می‌گردد. قدرت ایران در این است که از یک تهدیدِ تهاجمی، یک فرصت برای بازتعریف نظم امنیتی جدید ساخته است. در این تقابل، پیروزِ میدان کسی است که در جنگ اراده‌ها پایداری بیشتری دارد؛ و ایران با تکیه بر فرهنگ ایثار و قدرت موشکی بومی، ثابت کرده است که در این آزمون، فاتحِ نهایی است.

 

منبع: تسنیم
ارسال نظر