لارس کلینگبیل، وزیر دارایی و معاون صدراعظم آلمان، در گفتوگو با شبکه ARD تأکید کرده است که مهمترین پیام برلین به آمریکا، پایان دادن به جنگ است. او مسئولیت افزایش قیمت سوخت را نیز متوجه سیاستهای دولت ترامپ دانسته و گفته است تبعات این جنگ در نهایت در پمپبنزینها و زندگی روزمره شهروندان اروپایی احساس میشود.
این موضعگیری از آن جهت اهمیت دارد که آلمان، بهعنوان یکی از قدرتهای اصلی اقتصادی اروپا، معمولاً تلاش میکند در مسائل امنیتی و سیاست خارجی میان حفظ روابط راهبردی با واشنگتن و دفاع از منافع اقتصادی اروپا تعادل ایجاد کند. اما افزایش هزینه انرژی میتواند این ملاحظه را به تدریج تغییر دهد.
جنگ ایران؛ از میدان نظامی تا پمپبنزینهای اروپا
اظهارات کلینگبیل نشان میدهد یکی از مهمترین نگرانیهای اروپا، سرایت پیامدهای جنگ ایران به اقتصاد جهانی است. افزایش قیمت انرژی، هزینه حملونقل و فشار تورمی میتواند مستقیماً بر رشد اقتصادی کشورهای اروپایی اثر بگذارد.
از نگاه برلین، مسئله تنها این نیست که جنگ در خاورمیانه چه پیامدهای امنیتی دارد؛ بلکه این جنگ میتواند معادلات بازار انرژی و هزینه زندگی شهروندان اروپایی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین، فشار برای پایان جنگ را میتوان بخشی از تلاش اروپا برای مهار تبعات اقتصادی بحران دانست.
واشنگتن به دنبال اجماع تحریمی در گروه ۲۰
در سوی مقابل، آمریکا مسیر متفاوتی را دنبال میکند. یک مقام وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرده که واشنگتن در تلاش است هماهنگی میان اعضای گروه ۲۰ درباره تحریمهای ایران حفظ شود.
این رویکرد نشان میدهد دولت ترامپ صرفاً به ابزار نظامی اکتفا نکرده و همزمان به دنبال ایجاد یک ائتلاف اقتصادی برای افزایش فشار بر تهران است. تحریمهای جدید آمریکا علیه افراد و نهادهای ایرانی نیز در همین چارچوب تعریف شده و واشنگتن هدف خود را قطع منابع مالی و نظامی ایران و تضعیف شبکههای حمایتی منطقهای عنوان کرده است.
در واقع، نشست گروه ۲۰ میتواند به عرصهای برای یک رویارویی دیپلماتیک تبدیل شود: آمریکا به دنبال تثبیت فشار اقتصادی علیه ایران است و برخی کشورهای اروپایی، همزمان، نسبت به هزینههای ادامه جنگ هشدار میدهند.
شکاف دو سوی آتلانتیک در حال نمایانتر شدن است
آنچه در مواضع اخیر آلمان دیده میشود، الزاماً به معنای فاصله گرفتن کامل اروپا از سیاستهای آمریکا در قبال ایران نیست؛ اما نشاندهنده افزایش حساسیت اروپاییها نسبت به هزینههای این سیاست است.
واشنگتن جنگ و تحریم را بخشی از راهبرد فشار بر تهران میداند، در حالی که برلین بیش از هر چیز بر پیامدهای اقتصادی و ضرورت پایان درگیری تمرکز کرده است. این تفاوت نگاه میتواند در صورت طولانی شدن جنگ، به یکی از چالشهای مهم روابط آمریکا و اروپا تبدیل شود.
نفت؛ برنده بحران یا متهم جدید اروپا؟
کلینگبیل علاوه بر انتقاد از جنگ، موضوع دیگری را نیز مطرح کرده است: سودهای هنگفت شرکتهای نفتی در شرایط بحران.
او خواستار وضع مالیات یکپارچه اروپایی بر سودهای کلان شرکتهای نفتی شده و هشدار داده است که برخی شرکتها از بحرانها و تنشهای ژئوپلیتیکی برای افزایش سود خود استفاده میکنند. قرار است این موضوع در نشست وزرای دارایی اتحادیه اروپا در دوبلین در ۱۹ سپتامبر مورد بررسی قرار گیرد.
این پیشنهاد نشان میدهد بحران انرژی از نگاه اروپا تنها یک مسئله خارجی نیست؛ بلکه به موضوعی برای سیاست داخلی و اقتصادی نیز تبدیل شده است. اگر افزایش قیمت انرژی ادامه پیدا کند، دولتهای اروپایی ممکن است همزمان با فشار بر آمریکا برای کاهش تنش، به دنبال مهار سود شرکتهای انرژی و حمایت از مصرفکنندگان نیز باشند.
گروه ۲۰؛ میدان تازه اختلاف بر سر ایران
نشست وزرای دارایی گروه ۲۰ در اشویل کارولینای شمالی، پیش از اجلاس رهبران این گروه در میامی، میتواند اهمیت بیشتری از یک نشست اقتصادی معمول داشته باشد. ایران، تحریمها، قیمت انرژی و آثار اقتصادی جنگ اکنون به موضوعاتی تبدیل شدهاند که سیاست خارجی و اقتصاد جهانی را به یکدیگر گره میزنند.
در چنین شرایطی، تلاش آمریکا برای همراه کردن اعضای گروه ۲۰ با تحریمهای ایران با فشارهایی از سوی برخی شرکای اروپایی مواجه است. اگر جنگ طولانی شود، این اختلاف میتواند عمیقتر شده و شکاف میان منافع امنیتی واشنگتن و ملاحظات اقتصادی اروپا را آشکارتر کند.
جمعبندی
موضع اخیر وزیر دارایی آلمان را باید بیش از یک انتقاد سیاسی معمول از دونالد ترامپ ارزیابی کرد. برلین در حال ارسال این پیام است که ادامه جنگ ایران و آمریکا برای اروپا صرفاً یک بحران ژئوپلیتیکی در خاورمیانه نیست؛ بلکه مستقیماً با قیمت انرژی، تورم، رشد اقتصادی و ثبات بازارهای اروپایی ارتباط دارد.
در مقابل، واشنگتن تلاش میکند با استفاده همزمان از ابزار نظامی و تحریمهای اقتصادی، فشار بر ایران را حفظ و متحدان خود را نیز با این سیاست همراه کند. بنابراین، یکی از پرسشهای مهم در ادامه بحران این خواهد بود که آیا اروپا حاضر است برای حفظ منافع اقتصادی خود فاصله بیشتری از راهبرد جنگی واشنگتن بگیرد یا در نهایت در چارچوب فشارهای آمریکا علیه تهران باقی خواهد ماند.