ترامپ در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» ویدئویی منتشر کرد که در آن تأسیسات نفتی بزرگی در میان انفجار و شعلههای گسترده آتش دیده میشود. رئیسجمهور آمریکا در توضیح این تصاویر نوشت: «جزیره خارگ دارد با خاک یکسان میشود!!!»
اما نکته مهم اینجاست که تصاویر منتشرشده، برخلاف آنچه ممکن است در نگاه نخست القا کنند، مستند به یک حمله واقعی نیستند و با استفاده از هوش مصنوعی تولید شدهاند.
این اقدام را میتوان بخشی از روند رو به گسترش استفاده از تصاویر مصنوعی در منازعات سیاسی و نظامی دانست؛ جایی که تصویر، پیش از آنکه سندی از میدان نبرد باشد، به ابزاری برای شکل دادن به افکار عمومی تبدیل میشود.
ترامپ و استفاده سیاسی از تصاویر جعلی

انتشار چنین تصاویری از سوی یک مقام عالیرتبه سیاسی، صرفاً یک اقدام رسانهای معمولی نیست. وقتی تصویری ساختگی در کنار ادعایی درباره حمله نظامی منتشر میشود، مرز میان «خبر»، «تبلیغات» و «عملیات روانی» بیش از گذشته مخدوش میشود.
در این میان، انتخاب جزیره خارک نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. خارک یکی از مهمترین مراکز صادرات نفت ایران به شمار میرود و هرگونه تصویرسازی درباره حمله به تأسیسات این جزیره میتواند پیامدهای سیاسی و اقتصادی فراتر از یک خبر نظامی داشته باشد.
به همین دلیل، انتشار تصاویر جعلی از چنین نقطهای را باید در چارچوب جنگ روایتها و تلاش برای اثرگذاری بر برداشت مخاطبان از وضعیت میدانی و اقتصادی ایران بررسی کرد.
تناقض میان مذاکره و تهدید نظامی آمریکا
اقدام اخیر ترامپ در شرایطی صورت گرفته که سیاست واشنگتن در قبال تهران همچنان با تناقضهای جدی روبهروست.
از یک سو، مقامهای آمریکایی از ضرورت رسیدن به توافق با ایران سخن میگویند و تلاشهایی برای باز نگه داشتن مسیر دیپلماسی انجام میشود؛ اما از سوی دیگر، اقدامات نظامی و تهدیدهای مستقیم علیه ایران ادامه دارد.
در تازهترین مورد، گزارش شده است که آمریکا اهدافی را در جزیره لارک مورد حمله قرار داده است. این اقدام با واکنش نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران همراه شد و سپاه پاسداران نیز از حمله موشکی و پهپادی به دو پایگاه آمریکایی در اردن خبر داد.
این وضعیت نشان میدهد که در کنار میدان نظامی، یک میدان مهم دیگر نیز در جریان است؛ میدانی که در آن تصاویر، ویدئوها، شبکههای اجتماعی و روایتهای رسانهای به اندازه تحولات نظامی اهمیت پیدا کردهاند.
جنگ ایران و آمریکا فقط در میدان نظامی نیست
در جنگهای امروز، پیروزی تنها با میزان قدرت آتش یا تعداد تجهیزات نظامی تعیین نمیشود. کنترل روایت، مدیریت افکار عمومی و جلوگیری از انتشار اطلاعات جعلی نیز بخشی از قدرت ملی کشورها محسوب میشود.
ویدئوی منتشرشده از سوی ترامپ نمونهای از همین تغییر در ماهیت جنگ است. یک تصویر تولیدشده با هوش مصنوعی میتواند در چند دقیقه میلیونها مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد و حتی پیش از آنکه صحت آن بررسی شود، به عنوان «واقعیت» در شبکههای اجتماعی بازنشر شود.
از این منظر، ماجرای ویدئوی خارک را نباید صرفاً یک حاشیه رسانهای دانست. این اتفاق نشانهای از ورود فناوریهای تولید محتوای مصنوعی به یکی از حساسترین عرصههای رقابت سیاسی و نظامی جهان است.
چرا خارک در جنگ روایتها اهمیت دارد؟
اهمیت خارک برای ایران فقط به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمیشود. این جزیره در زنجیره صادرات نفت ایران جایگاهی راهبردی دارد و به همین دلیل، هرگونه خبر یا تصویر درباره آسیب دیدن زیرساختهای نفتی آن میتواند به سرعت بر برداشت بازارها، افکار عمومی و محاسبات سیاسی اثر بگذارد.
بنابراین، حتی اگر یک تصویر ساختگی فاقد ارزش خبری به معنای دقیق کلمه باشد، میتواند ارزش تبلیغاتی و روانی قابل توجهی داشته باشد.
در چنین شرایطی، تشخیص تصاویر واقعی از محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی به یکی از چالشهای جدی رسانهها و مخاطبان تبدیل شده است.
از میدان نبرد تا میدان ادراک
آنچه در ماجرای اخیر اهمیت بیشتری دارد، نه فقط یک ویدئوی جعلی، بلکه الگویی است که پشت آن قرار گرفته است: تلاش برای ساختن تصویری از واقعیت، پیش از آنکه واقعیت میدانی فرصت سخن گفتن پیدا کند.
در چنین فضایی، رسانهها بیش از گذشته وظیفه دارند منشأ تصاویر و ویدئوها را بررسی کنند و میان «تصویر جنگ» و «تصویرسازی از جنگ» تفاوت بگذارند.
انتشار محتوای جعلی با هوش مصنوعی، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت فضای روانی خاصی ایجاد کند، اما در بلندمدت میتواند اعتماد عمومی به تصاویر و گزارشهای مربوط به بحرانهای واقعی را نیز تضعیف کند.
تحلیل صفحه سیاست
ویدئوی منتشرشده از سوی ترامپ درباره جزیره خارک را میتوان نمونهای روشن از درهمتنیدگی هوش مصنوعی، جنگ روانی و سیاست خارجی دانست. در شرایطی که تنش میان ایران و آمریکا همزمان در عرصه دیپلماتیک و نظامی دنبال میشود، میدان دیگری نیز شکل گرفته است؛ میدان نبرد روایتها.
در این میدان، یک تصویر جعلی میتواند به اندازه یک خبر واقعی اثرگذار باشد؛ به شرط آنکه مخاطب فرصت یا توان تشخیص واقعیت از تصویرسازی را نداشته باشد.